تبليغاتX
امیر رضا خادم
سلام

نمی دونم این روزا وقت کردین نشریاتیکه به نظرمی رسن همسویی هایی با دولت دارن رو  ورق بزنین؟

بعد از مباحثی که  پیرامون آقایان هاشمی و ناطق نوری پیش از انتخابات طرح شد و باعث موضع گیری جدی رهبری معظم انقلاب درخطبه های نمازجمعه در مقابل آنها شد، حال شاهد ادامه این نوع مواضع پیرامون برخی دیگر ازچهره های موجه نظام هستیم.

دراین روزها بزرگانی مانند دکتر لاریجانی رییس مجلس ، آیت الله جوادی آملی  مجتهد عالی قدر وامام جمعه قم  ، مهندس اکبر ترکان وزیر اسبق و معاون تا چند روز پیش وزیر نفت ،دکتر قالیباف شهردار تهران و جالب تر از همه برخی ملی پوشان تیم ملی که دستبند سبز بسته بودند(که البته من هم درصورت فراهم بودن شرایطی منطفانه موافق چنین حرکتی نبودم) و...به شیوه های گوناگون مورد انتقاد و چپ و راست شدن توسط حامیان دولت واقع شده اند.

نکته قابل تامل اینه که خدمات متعدد و متنوع همه این بزرگواران در طول ۳۰ ساله انقلاب بارها وبارها ثابت شده و منحصرا مربوط به دوران امام (ره) هم نیست  و تفکراتشان هم نزدیک به جناح موسوم به اصولگرا ست ...!

چرا؟!

نوشته شده توسط امیر رضا خادم در شنبه ششم تیر 1388 |

 

سلام

آب به آسیاب دشمن ریختن       یا      ما  را به خیرتو امید نیست، شرمرسان!

هر گاه در کشور یک انتظار، اعتراض یا درخواست مدنی یا صنفی توسط بخشی ازجامعه مطرح می شود بلافاصله سر و کله دایه های مهربان تر از مادر از گوشه و کنار دنیا پیدا می شود .

آنها با ادعای حمایت از آزادی و ابراز نگرانی ازتضيیع حقوق مردم ایران ، درقواره مدعی العموم وارد بازی شده و با بهره گیری ازقدرت بی حد وحصر رسانه ای آنچنان وضعیت را بحرانی می کنند که در زمانی بسیار اندک ، مدعیان ومعترضان اصلی که نوعا ازابتداي طرح موضوع ، سعی درحرکت درچارچوب قانون را داشته اند ، خود را درمقابل کل نظام مي بينند و از اين مرحله است كه شرایط درمسیری می افتد که درنهایت، طراحان ومدعیان صادق ومنطقی اولیه دست ازپا درازتر همراه با کوله باری ازتهمت هاي روا و ناروا یا مجبوربه پس گرفتن حرفشان می شوند و یا زیربارهجمه های گوناگون کمرخم نموده وازصحنه جامعه حذف می شوند.

البته شاید وجود چنین شرایطی برای کشوری با مختصات كشور ما چندان غیرعادی وتعجب آورنباشد.

به هرحال ایران وایرانی پس از قرنها وحتی هزاران سال تجربه حکومت های استبدادی ودیکتاتوری از یک سو و تحت استعمار و سلطه دیگران واقع شدن از سوی دیگر، تنها 30 سال است كه دموكراسي را تجربه وتمرین مي كند و طعم واقعی استقلال را مي چشد و دراین مدت مصرانه درتلاش بوده تا معرف و ارائه کننده نوع جدیدی از دموکراسی با نام "مردم سالاری دینی" نیزباشد.

مردم سالاري ديني قطعا نمی تواند خیلی خوشایند کشورهای استعمارگری باشد که درتجربه تاریخی ایران حضور رنگارنگ و مختلف آنها به کرات مشاهده می شود و چه موقعیت هایی که با اعمال نفوذ و سیاست های ناجوانمردانه آنان از دست ملت بزرگ ایران پرید و ضایعات آن هنوزکه هنوز است برپیکره این کشورنقش بسته است.

قرار داشتن ایران دربهترین موقعیت سوق الجیشی منطقه ، وجود منابع زیر زمینی و پتانسیل های خدادادی بسیار، نیروی کارجوان ومستعد ، گذر از فراز وفرود های گوناگون ، تبدیل شدن به قدرتی غیرقابل انکاردرمنطقه و...همه وهمه دلایل مستندی است برای آنكه دنیای استکبار و زورنسبت به از دست داندن چنین گوهرگرانبهایی ناراضي باشد.

اگربا اين كليات موافق باشیم، باید به این مسئله بپردازیم که درچنین شرایطی رسالت سیاست گذاران، مجریان، دستگاههای اجرایی ونظارتی و درنهایت بدنه و اقشارمختلف جامعه چیست؟ آیا به بهانه حراست ازنظام دربرابر سوء استفاده های احتمالی دشمنان ، باید ازطرح هرگونه انتقاد واعتراضی پرهیز کرد؟! آیا منطقی ست هر گاه فرد یا گروهی که با نیت اعاده حق خود و یا دغدغه ای عمومی به طرح و بيان نقد و نظر درباره مسئله ای مبادرت كند، تنها با توجیه اينكه آب به آسیاب دشمن ریخته مي شود با آنها برخورد كنيم؟ آيا صحيح است با رفتارها و جوسازی های پیرامونی شرایطی فراهم كنيم که دراندک زمانی انگ مخالفت با کل نظام طرح شود و امکان پی گیری درچارچوب قوانین جاری کشوربرای طراح یا طراحان باقی نماند و درنتیجه خیلی زود هر حرکت مصلحانه ای تبدیل به آشوبی مخاطره آمیزشود؟

نوع برخورد با حوادثی مانند اعتراض معلمان درمقابل مجلس،حادثه کوی دانشگاه ، اعتصاب رانندگان اتوبوس ، تخریب مسجد دراویش دربروجرد ، تحقیق و تفحص مجلس از قوه قضائیه ، اعتراض به شرکت معاون رئیس جمهوردرمراسم رقصی درترکیه ،بسته شدن گاه و بی گاه وبرخی مواقع فله ای نشریات و...تنها بخشی ازاین سوء تدبیرهاست که ماحصل آن تنگ شدن بیشتر وبیشتر دایره خودی ها و افزایش تصاعدی غیرخودی ها بوده است.

نیروی انسانی ذی قیمتی که کمترین اثربخشی شان برای یک جامعه پویا و مولد، بهره مندی از روحیه نقادی آنها براي زمینه سازی و ايجاد جرقه هایی عملیاتی درذهن مجریان حاکمیت درمسیرتوسعه همه جانبه ملی است.

آخرین و یا تازه ترین رویدادی که درادامه روند نامیمون گذشته درهمین چارچوب درحال روی دادن است ، مسئله انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری و اعتراضات به نتایج آن است.

انتخاباتی که با حضور85 درصدی مردم می توانست بزرگ ترین جشن ملی و مهرتاییدی بر"آری" 98 درصدی به نظام جمهوری اسلامی در12 فروردین 1358 باشد (که البته فارغ ازحواشی روی داده بعد از انتخابات باید اذعان داشت که همین گونه نیزبود.)

انتخاباتی که 4 کاندیدای حاضر درآن همانطورکه رهبرمعظم انقلاب نیزدرخطبه های نمازجمعه به آن اشاره کردند،نخبگانی ازدرون نظام وپایبند به اصول مترقی قانون اساسی  بودند و هرکدام به نوعی نقشی تعیین کننده دربنای نظام جمهوری اسلامی ایران در 30 سال گذشته داشته اند.

چینش آرا نیز فارغ از دعوایی که برسر آن وجود دارد به هرشکل بخش اصلی اش را تفکری دربرمی گیرد که بسیارتاکید برولایت فقیه،عدالت اجتماعی، انرژی هسته ای و... داشت.

این ادعا را به صورت کاملا مشهود می توان درتطابق میان مجموع آراء ماخوذه واظهارات دو کاندیدای اصلی یعنی آقایان موسوی واحمدی نژاد مشاهده كرد.آنچنان که گاه هریک ازاین افراد مجبورمی شدند برای معرفی خود به طرح نقاط افتراق شان بپردازند چون به نظرمی رسید نقاط مشترک بسیاری درکاروبرنامه دارند ومردم هم صرف نظرازمیزان آراء هریک ازدوکاندید،بیشترین رای را به آنها و تفکرشان داده اند.

انتخابات به پایان رسیده و اعلام نتایج حاصل ازقریب به 40 میلیون برگه رای،باعث تعجب بسیاری ازمردم حتی طرفداران فرد پیروز شد.

اختلاف بیش از10 میلیونی راي نفر اول نسبت به کل آرا 3 نفربعدی! آنهم درشرایطی که انتخاباتی بسیار فشرده و رقابتی بسیارنزدیک وجود داشت.         

 بنا برتجربیات تکرارشده تمامی دوره های گذشته چه در کشور ما و چه در کشورها دیگر، رئیس جمهور وقت درصورتی که امکان شرکت در دوره بعدی را داشته باشد میزان آرائش نسبت به دوره های گذشته کمترمی شود ؛ چون منطقا مردم اگر ازعملکرد او راضی باشند دیگرلزومی به شرکت درانتخابات نمي بينند و خیلی اشتیاقی برای رای دادن ندارند واگر هم که ناراضی باشند بازهم یا شرکت نمی کنند و یا اگرشرکت کنند به فردی غیر از رئیس دولت وقت رای می دهند.

به فرض عدم تائید این نظریه حداقل می توان مدعی بود که طیف خاموش جامعه که به صورت مرسوم اهل رای دادن نیستند،به احتمال زیاد برای دادن رای به رئیس دولت قبل به پای صندوق های رای نخواهد رفت ودرنتیجه می شود انتظارداشت با افزایش آمار رای دهندگان ازیک حد متعارف ، این کاندیداهای دیگرهستند که آراء خاموش رابه سبد خود واریزخواهند نمود.

البته این فقط یکی ازفرضیات است و ادله و مستندات دیگر فارغ ازتایید یا رد آنها حداقل می توانند قابل بررسی باشند . باید این حق را برای کاندیداهای معترض قائل باشیم که اعتراض کنند واین اعتراضات مورد بررسی جدی و عادلانه قرار گيرد.

حال چه اتفاقی افتاده است که مردم و کاندیداهایی که تا قبل ازانتخابات افرادی متعهد، پای بند به نظام ، وظیفه شناس وفهیم معرفی می شوند،پس از انتخابات به خاطر اعتراض به نتیجه حاصله با اتهامات گوناگون مواجه مي شوند و تا اعتراضشان به خارج ازچارچوب های عرفی کشیده نشود، نه دیده می شود ونه شنیده؟!

به یاد دارم 1سال ونیم قبل زمانی که درگیر رقابتهای انتخاباتی برای ورود به مجلس هشتم بودم،بسیاری ازنظرسنجی های معتبراز سوي گروه ها و ارگان های مختلف معتبرو یا جناحی نشان دهنده این مطلب بود که درشهر تهران گزینه اول یا دوم مردم درانتخابات خواهم بود، ولي شصتم شدم! و مجوز شرکت در دور دوم انتخابات رانیز نیافتم. اما زمانی که از سوی وزارت کشورآمار آراء موجود درصندوق ها را دریافت کردم متوجه شدم حتی صندوق هایی که اعضای 10 نفری خانواده خودم درآنجا رای داده بودند و یا درمسجد محل سکونتم درگزارش صندوق های وزارت کشورتعداد آراء من صفرثبت شده بود!

و به استناد همین مدرک به شورای محترم نگهبان وفرمانداری تهران نامه ای نوشتم وخواستاربررسی مجدد موضوع شدم. حالا یک سال و نیم ازآن زمان می گذرد ولی هنوزپاسخی دریافت نکرده ام ! وجالب آنجاست که همین نوع اعتراض را تعدادی از افرادی که امروزجزء طرفداران کاندیدای پیروزریاست جمهوری هستند و نسبت به اعتراض کاندیداهای دیگربه نتایج انتخابات نگاهی نکوهشگردارند؛ درآن زمان خود به آراء شان درانتخابات مجلس معترض بودند و فقط به این خاطر اعتراضشان را پیگیری نکردند که درنهایت توانستند ازطریق لیست جناح پیروز به هرشکل به مجلس راه یابند.

بنابراین چنين تجارب تاريخي كه نمونه هاي كمي هم ندارد و درخواست هاي بي پاسخ بسياري كه دراين خصوص وجود دارد زمينه اي مي شود براي خارج شدن كار از روال قانونی خود درمواقعي مثل انتخابات رياست جمهوري اين دوره و طبیعتا مسئله شکل وقالب دیگری پیدا كرده و کاربه جایی می کشد که به علت ضعف درمديريت منطقي امور ، رهبری نظام مجبوربه مداخله و صدوردستور بررسی جدی و دقیق شکایات می شوند.

ایشان ازیک سوبرتعهد هرچهارکاندیدا صحه می گذارند وازسوی دیگرهمه را به رعایت قانون دعوت می کنند ودرآخر ضمن ابرازتعجب ازامکان تقلب درآرایی با اختلاف 11 میلیونی،راه قانون را برای پیگیری حق، بهترین راه معرفی می نمایند.

شنبه شب گذشته دکترلاریجانی، رییس مجلس شورای اسلامی دریک برنامه زنده تلویزیونی دراظهاراتی بسیارقابل تامل ومنطقی درخصوص نحوی مواجهه با انتظارات واعتراضات موجود نسبت به نتایج انتخابات ، این موضوع را مسئله ای بسیارطبیعی و واقعی با توجه به وجود شور وشوق بسياري كه دوسوي رقابت درقبل از اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری داشتن، دانسته وبر لزوم فراهم آوردن شرایط برای اظهارنظروطرح مباحث ازمجاری قانونی وعمومی موجود درنظام تاكيد كرد؛ ازجمله درنظرگرفتن فرصت برای ابرازنظرات ازطریق رسانه ملی ، دادن مجوزبرای برگزاری مینینگ های آرام وقانونی درمکانهای مناسب و....

به نظرمی رسد اگر همین چند امکان نیزبه صورت مسالمت آمیز و مدبرانه دراختیارگروه های معترض اجتماعی قرارمی گرفت ویا بگیرد به ضرس قاطع می توان مطمئن بود بسیاری از حوادث نامناسبی که دراین چند روزشاهد آن بوده ایم رخ نمي داد. اين حوادث متاسفانه ازیک سوباعث کشته شدن تعدادی از هموطنان شد وازسوی دیگر زمینه سازي ایجاد خدشه درسطح اعتماد ملی را تسهيل كرد ، در حالي كه ماجرا مي توانست تبدیل به یک هم اندیشی وطرح دیدگاه ها ودرنهایت نیل به راهکارهایی قانونی شود . متاسفانه شاهدیم تقریبا هیچ گونه مجالي برای طرح ایرادات وابهامات معترضان وجود ندارد و با رسانه های مکتوب به محض کوچکترین اظهارنظرتاثیرگذاربرخورد قهری شده و صداوسیما نیزبا رفتارهایی کاملا یک جانبه وحتی عدم پای بندی به اصل امانت داری مبادرت به تحریف سخنان معترضین و حتی برخي طرفداران كانديداها كه از قشر ارزشمند و نخبه جامعه هستند، میکند.

پیش بینی نتایج حاصل از این گونه رفتارها خیلی دشوارنیست؛ ازدست دادن اعتبارواعتمادي كه رسانه ملي درچند سال اخير تلاش بسياري به منظوربازسازي آن نموده بود وهمچنين تغییرمرجع اطلاع رسانی ازداخل کشوربه خارج ازمرزها!

این اتفاق همان چیزیست که دشمنان دیرینه این مرز وبوم خواهان آنند.

اخبارخودمان را با ترکیبی که صلاح می دانند وبا بهره گیری ازتکنیک های برتر اطلاع رسانی- که باید معترف به توانمندی آنها دراستفاده ازاین حربه های تاثیرگذاربود-  نان که مایلند تهیه كرده و به خورد خودمان می دهند!

حال ما باید برای مقابله با این حربه دست به کار اموری شویم که سال هاست تاثیرخود را ازدست داده و آنقدرتکراری ومستهلک شده اند که مردم ساکن دورترین نقاط کشور نیز رغبتی برای گوش فرادادن به آنها را ندارند.

کوتاه سخن آنکه درنهایت مجبوریم با تمسک به هر روشی که به ذهن می رسد براي آرام کردن فضا استفاده كنيم و یک بار دیگر از معترض و مدعی که ممکن است حقی داشته باشد یا تنها متصور داشتن حق است بخواهیم که تمکین کند تا دشمنان داخلی و خارجی بیش از این نتوانند از موقعیتی دیگر که خود برایشان فراهم كرده ایم سوءاستفاده کنند.

درچنین شرایطی است که نمی دانم باني و باعث اتفاقات را معطوف به ضرب المثل" آب به آسیاب دشمن ریختن" بدانيم يا به صراحت وخيلي جدي و محكم می توان یک بار دیگر رو به دایه های مهربان ترازمادری که درآن سوی مرزهای کشورما درحال ابرازنگرانی های دائمی هستند كرد و فرياد برآورد:

ما را به خیرتو امید نیست ؛ شرمرسان!

 

نوشته شده توسط امیر رضا خادم در سه شنبه دوم تیر 1388 |
سلام

این چند روزه چند تا جمله از چند نفر یا ارگان شنیده ام که گاه باعث غرور وگاه تاسفم شده.:

۱.آیت الله خامنه ای:تخریب ها وکارهای زشت وبرخی جنایاتی که اتفاق افتاد مربوط به مردم وحامیان کاندیدا ها نیست.

۲.مهندی موسوی:ما به عنوان کسانی که به نظام جمهوری اسلامی و قانون اساسی آن پایبندیم اصل ولایت فقیه را یکی از ارکان این نظام می‌دانیم و حرکت سیاسی را در چارچوب‌های قانونی دنبال می‌کنیم

۳.اطلاق عنوان فرصت طلبان به معترضان و راهپیمایان در بیانیه وزارت امور خارجه به کشورهای مداخله کننده در مناقشات انتخاباتی

۴.زهرا رهنورد:به دوستی دشمنان انقلاب نیازی نداریم.

۵.دعوت آقایان کروبی و میر حسین موسوی به شرکت مردم در نماز جمعه به امامت آیت الله خامنه ای

۶.تشبیه طرفداران یک کاندیدا به زنان ...باز ومردان فاسد

۷.تشبیه معترضان به خس وخاشاک

۸.فائزه هاشمی:...جامعه ما قهرمان ساز و اسطوره کش است...

/...من عامل اصلي اين ديکتاتوري ها(!) را خاتمي مي دانم ...

۹.نامه چهار کارگردان متعهد و توانمند سینمای ایران و جهان (مجیدی،میرکریمی،تبریزی و برزیده ) خطاب به مهندس موسوی: ...توفیق بزرگ شما آن بود که بخش عظیمی از جمعیت خاموش را به صحنه آوردید....هنر بزرگ شما این بود که چنین جمعی را که ایرانی اند وعاشق ایران به پای صندوق های رای کشاندید....

 ۱۰.فریاد های الله اکبر از پشت بام ها

نوشته شده توسط امیر رضا خادم در پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388 |
سلام

شب گذشته در تلویزیون سخنان رهبرمعظم انقلاب در دیدار با نمایندگان کاندیداها بسیارقابل تامل بود و درشرایط کنونی که اعتراضات به سمت خونین شدن و... پیش می رود، فکرمی کنم مسکن مناسبی برای نگرانی هایی باشه که دربخش وسیعی از جامعه ایجاد شده است.

یکی دو نکته درمیان سخنان ایشان بیشتر حائز اهمیت است یکی موضوع اعتمادی که ایشان فرمودند همیشه به مجریان انتخابات داشته اند و  بنابراین در این دوره هم با چنین پیش فرضی به آنان اعتماد کرده اند و دوم هم دستور صریح به بازشماری صندوق های مد نظر معترضین و یا شمارش تصادفی آراء.

 البته برخی شائبه ها هم با توجه به گذشت قریب به یک هفته از رای گیری و در اختیار قرارداشتن صندوق ها در دست مجریان انتخابات وجود دارد که فکر می کنم اگر درپای صندوق ها نماینده های کاندیداها  بوده باشند و صورت جلسه ها را امضاء کرده باشند به استناد آنها میشه پی گیری کرد ولی اگه غیر این باشه که فکر نمی کنم خیلی بشه نظارت و اعتراضی کرد...

به هر حال امید وارم آنچه حق است روی دهد.آمین.

نوشته شده توسط امیر رضا خادم در چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388 |

سلام

در انتخابات ششمين دوره رياست جمهوري 33156055 نفر واجد شرايط شركت بودند و 50.66% آنها در انتخابات شركت کردند. دكتر احمد توكلي با 4026879 رأي (23.97%)، جاسبي با 1498084 رأي (8.92%) طاهري با 387655 رأي (2.31%) و هاشمي رفسنجاني با 10566499 رأي (63%).

نمی دونم به یاد دارید یا نه ولی در آن دوره که دوره دوم کاندیداتوری آقای هاشمی بود، احمد توکلی با طر ح ایرادات وانتقاداتی به هاشمی توانست باعث افت آراء هاشمی از 15میلیون دوره قبل به 10 میلیون شود و این اتفاق در شرایطی روی داد که توکلی تقریبا هیچ حامی جدی هم نداشت وهمون طور که می بینید تنها 50 % مردم به پای صندوق ها رفتند. و از میان این 50% هم 24 % به توکلی رای دادند.

یعنی در عین حالی که مردم معترض به عملکرد هاشمی شده بودند اما به توکلی هم آنچنان امید نداشته و لذا فقط در صد مشارکت پایین آمده و در مجموع سه رقیب هاشمی بیش از 35 درصد آراء با مشارکت پایین را هم کسب کردند.

حال مقایسه کنید آن زمان را با الان که دوره دوم کاندیداتوری دکتر احمدی نژاد است و این همه سر وصدا وحمایت از رقیب ایشان هم شده وتقریبا در همه کشور هم همین روال حاکم بوده و در بدترین حالت رقبایی جدی با طرفداران شناخته شده در کنار ایشان قد علم کرده اند و این وضعیت آنقدر حاد شده که حتی انتظار برنده شدن رقیب ایشان در همان دوره اول هم می رفته و...حالا ایشان توانسته :

 1.برخلاف روال همیشه انتخابات که روسای جمهوری قبلی (آیت الله خامنه ای، هاشمی ، خاتمی)رقیب جدی نداشته اند ولی بازهم درصد آرائشان از دوره اول شرکتشان کمتر می شده حتی از دوره قبلی (به فرض سلامت انتخابات در آن دوره) که بخش عمده ای برای نه به هاشمی به ایشان رای دادند، این دوره بیشتر رای بیاورد!

 2.موجب کشیده شدن بیش از 70% واجدین رای به پای صندوق ها شود تا به ایشان رای بدهند.!

۳.آراءخاموشی که بخشی تا به حال هیچ گاه رای هم نداده اند را به صحنه بکشد تا به ایشان رای بدهند.!

 4.اختلاف آرائش با نفر بعدی که تصور پیروزیش هم می رفت بیش از 2 برابر باشد.!

۵.مجموع آراء رقیبان سرشناس و پر طرفدار ایشان نسبت به دوره ششم که کاندیداهای کنار آقای هاشمی خیلی جدی نبوده اند هم کمتر شود!

 6.وزارت کشورش به دستور شورای نگهبان که گفته بود تا قبل از تائید این شورا آراء اعلام نشود هم توجه نمی کند!

 7...

نوشته شده توسط امیر رضا خادم در دوشنبه بیست و پنجم خرداد 1388 |

سلام

برای دهمین بار درنظامی که مبنا و رسالت آن نیل به هدفی به نام "مردم سالاری دینی"ست، شمارش معکوس انتخابات ریاست جمهوری آغازشده وگروه ها وجریانات مختلف سیاسی ، هر روز بیش از روز قبل ، درحال افزودن برتلاش خود به منظور جلب آراء مردم به سمت کاندیدای حزب و جناح شان هستند.

هرچند این شرایط مختص به جناح های سیاسی هم نبوده وگروه های مرجع جامعه که دوطیف عمده آنها یکی ملقبین به روشنفکری ودیگری منتسبین به حوزه فرهنگ هستند نیز بر خود فرض دانسته اند کم وبیش وارد گود انتخابات شده و مردم را ترغیب به مشارکت درانتخابات و حمایت از نامزدی كنند که ارجح مي دانند­، درمیان آنها عده ای آنچنان برعقیده و نظرخود مصرند که گاه برای اثبات آن به مجادله و مناقشات لفظی با یکدیگر حتی در سطح رسانه ای می پردازند.

البته پر واضح است که چنین وضعیتی قبل از هرچیز دربطن خود نشان ازتثبیت و قوام بیش ازپیش نظام جمهوریت واسلامیت حاکم برکشور دارد.چنانکه بخش عمده ای ازنیروهای اپوزیسیون نظام نیزبرخلاف رفتارهای بازدارنده گذشته ، درحال حاضر به ترغیب مردم برای شرکت درانتخابات و رای به نامزدهایی تشویق می کنند که پس ازگذر از مرحله تأييد صلاحیت امکان ورود به عرصه رقابت های انتخاباتی را بدست آورده اند!

اما آنچه نگارش این سطور را باعث شد ، نه موضوع میزان یا کیفیت تاثیرات عمومی این حضورهمه جانبه بلکه طرح انتقاد نسبت به  عملکرد اجتماعی،سیاسی جامعه بزرگ نخبگان ورزشی کشوراست.

نخبگان ورزشی همانند اصحاب هنر در همه کشورها به عنوان یکی از گروه هاي مرجع اجتماعی محسوب می شوند.

این ویژگی در کشور ما با توجه به علاقه عمومی نسبت به مسائل مختلف اجتماعی ، سیاسی و...از یک سو و فقدان احزاب سیاسی شناسنامه دار از سوی دیگر اهمیت وتاثیر گذاری بیشتری نیزدارد واز اين رو رسالت نخبگان وگروه های مرجع مانند روحانیون،هنرمندان ، ورزشکاران،معلمان و... درشناساندن وترغیب اقشارگوناگونی اجتماعی به منظورهمراه نمودن آنان با اهداف عالیه کشور ونظام بسیاراستراتژِیک وموثراست.

به همین خاطردرطول 30 سال گذشته همیشه شاهد فعالیت های محسوس هریک ازاین طیف های مرجع در اطلاع رسانی وتشویق جامعه به سمت نامزد یا نامزدهای معرفی شده برای اداره حوزه های مختلف اجرایی ویا قانون گذاری کشوربوده ایم .

دراین میان شاید تنها گروه مرجعی که حضورغیرموثر ومنفعلانه ای داشته، جامعه نخبگان ورزشی بوده اند.

اینکه چرا چنین رویکردی که غالباً ، وجود روحیه عافیت طلبی ومصلحت اندیشی اهالی ورزش را به ذهن جامعه متبادر می سازد،درمیان بخش عمده ای ازاین قشر وجود دارد، سوالیست که می توانند علل متعدد داشته باشد:

-          شاید یکی ازعلل وجود این رفتارمنفعلانه، مشغولیت های ذهنی ورزشکار،مربی ومدیر ورزشی با مسائل روزمره ای باشد که به منظور نیل به مقصود درحال دست وپنجه نرم کردن با آنها است ، وبه همين خاطر  ورود به مسائل سیاسی...موجب وقفه افتادن درکار ودرگیرشدن او با عواقب مسائل حاشیه ای متاثراز نتایج کارهای سیاسی  شود. عواقبي مانند برخوردهای کینه جویانه گروه پیروز یا مواردی این چنینی باعث می شود طیف فعالان ورزشی رغبتی به حضور جدی درفضای حمایتی و چالشی انتخابات نداشته باشد.

-          عده ای نیز معتقدند علت وارد نشدن جدی جامعه ورزش به مبحث انتخابات ، سطح نازل دانش واطلاعات سیاسی واجتماعی و... آنان برای ترغیب جامعه له یا علیه کاندیدا ها یا گروه های مختلف است!

-          یک چهره مشهور ورزشی فارغ از هر جریان سیاسی، مطلوبیت و مقبولیتی عمومی دارد و قطعا منتسب شدن به یک جریان خاص باعث افتادن او از چشم جریانات مقابل شده و با یک نگاه عافيت طلبانه و منفعت جويانه، ورود به چنین فضایی منطقی به نظرنمی رسد!

این موارد وبرخی دیگر از مسایل مبتلابه جامعه ورزشی را گروهی از آشنایان با فضاي ورزشی و روحیه ورزشکار ومربی ومدیر به عنوان علل حضور كم رنگ  ورزشی ها در رقابت های سیاسی طرح می کنند اما من معتقدم با برخی از این موارد مخالفم و برخی دیگر نیز برایم قابل توجیه نیست.چرا؟! چون معتقدم اگرجامعه ورزش به قصد عدم ورود به حاشیه از حضور فعال درانتخابات پرهیز میکند، پس چگونه است که بعضی از دوستان مربی و مدیر و ورزشکار را گاه درچند ستاد انتخاباتی به صورت هم زمان می توان مشاهده کردو معناي اين نوع حضور چيست؟

ورزشیها مدیران به اصطلاح ورزشی را به ياد مي آورند که در دوره پیشین انتخابات با گسیل كردن ورزشکاران رشته های تحت نفوذشان درستادهای نامزدهای مختلف، تنها به بهره های فردی وعاقبت اندیشی مذبوحانه ای همت می گماردند که البته بهره های آن را نیز از فردای انتخابات بردند وهنوز هم می برند!...

با این تفکر که "ورزشی ها ازسطح دانش اجتماعی وسیاسی قابل قبولی برخوردارنیستند"نیزموافق نیستم. چرا که اولا شرکت درانتخابات وحمایت ازیک نامزد انتخاباتی ویا ترغیب مردم به شرکت درانتخابات، نیازمند تخصص خاص ویا اطلاعات ویژه ای نیست و هر ایرانی علاقمند به سرنوشت کشورش با کمی مطالعه وبررسی شرایط کشورمی تواند به وظیفه ملی ومذهبی خود عمل كند و ثانیا،به عنوان فردی که یک دوره نمایندگی مردم را درمجلس شورای اسلامی برعهده داشته ام به جرات می گویم سطح توان ودانش نخبگان ورزشی به هیچ وجه ازسطوح گوناگونی که در رده های مختلف کشور درحال انجام خدمت هستند نازل ترنبوده و در بسیاری مواقع ارجحیت های غیر قابل انکاری نیز دارد، پس نمیتوان عدم تاثیرگذاری دربرهه انتخابات را به دلایلی این چنینی مستند كرد.

امیدوارم مصلحت اندیشی های فردی نیز دلیلی بر بي رغبتي ها نباشد که متاسفانه گويا اينچنين هم هست!

اگر دخالت دادن چنین مصالحی را دلیل برانفعال فرض کنیم، این حرکت ظلمی مضاعف به کشور و ورزش خواهد بود چرا که هنرمندان نیزکم وبیش جایگاه اجتماعی مشابهي دارند اما اعتبار ومقبوليت خود را جدای ازفعالیت هنری ازطریق ایجاد تصویری درسطح جامعه کسب کرده اند که متاثر از همین ابرازعقیده و نظرشجاعانه و نوعا درمسیرمصالح کشورشان بوده است .

به هرشکل تصورمی کنم برای نخبه ای که اگر نبود روحیه مبارزه طلبی و رشادت ها، نخبگان ورزشي، قطعا توفیقی نیز درعالم ورزش کسب نمی کردند، به خاطر ایران و حفظ اعتقادات وباورها فرض است که از هرآنچه فکر می کنيم صحیح و درمسیر صلاح کشور و دینمان است دفاع کنيم وخود را محدود ومنحصر به عرض اندام درمیدان ورزش نکرده و جاودانگی خویش را در راه خدمت دائمی و همه خوعه به کشورمان بدانيم  نه موردی و مصلحت اندیشانه...

 

نوشته شده توسط امیر رضا خادم در دوشنبه یازدهم خرداد 1388 |

هدیه ای بزرگ؟!

سلام

چند روزپیش در روزنامه «خبر» که اتفاقا نشریه‌ای منتسب به جناح اصول‌گرا نیز هست، مطلبی به نقل از رئیس اسبق موساد را خواندم با این مضمون:

«سخنان ... احمدی نژاد، جامعه جهانی را علیه او متحد کرده است. و این خدمت بزرگ وکلیدی به ما است.

احمدی نژاد هدیه‌ای بزرگ برای ما است ...»

مدت‌ها بود به این مسئله می اندیشیدم که آیا مجریان امروزسیاست خارجی کشور پس از طرح مباحث گوناگون درفضای جامعه بین‌الملل، تأکید والزامی بر بررسی واقع بینانه ومستند ازبازخوردهای اظهارات و اقدامات شان دارند؟!

وقبل ازآن، آیا مشاوره وبرنامه‌ریزی منطقی ومناسبی در ارتباط با نوع وشیوه موضع گیری و اظهارنظرهای هریک ازآنان وجود دارد؟!

البته می شد چنین سؤالاتی را نسبت به حوزه فعالیت های عملی واقدامات گروهی تیم ها ی اجرایی سیاست خارجی کشوردرسطح روابط وتعاملات بین‌المللی نیزداشت، اما ازنظرمن هیچ گونه ضرورتی دراین خصوص وجود ندارد، چرا که عملکرد شورای امنیت ملی در این بخش، خود مؤید وجود تعقلی قابل اعتماد وتا حد قابل توجه موفق، درعرصه بین الملی بوده است.

اما درچند سال اخیر درآن بخشی که قراراست بیان کنندگان سیاست های خارجی کشور، مقام یا مقامات عالی رتبه اجرائی کشور باشند و لذا طبیعتاً کنترل واِعمال تصمیم برشیوه و روش اتخاذی آنان مقدورنیست، شاهد اظهارات گوناگون وتنش‌آفرین وگاه متناقضی بوده‌ایم که درهربرهه‌ای آنچنان حواشی ای را برای کشورموجب شده که عواقب آن حتی متأثرکننده بخش‌های دیگر نیز بوده است.

این وضعیت وابراز نگرانی‌ها وانتقادات جدی طرح شده ازسوی صاحب‌نظران وکارشناسان خبره حوزه سیاست خارجی، زمینه‌ای است تا طرح سؤالاتی از جنس سؤالات فوق از ذهن و زبان  هر ایرانی علاقمند به میهن، نظام وامنیت ملی کشور بگذرد و با خود بیندیشد چرا بعد ازگذشت 30سال ازانقلاب وآزمون وخطاهای گوناگون درسطح سیاستهای کلان کشور، هنوزهم باید شاهد اظهاراتی غیرکارشناسانه واحساسی بود که حتی پیش بینی نتایج برخی از آنها قبل از وقوع نیزخیلی دشوارنیست

البته پر واضح است که طرح این مطلب وابراز نگرانی از تأثیرات آن قطعاً به معنای زیرسؤال بردن تمام وکمال عملکرد و موضع‌گیری‌های مجریان سیاست خارجی کشورنیست وتصورنمی کنم هیچ ایرانی علاقمند به این مرز و بوم نسبت به بسیاری از اقدامات مدیران ارشد نظام همانند آنچه که سال گذشته رئیس جمهور در دانشگاه کلمبیا انجام داد ویا مواضع قاطع وپیشروی ایشان دربخش عمده‌ای از داستان پرونده هسته‌ای ایران و... احساس غرورنکند، اما با درنظر گرفتن امواج بی امان تبلیغات منفی که ازسوی دشمنان اقتدار واستقلال کشور به انحاء گوناگون صورت می‌پذیرد وتمرکزی که این ابزارقدرت بر روی کوچک ترین رفتار ما به منظور وارد نمودن ضربات کاری به کلیت نظام نموده‌اند، طبیعی است که رسالت مدیران تصمیم گیر وتصمیم سازسیاسی به طوراعم و راهبران حوزه سیاست خارجی به طوراخص ازحساسیت بالاتری برخورداربوده و هرخطایی درفضای مسموم دنیای امروز شاید تبعاتی غیرقابل جبران برای پاسداری از این منافع به همراه داشته باشد.

با چنین پیش فرضی باید نسبت به بخش قابل توجهی ازکارنامه سیاست خارجی دولت نهم ابرازنگرانی کرد وبه قطعیت بر وجود ضعف در مشاوره‌ها وبرنامه‌ریزی های بدنه کارشناسی سیاست خارجی، که مدام در بیانات ومواضع مجریان ارشد نظام سیاسی نمود دارد، تأکید ورزید. لذا به نظر می‌رسد در آن بخشی که اظهارات واقدامات نتیجه مثبتی به همراه داشته نیز مرهون برنامه‌ریزی و وجود فرآیندی سیستماتیک باشد بلکه باید آنها را برآمده از توان وهوشیاری فردی مجریان دانست.

وجود بارز ضعف مشاوره در اتفاقاتی که نمونه هایی از آن ذکر می شود نمود دارد:

- هولوکاست - پرونده هسته ای ایران:

موضع آزاد اندیشانه رئیس جمهوردرخصوص بررسی مسئله هولوکاست و سؤال ایشان از دنیا درخصوص میزان قطعیت این مسئله وطرح این سخن منطقی که «اگرهولوکاست واقعیت هم دارد چرا فلسطینی‌ها باید تاون آن را بدهند؟» درآستانه تصمیم گیری دنیا درخصوص پرونده هسته‌ای ایران، آنچنان فضاسازی منفی را علیه امنیت ملی کشورما ن موجب شد که درنهایت زمینه ارجاع پرونده هسته ای ایران را به شورای امنیت واجماع بر روی شروع تحریم ها فراهم آورد. این اتفاق در حالی روی داد که ما سالهاست با یک موضع‌گیری خردمندانه هیچ‌گاه قائل به وجود اسرائیل نبوده‌ایم،

که حال در زمانی سرنوشت‌ساز با زبانی تهاجمی،بهانه ای در اختیار دشمنانمان قرار دهیم.

- شورای همکاری خلیج فارس- حضور رئیس جمهور- نقشه تحریف شده ادعای امارات

سال گذشته بود که رییس‌جمهور درمعیت همکاران حوزه سیاست خارجی دولت دراجلاس شورای همکاری خلیج فارس شرکت کرد و در زیر عبارت جعلی خلیج عرب که جایگزین خلیج همیشه فارس شده بود، نشست! درقطعنامه پایانی همین اجلاس نیز ادعای کذب امارات درخصوص جزایر سه‌گانه نیزآورده شد و در نهایت هم مشخص نشد نتایج قابل اعتنای این اجلاس و ثمره حضور بالاترین مقام اجرایی کشورکه با هدف نشان دادن حسن نیت در آن شرکت کرده بود، چه بود؟!

   -  دوستی با مردم اسراییل - گردشگری معاون رییس جمهور

رحیم مشایی سال گذشته درادامه اظهارات اکثرا تنش آفرین خود،به طرح موضوع دوستی با مردم اسراییل پرداخت.

به احتمال زیاد طرح این مسئله از زبان متولی اول گردشگری کشور با نیتی به جز فراهم نمودن فضایی اطمینان بخش ومثبت به منظورتشویق گردشگران خارجی برای سفر به ایران نبوده، اما آیا تبعات کاملا قابل پیش‌بینی این اظهارات درسطح کشور و انعکاس فوق‌العاده بین‌المللی آن به نفع گردشگری تمام شد؟!

- آمریکای لاتین کمونیسم دیکتاتوری توسعه ارتباطات

یکی از سیاست‌های خارجی ابداعی دولت نهم، رویکرد توجه وبرقراری ارتباط حسنه با کشورهای امریکای لاتین بوده است.

این سیاست از زاویه‌ای بسیار پسنده است و می‌تواند به صورتی کاملا غیرمستقیم نشان دهنده حضورایران درحیاط خلوت آمریکا به حساب آید.

اما با بررسی ودرنظرگرفتن مواردی چون: موقعیت کشورهایی مانند ونزوئلا، بولیوی، نیکاراگوئه و... در دنیای امروز، سیاست‌های برآمده ازکمونسیم وگاه دیکتاتورمأبانه موجود درآنها (آخرین آن هم تصویب قانون استمرار ماندن درقدرت رییس جمهور وقت ونزوئلا بود)، ضررهای اقتصادی متاثر از تداوم این روابط با توجه به دوری راه واقتصاد ضعیف این کشورها وازهمه مهم‌تر عدم وجود روابطی دراین سطح با بخش عمده‌ای از کشورها ی صاحب اعتبار جهانی و... نقدهای کارشناسانه بسیاری را به همراه داشته ودارد.

سیاست‌هایی از این دست زمینه‌ایست برای ایجاد نگرانی ها وابهامات بسیارنسبت به رویکرد دولت درحوزه سیاست خارجی وبه نظرمی رسد ادامه این روند جزایجاد تنش وازدست دادن اعتبار و اعتماد جهانی متاثرازسوءاستفاده های تبلیغاتی لابی های سنگین وبزرگ رسانه‌ای وخبری و... صهیونیستی، دست آورد دیگری برای امنیت و منافع ملی به همراه نداشته باشد.

امید وارم دولت دهم نگاهی منطقی تروعلمی تربه مسئله سیاست خارجی بیندازد و درنظرداشته باشد که تنها با توانمندی‌های فردی و به زیر سوال بردن هرگونه کارکارشناسی وتجربه ارزشمند نمی تواند درنیل به مقصود پیروزمند عمل کند.

نوشته شده توسط امیر رضا خادم در شنبه دوم خرداد 1388 |
 26

سلام

شماره ۲۶ هم دراومد.

نقدی بر عملکرد دولت نهم،مصاحبه مفصل با خانم ابتکار،تحلیلی از انتخابات هیات رئیسه شورای تهران پرونده ای بر کتاب پرفروش "دا" ،نقدی بر مسابقات قهرمانی کشتی آسیا و بعضی موضوعات غیر رسمی و...

نوشته شده توسط امیر رضا خادم در یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388 |

سلام.

سرمقاله شماره ۲۵ مجله:

درحالی که بیش ازیک ماه واندی به زمان برگزاری دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری باقی نمانده،به جرأت می توان گفت درفضای سیاسی کشورتقریباً جنب وجوش خاصی که نوید رقابت های انتخاباتی پرشوری را بدهد ، مشاهده نمی شود!

این اتفاق در دوره ها ی گذشته معمولاً متأثرازعوامل متفاوتی بوده است که از جمله آنها می توان به موارد ذیل اشاره کرد:

1.    فضا سازی وایجاد تحرکات جدی درحوزه اطلاع رسانی وآماده سازی عمومی توسط رسانه ملی

صدا وسیما در ادوار گوناگون وبه خصوص در دوره 5 ساله مدیریتی آقای مهندس ضرغامی ، با یک برنامه ریزی منسجم و مناسب ، ازچند ماه مانده به انتخابات اقدام به برگزاری نشست های سیاسی وطرح مسائل مبتلابه کشورمی کرد تا ازاین طریق شرایطی ویژه را برای حضورحداکثری مردم درانتخابات وایجاد شوروشوق انتخاباتی فراهم سازد.

اما علیرغم اظهارات رئیس سازمان صدا وسیما درخصوص عدم نگرانی نامزد ها ی شرکت کننده دررقابت های ریاست جمهوری نسبت به فراهم ساختن امکانات مکفی برای آنان به منظور معرفی خود وبرنامه هایشان ودرمجموع رساندن پیام آنها به سطوح مختلف جامعه ،آنچه که تا این لحظه درآستانه انتخابات ریاست جمهوری دهم شاهد بوده و هستیم نه تنها هیچ گونه برنامه ریزی خاصی برای آماده نمودن شرایطی مناسب برای انتخاباتی پرشوررا نشان نمي دهد  بلکه  در برنامه هایی که به لحاظ رویکردی حاشیه پرداز قلمداد می شوند ، مانند اخبار20 شبکه خبر و یا برنامه 30 :20  شبکه دوم سیما که معمولاً جذابیت خود را از پرداختن به حواشی سیاسی ومسائلی این چنینی کسب نموده نیزتقریباً شاهد تمرکز وتوجه ویژه ای به مبحث انتخابات نیستیم!

2.    شرایط امکان کاندیداتوری مجدد رئیس جمهور وقت

درطول 30 سال گذشته اگربرخی استثنائات مانند عزل یا شهادت رئیس جمهوررا کناربگذاریم ، روال کشوربراین بوده که هرفردی که زمام امور اجرائی کشور را برای یک دوره در دست گرفته ، در دوره چهارساله دوم نیز از آنجا که براساس قانون اساسی امکان نامزدي مجدد او وجود داشته ، با رقابتی جدی درانتخابات مواجه نگشته وتقریباً تمامی شرایط برای ادامه کاراو فراهم بوده است.درصورتی که این اولین دوره است که ازهمان ابتدای شروع به کار دولت نهم ،فعالیت های محسوس وغیر محسوس در خصوص موفقیت ایشان درانتخابات دوره دهم آغازشد.

این مسئله که شاید مهم ترین دلیل آن رفتار وعمکرد خود دولت وپرداختن به برخی مسائل بحران آفرین ازجمله متهم کردن دولت های پیشین و زیرسؤال بردن گاه وبی گاه آنها و یا افراد فعال در دوران 30 ساله انقلاب باشد ، موجب شده تا برای اولین بار ازمدت ها قبل زمزمه آماده شدن گروه ها وجریان های مختلف برای انتخابات بعدی به گوش برسد! اما علیرغم همه این مسائل امکان قانونی برای ادامه فعالیت یک دوره دیگررئیس جمهور وقت ، زمینه ای بسیارقوی برای گرم نشدن جدی تنورانتخابات است.

3.    حضور چهره های شاخص وشناخته شده سیاسی کشور درقالب نامزد انتخابات

در دوره های گذشته اعلام حضورچهره های فعال درحوزه سیاست که مردم به طُرُق مختلف آنها را شناخته و انتظار حضورشان را درانتخابات داشتند ، زمینه ای برای ایجاد فضای پرشورونشاط درفصل انتخابات بود.اما دراین دوره ، تلاش طیف های حامی دولت نهم مبنی برعدم ورود فردی دیگرازمیان جریان نزدیک به رئیس جمهور و درنتیجه وجود تردید درمیان این دسته از نیروهای بالقوه برای شرکت درانتخابات ازیک سو ، و اعلام انصراف ، عدم تمایل ویا تکذیب حضور بسیاری ازچهره های سیاسی کشورعلیرغم تمایلات واحتمالات اولیه درخصوص حضورقطعی وپرتوان آنها در انتخابات  ازسوی دیگر؛ تا این لحظه باعث سردی فضای انتخابات شده است.هرچند خبرهایی درخصوص ورود قریب الوقوع شخصيت هايي جدید به عرصه انتخابات به گوش می رسد که شاید ديگر خیلی دیروفرساينده شده باشد.

4.    حمایت جدی ویکپارچه وگاه تشویق به حضوردرصحنه انتخابات ازسوی دو جناح اصلی فعال درحوزه سیاسی کشوراز نامزدها

این مورد نیز از دیگراتفاقاتی است که به صورت مستقیم زمینه ای برای ایجاد شور و رقابت انتخاباتی ايجاد مي كند. دراین دوره به نظر می رسد تفاوت های معنی داری درنوع رفتار وحتی دیالوگ کاندیدا های حاضر درصحنه بوجود آمده است وآنان برخلاف برخی رفتارهای متکی بر افراط وتفریط گذشته ، سعی دارند چهره ای ازخود به نمایش بگذارند که دارای دو ویژگی است؛ اولاً بیان کننده پایبندی آنان به اصول حاکم برکشور وقانون اساسی و درعین حال منتقد بسیاری ازمسائل جاری درحوزه های مختلف نظام است ودوماً ، این انتقادات لزوماً زیرسؤال برنده یک جریان ویا حامي بی حد وحصرجریان دیگر نيست.

طبعاً این نگرش باعث می شود ، برای اولین بارشاهد يك انشقاق محسوس درمیان طیف های مختلف درهریک ازجناح های سیاسی باشیم ؛ به گونه ای که هریک ازاین جریانات ، به میزان تند روی یا اعتدال در رفتارهای سیاسی وبه مقدارتبعیت ازقانون «همه یا هیچ» درمرام سیاسی شان ، نسبت به حمایت یا عدم حمایت از کاندیدا های موجود ، مصمم و یا مردد هستند.درنهایت مشخص است که این شرایط زمینه ساز عدم همراهی جدی ومنسجم دو طیف شناخته شده وتعیین کننده دو دهه اخیرنظام سیاسی کشوراز یک یا حتی چند کاندیدای نزدیک به تفکرات هرکدام از دو جناح شده است ولذا با توجه به عدم انسجام جناحی و چند پاره شدن گروه ها وثانیاً گسترش میزان خود زنی ها وتخریب های درون گروهی طرفداران افراطی یا معتدل هريك از جناح ها ، به نظر نمی رسد کاندیدا های فعلي بتوانند روی امکانات مادی ، معنوی وتبلیغاتی این گروه ها برای انتقال کامل پیام شان به عموم جامعه حساب کرده ودرنتیجه اقبالی عمومی که منجربه حضورحداکثری جامعه بر پای صندوق های رأی باشد را فراهم سازند.این مسئله آنقدرجدی و تعیین کننده است که حتی موجب انصراف وعدم ورود برخی دیگرازنیروهای بالقوه  نامزدی درانتخابات ریاست جمهوری این دوره شده است.

بنابراین پرواضح است که درصورت ادامه این روند و با یک محاسبه سرانگشتی ، می توان ازهمین حالا مدعی شد که دکتراحمدی نژاد برای جلب آرای مردم با مشکلی روبرو نیست وایشان 4 سال دیگرهمانند اسلاف خود سکان قوه مجریه را در دست خواهد داشت.

 

 

 

نوشته شده توسط امیر رضا خادم در سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388 |

سلام

بالاخره شماره ۲۵ مجله با تیم تحریریه جدید درسال جدید منتشرشد.

تفاوت معنی دار فعلا با سیستم قبلی نداره اما امیدوارم بتوونیم تفاوت های محسوس و خوبی را سامان دهیم.

مطالبی از قطبی،دکترگیل آبادی مدیرقبلی رادیو جوان،رسول خادم،عصار و... توش داریم.

نوشته شده توسط امیر رضا خادم در یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388 |