تبليغاتX
خادم
سلام

این صفحه اول شماره 8 است.که شنبه منتشر شده.
البته دیروز داشتم روی عکس کارمی کردم ولی نتوونستم بزرگش کنم و به همین خاطر کیفیت خیلی خوبی نداره.
دراین شماره به بهانه انتخاب دکترقالیباف به عنوان یکی از 11 شهردار برتر جهان وهمچنین موضوع بخش جامعه مجله که مربوط به مترو هست، بچه ها با ایشون مصاحبه ای داشته اند.درمورد ممنوعیت شرکت ورزشکاره وهنرمندا در تبلیغات آقای داود رشیدی هم که درمورد فرانسه از دید گردشگری وتوریستی مطلب داره و...
نوشته شده توسط امیر رضا خادم در چهارشنبه دوم مرداد 1387 |

سلام

نوشته زیر را دوستی بی نام ! در ایمیلم گذاشته بود به نظرم آمد اینجا بگذارم شما هم بخوانید:

 

"سرم پايين است و چشمم روي روزنامه هاي مقابلم ، روي ميز اداره. نزديك كه ميرسد ميگويد:

-تعطيلات خوبي بود. خيلي خوش گذشت.

براي اينكه انگ احساساتي و عشق فيلم بودن يدكم نشود صداي مغمومم را صاف ميكنم و ميگويم: خوب بود فقط خبر روز آخر خيلي باورنكردني بود.

ميگويد:چه خبري؟!

ميگويم:خسرو شكيبايي!

ميگويد: ميشناختيش؟

با تعجب نگاهش ميكنم،‌ ميپرسم: مگر شما نمي شناختيش؟!

انگار نگاهم خيلي عاقل اندر سفيه بوده ، چون هول ميشود و با دستپاچگي ميگويد: نه منظورم اين است كه از نزديك ميشناختيش؟

خيره در چشمانش نگاه ميكنم و اينبار محكمتر از قبل ميگويم: مگر شما از نزديك نميشناختيش؟

حتي اگر اهل سينما و شعر و دكلمه هم نباشي خسرو شكيبايي آنقدر به خانه‌ات آمده است كه خوب بشناسيش.

آنقدر با صداي دلنشينش، رنگ سبز زندگي به خانه هامان بخشيده كه هنوز كه هنوز است پس از گذشت سالها "خانه سبز" از يادمان نميرود و سبزي برخي خانه‌ها كه از خانه سبز رنگ گرفتند هنوز برجا است. آنقدر با لوطي گريهايش در روزي روزگاري انس داشتيم كه هنوز خيلي‌ها به جاي روزي روزگاري ميگويند: "سريال مراد بيگ" .

حتي اگر اهل صف بستن جلوي سينما براي ديدن حميد "هامون" هم نبوده باشيم و حتي اگر سنمان به اين حرفها قد ندهد همين اواخر خسرو  با  "‌سرزمين سبز"ش هفته اي يكبار مهمان خانه هامان بود. مگر ميشود كسي كه از اقواممان بيشتر به خانه‌مان آمده و صدايش در زير سقف خانه‌مان طنين افكنده است را از نزديك نشناسيم؟

پيش خود فكر ميكنم يعني چقدر از مردم اينجوري اند ؟ و تنها يكروز بعد روز سي ام تير پاسخ پرسشم را جلوي تالار وحدت ميگيرم. جاييكه وقتي 7 صبح به آنجا ميرسم خيل عظيم جمعيت را ميبينم كه پشت در تالار نشسته و ايستاده در انتظارند و هر لحظه بر تعدادشان تصاعدي افزوده ميشود. ساعت 8 ديگر جلوي تالار وحدت جاي سوزن انداختن هم نيست. خيابانهاي اطراف هم مملو از جمعيت اند .ساعت8:20  كه دربيروني تالار وحدت گشوده ميشود لحظه اي طول نميكشد كه تمام محوطه بيروني تالار سياه ميشود از جمعيت سياهپوش. زن و مرد و پير و جوان ، ‌هنرمند و غيرهنرمند آمده اند تا با خسرو سينماي ايران كه اينچنين ناغافل دل به دريا زده و رفته بود، وداع كنند . ياد تيتر يكي از روزنامه ها مي افتم كه نوشته بود:

"شكيبايي براي زنده ماندن شكيبايي نكرد" .

در محوطه بيروني تالار چندين رديف صندلي چيده اند ظاهرا" براي هنرمندان و صداي قرآن در ميان شلوغي چندان رسا به گوش نميرسد. . اما جايي كه قرار است نقش سن را ايفا كند آنقدر پايين است كه مردم حتي براي ديدن پرويز پرستويي كه روي آن مشغول آماده سازي مقدمات مراسم است روي پنجه پا بلند ميشوند،‌ همديگر را هول ميدهند ، گردن ميكشند و باز هم چيزي نميبينند .ساعت از 9 گذشته كه پرويز پرستويي باز هم از مردم ميخواهد كه راهي بازكنند تا آمبولانس داخل شود اما نميشود. بارها از مردم ميخواهد كه ايراني بودنشان را نشان دهند و كنار روند تا لااقل پيكر خسرو شكيبايي داخل شود اما نميشود.

آخر به كجا روند؟ مگر  دورتا دور تالار وحدت اصلا"‌ديگر جايي باقي هست كه كسي بتواند از جايش تكان بخورد؟ هزاران نفري كه آمده اند تا آخرين بار او را ببينند به كجا روند؟

بالاخره ساعت نزديك 10 خسرو شكيبايي روي دست مشتاقانش داخل ميشود . جمعيت منفجر ميشود. از هر طرف صداي ناله و فغان به آسمان ميرود .پروين سليماني غش ميكند ،‌اصغر بيچاره بر اثر ازدحام حالش بد ميشود .بسياري از مردم زير دست و پا له ميشوند اما همه بدون اينكه به آفتاب تند تيرماه و حال خود فكر كنند ميخواهند آخرين بار هامون را ببينند. انگار باورشان نيست كه او از اين ديار رفته. دختري كنارم ايستاده ميگويد:‌ چقدر خوب بود خواب بودم و بيدار ميشدم با صداي "ري را ري را  ". اينرا ميگويد و اشك امانش نميدهد.

 خسرو شكيبايي بالاخره به ميان مردم آمد اما عملا" ‌اجراي هيچ مراسمي ممكن نيست. حتي خواندن قطعه "تا بهار دلنشين" كه توسط دوست و رفيق خسرو اجرا ميشود چندان مفهوم نيست. همچنين سخنراني ايرج راد و جملات مقطع پسرش –پويا-. حتي جملات كوتاه صفار هرندي كه ميخواست از جانب رييس جمهور پيام تسليت بخواند .هيچ كس نميتواند در اين شلوغي كلامش را به پايان برساند حتي آقاي وزير .

پس از آن حدود ساعت 11 خسرو عزيز به سمت آرامگاه ابدي تشييع ميشود اما هرج و مرج و ازدحام حتي اجازه يك نواي لااله الا الله را هم نميدهد.

با نظاره اين صحنه هاي بي بدليل كه فقط حكايت از عشق مردم داشت به هنرمندان اين آب و خاك پاسخ پرسشم را گرفتم و دانستم كه ميليونها ايراني در غم از دست دادن شكيبايي، شكيبايي زكف داده اند اما سوالي ديگر در ذهنم جاي گرفت و قلقک اعصابم شدكه چرا چنين مردم بزرگواري اينچنين به هيچ انگاشته ميشوند و حتي برايشان آب خوردن تدارك ديده نميشود؟ و چرا شكوه مراسم دردانه سينماي ايران فقط از حضور مردم است و مسئولان هيچ گامي در اين خصوص برنداشتند؟ آنها كه 48 ساعت براي تداركات وقت داشتند چرا لااقل يك سن تهيه نديدند كه تابوت با احترام بر آن گذارده شود و مردم كمتر له و لورده؟

با تمام كم و كاستها اما باز هم از اين مردم كسي شكوه نكرد ، كسي لب به شكايت نگشود و تنها ذكر خير ستاره سينما بود كه بر لبان جاري بود و تنها افسوس ماند و آه!

بقول يكي از پلاكاردها كه توسط دوستداران تهيه شده و كلمات خانه و سبز را با رنگ سبز نوشته : "خسرو جان ! خانه آخرت سبز باد!"."

 

نوشته شده توسط امیر رضا خادم در سه شنبه یکم مرداد 1387 |
سلام

درگذشت استاد خسرو شکیبائی هنرمند ارزشمند وعضو بزرگوار موسسه نسل آفتاب رو به همه حامیان فرهنگ وهنر ایران تسلیت عرض می کنم.

فردا مراسم تشیع جنازه این تازه گذشته ساعت ۸ ونیم صبح از محل تالار وحدت آغاز خواهد شد.

نوشته شده توسط امیر رضا خادم در شنبه بیست و نهم تیر 1387 |

سلام

امروز شنیدم وزارت ارشاد اعلام کرده کلیه هنرمندان فعال در حوزه های مختلف هنری از شرکت در برنامه های تبلیغاتی تجاری اعم از تابلو های شهری ، نشریات و یا ماهواره ای و تلویزیونی منع شده اند و از فعالیت هنری کسانی که این قانون را رعایت نکنند، سلب می شود!

خبر ، کمی عجیب به نظر می رسد چرا که خیلی عمومی و بدون لحاظ کردن شرایط خاصی وضع شده.

امیدوارم که به این شدتی که من نوشته ام نباشد چون این کار در فضای امروز دنیای تبلیغات و اطلاع رسانی خیلی نمی تونه جایگاهی داشته باشه.

البته فکر می کنم بانی چنین تصمیمی ، یکی از ورزشکارای نامی خودمون بوده که با حضور در برنامه تبلیغات ماهواره یکی از شرکتهای خارج از کشور ، باعث سرو صدا زیادی می شه.

کسی هم فکر نمی کرد که این عزیز چنین کاری رو بکنه و هر چند که منعی هم وجود نداشت و در حال حاضر هم وجود نداره و اتفاقاً صدا و سیمای خودمون هم قراره از ایشون به عنوان یک پهلوان بزرگ این کار برازنده نه تنها او که برازنده هیچ فرد قابل احترام و ارزشممند و نخبه ایرانی نیست که بیاد تبلیغ یک کاری رو بکنه که نه تو ایرانه ، نه به نفع ایرانه و از همه مهم تر شکننده خیلی از باورهای خاص ما ایرانیاست.

اما حتماً موضوع تبلیغ داخل کشور و کالا و فعالیت تجاری ایرانی بسیار متفاوته و فرق زیادی می کنه.

همین عزیز تبلیغ کالای ایرانی رو در داخل هم می کرد و شاید خیلی ها این کار رو برای او سبک می دونستن اما کسی اعتراض جدی ای را طرح نکرد و تبلیغ و معرفی یک کالای ایرانی و یا یک فعالیت در داخل کشور رو به عنوان توجیهی می پذیرفت و البته انجام این کار توسط هر هنر مند و ورزشکار ایرانی هم قابل توجیه و به خصوص در فضایی که ما  داریم مباحثی مثل اصل 44 قانون اساسی و               خصوصی سازی و توسعه فعالیتهای اقتصادی توسط مردم را مطرح و توصیه می کنیم ، حداقل برای امکان حرکت و فعالیت شرکتهای ایرانی، باید شرایطی را فراهم کنیم که اونا بتونند از هر گونه امکانی که باعث معرفی شدن به مردم میشه استفاد کنند و از طرف دیگه هم درآمد جدی هم برای فعالین حوزه فرهنگ از طریق کارشون و یا نامشون که خدشه ای به اعتبار خودشون و کشورشون وارد نمی کنه پیدا کنند.

پس! امیدوارم وزارت ارشاد کمی بیشتر دقت کنه و ...

نوشته شده توسط امیر رضا خادم در یکشنبه بیست و سوم تیر 1387 |
 

سلام

این هم شماره ۷.

مطلب مربوط به معرفی رئوسای کمی حاشیه دار کمیسیون های مجلس هشتم و یادداشت کیانیان وهمچنین مصاحبه دکترافروغ و... دراین شماره جالبه .

خدا رو شکر یک مجله در می آریم تا یک چیزی داشته باشیم تو اینجا بنویسیم.!

 

 

نوشته شده توسط امیر رضا خادم در یکشنبه شانزدهم تیر 1387 |

سلام

 

هفته گذشته جشنواره ای به نام تعطیلات درمحل کانون پرورش فکری کودک ونوجوان برگزارشد.

آنچه درنگاه اول با مشاهده دعوت نامه وهمچنین تابلوهای تبلیغاتی این نمایشگاه درخیابانهای اطراف محل برگزاری به ذهن متبادرمی کرد، تلاش متولیان برگزاری این همایش به منظورشناساندن بهتروبیشترجاذبه های گردشگری کشوردرروزهای ابتدائی شروع تعطیلات تابستانی برای عموم مردم بود.

این تصوربا توجه به اینکه کشورما براساس برآوردهای جهانی ازحیث جاذبه های گردشگری جزئ 10 کشوربرترجهان ولی ناآشنا حتی برای مردم خودمان است کاملا منطقی به نظرمی رسد.چرا که متاسفانه به علت کم توجهی های بسیار نسبت به معرفی این داشته های منحصربه فرد،نه تنها این قابلیتهای منحصربه فرد بکروناشناخته برای دنیای گردشگری است بلکه ایرانی ها هم بجزمعدود مکانهایی مانند کناره باریک جنوب دریای خزر ویا بخشی ازتوانمندی های چند کلان شهرمثل مشهد وشیرازو اصفهان هیچ شناختی ازدیگرقابلیتهای موجود درگوشه گوشه این کشورباستانی ندارند.لذا ازیک سوبسترسازی وپروراندن این جاذبه ها وازسوی دیگرشناساندن آن به مردم وظیفه ایست بسیارمهم که بردوش نظام اجرائی کشورمی باشد.

توجه به بخش گردشگری ومیراث فرهنگی کشورازسال 83 با تاسیس سازمان میراث فرهنگی وگردشگری ومعرفی رئیس این سازمان به عنوان معاون رئیس جمهورشکل جدی تری به خود گرفت وبا توجه به اینکه براساس چشم انداز20 ساله نظام،بخش گردشگری یکی ازمهم ترین حوزه ها برای جایگزین شدن با نفت به منظور کسب درآمد ملی وپوشش هزینه های کشوربه حساب آمده وباید درتولید ناخالص ملی نقشی محسوس داشته باشد، لذا مجلس ودولت با یک اقدام هوشمندانه وقابل تقدیرحکم به ایجاد سازمان مستقلی راصادرکردند وازآن سال به بعد هرسال میزان توجه به گردشگری ومیراث فرهنگی واین اواخرصنایع دستی حداقل ازلحاظ افزایش بنیه مالی به منظورپرکردن شکافهای عمیقی که دراین حوزه وجود دارد دردستورکارمجالس ودولتها بوده است.

این نگاه مهربانانه دربخش بودجه های جاری یاهزینه ای که درزمان بحث وبررسی بودجه کل کشوردرانتهای هرسال یکی ازاساسی ترین بخش های چانه زنی میان هیات دولت با دستگاه های دولتی وپس ازآمدن لایحه بودجه به مجلس هم اصلی ترین موضوع مورد مناقشه دولت ومجلس به منظوربه حداقل رساندن آن درهرسازمان ووزارت خانه می باشد،درسازمان گردشگری ومیراث فرهنگی هرسال با رشد تصاعدی قابل توجهی روبروبوده است،به عنوان مثال درقانون بودجه سال 87 کل کشور،آنچه برای توسعه گردشگری داخلی ونیزآنچه به منظورجذب گردشگرخارجی درنظرگرفته شده است اعتبارات قابل توجهیست که خیلی خلاصه درخصوص آن می توان گفت این بودجه چند ده میلیاردی باید خرج معرفی وتبلیغ گردشگری شود.

این نکته به آن معناست که درصورت عدم وجود برنامه ای مناسب وقابل اعتنا دراین بخش،نه تنها ازنیل به اهداف استراتزیک مد نظرازتخصیص این بودجه ها به بدنه گردشگری کشور بی بهره خواهیم ماند بلکه بارتورمی ناشی ازتزریق این بودجه چند میلیاردی درسطح جامعه وفساد احتمالی مترتب ازعدم وجود برنامه و... تهدیدهای جدی ایست که جامعه رامتاثرخواهد نمود.

حال با این نگاه ،رویکرد حاکم برفضای همایشهایی مانند آنچه با نام جشنواره تعطیلات برگزارگردید، برای فردی مانند من که چند سالی را درفضای قانون گزاری حضورداشته وازنزدیک درگیراین دغدغه ها وانتظارات ازحوزه گردشگری بوده بسیارحائزاهمیت است ولذا علیرغم آنکه شاید درحال حاضرازجهت کاری ارتباطی با اتفاقات این حوزه ندارم اما حساسیتی که برای بخش گردشگری قائل هستم باعث شد درروزپایانی نمایشگاه به محل برگزاری بروم ونوع وچارچوب کاری که درحال انجام است را ازنزدیک ببینم.

آنچه من درمدت 2 ساعت بازدیدم ازنمایشگاه شاهد بودم،حضورپررنگ وفعال تورهای مسافرتی وابسته به شرکتهای هواپیمایی ومسافرتی بود که درحال تبلیغ پروپیمان ازسفربه کشورهای خارجی بودند!

بله! نما یشگاهی که قبل ازورود تصورمعرفی وتشویق برای سفربه نقاط مختلف وجذاب اما ناشناخته داخلی را برای بازدید کنندگان ایجاد می نمود وبه احتمال قریب به یقین اکثربازدیدکنندگان هم با چنین باوری به همراه خانواده به این نمایشگاه آمده بودند درعمل درحال تبلیغ تورهای مسافرتی چند ده میلیون ریالی به خارج ازکشوربود.

درصحبت کوتاهی که باچند تن ازگردانندگان ومسئولین حاضر درمحل استقرارسازمان گردشگری درداخل نمایشگاه داشتم،این عزیزان با افتخارازپرباربودن نمایشگاه واستقبال بسیارخوب مردم ازاین نمایشگاه یاد می کردند وآن را اقدامی موفقیت آمیزبرای سازمان می دانستند.

البته به این عزیزان عنوان کردم که احتمالا همکارانم درنشریه برای گفت وگودرخصوص این نمایشگاه واهداف ودستاوردهای آن مزاحمشان خواهند شد اما جدای ازاینکه درزمان مواجه شدن با سوالات هدف دارمجله چه پاسخی را ازسوی متولیان سازمان میراث فرهنگی وگردشگری شاهد باشیم،آنچه درفضای واقعی موجود درنمایشگاه به عینه می شد ملاحظه کرد،فاصله معنی دارمیان آنچه هدف قانون گذارازتخصیص بودجه به این سازما ن با آنچه درحال روی دادن می باشد،بود.

 برگزاری همایش ،نمایشگاه وجشنواره داخلی وخارجی که با هدف معرفی قابلیتهای گردشگری ایران ازیک سو وترویج فرهنگ گردشگری وپذیرش منطقی و واقع بینانه گردشگرازسوی دیگربرگزارمی شود،ازمعدود کارهایست که سازمان میراث فرهنگی وگردشگری به صورت مستقیم ومستقل امکان انجام آن را دارد چراکه وجه غالب کارها وبرنامه های همسوبا اهداف این سازمان،می بایست توسط مجریان حاضردرحوزه های دیگردولت بوقوع بپیوندد.

اموری مانند توسعه راه های،امنیت،بهداشت،سفارت خانه ها ونوع تعامل آنها با گردشگران و...برخی ازکارهایست که هرچند تاثیرات مستقیم وغیرقابل انکاربرروی توسعه گردشگری دارداما سازمان متولی گردشگری هیچ گونه امکان دخالت دراموراجرائی آن راندارد وتنها باید امیدوارباشد واگردلسوزی وتعهد بیشتری باشد درنهایت پیگری مجدانه ای داشته باشد تا این اعمال به نحو احسن دردیگرارگانهای وسازمانها به وقوع بپیوندد.

امابخشی ازآنچه درحیطه اختیارات واجراء مناسب آن درید قدرت سازمان می باشد، برگزاری هدفمند ومطلوب این دست ازهمایشها وبرنامه های جذاب است که شاید بتواند شرایط رابرای جذب گردشگرونیزسرمایه گذاری بخش خصوصی دربرخی حوزه ها را به همراه داشته باشد.

حال باید دید آیا برگزاری یک نمایشگاه بزرگ برای تبلیغ تورهای مسافرتی خارج ازکشورآنهم درابتداءفصل تابستان چه اندازه برآورنده انتظارات سیات گذاران کلان کشورودرحوزه گردشگری می باشد؟!...

 

 

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط امیر رضا خادم در شنبه پانزدهم تیر 1387 |
سلام

نمی دونم برنامه زنده تلویزیونی رئیس جمهور را درخصوص برنامه دولت برای تحول اقتصادی رو دیدن یا نه.

خیلی خلاصه بگم واقعا وبدون هیچ گونه غرض ومرض،هیچ نکته جدید و خاصی توش نبود.

فقط موضوع یارانه مستقیم رو مطرح شد که این هم ازطرح های بسیارخوب دکتر دانش جعفری وزیر قبلی وزارت اقتصاد بود که زمانی که ایشان درمجلس هم بود بسیار دنبال این کاربود و چون پیش من می نشست بارها هم برای من توضیح داده بود.ومن هم چون فکرمی کردم می تونه طرح خوبی باشه طرفدارش بودم ولی چون بخش عمده ای از مجلس معتقد بودن درسال اول اجرا تورم زا است لذا عملی نشد.

حالا موندم اگه این طرح خوبه پس چرا طراحش رو عوض کردن؟!

درضمن باید بگم که با اجراء اون باید قیمت همه کالا ها اساسی مثل نون و شیر وبنزین و... کاملا آزاد بشه واین اتفاق باعث تورم شدید درسال اول اجراءخواهد شد.ولی پس از سال اول دیگه همه چیز قیمت واقعی داره و دولت می توونه تا چند سال با عرضه یارانه مستقیم به اقشار آسیب پذیر از انها حمایت کامل بکنه یعنی حق به حقدار برسه.اما مشکل عمده درسال او ل اجراست که ممکنه با تورم ۴۰ یا ۵۰ درصدی باعث مشکلات بسیار برای اقشار ضعیف بشه.

البته فکرکنم اونطورکه طرح شد احتمالا این طرح نزدیکی های انتخابات سال آینده یعنی اواخر امسال اجرا می شه و اول پول به حساب مردم ریخته می شه و اونطور که گفتن اونا تا چهار ماه اجازه برداشت ندارن و بنابراین تورم اولیه رو نداره و فقط مردم احساس می کنن پولدارشدن ولی قیمت کالا ها بعد از انتخابات ریاست جمهوری آزاد می شه.

یعنی...!

بقیه موضوعاتی هم که مطرح شد مثل اینکه مردم باید مالیات بدن و یا یارانه ها به افراد نیازمندش     نمی رسه و خونه باید ساخته بشه و... هم که سالهاست همه می گن... 

نوشته شده توسط امیر رضا خادم در پنجشنبه ششم تیر 1387 |

جلسه مشترک مجلس و دولت
کدام یک: طرح مباحث ملی
یا
رفع مشکلات منطقه‌ای

سلام
1. براساس اعلام هیات رئیسه مجلس، این هفته قراراست اولین جلسه مشترک مجلس هشتم و دولت برگزار شود.
درنگاه اول، برگزاری چنین نشست‌های صمیمانه‌ای به طور قطع اتفاق بسیارخوشایندی است که همه آن راتائید و توسعه آن را توصیه می‌کنند.
اما آنچه می‌توانم درخصوص این نشست‌ها و دستاوردهای آن از منظر یک نماینده ادواری مجلس(نماینده دوره قبل)بدان اشاره کنم، نگاهی اجمالی به کیفیت و رویکرد غالب این نشست‌ها است.
تجربه نشان داده این گردهمایی‌ها و جلسات بیش از اینکه بار عمومی و ملی قابل اعتنایی داشته باشد، ثمرات منطقه‌ای و بخشی را به همراه داشته است!
این جلسات که عموما با برگزاری چند سخنرانی کلی و در بسیاری مواقع تکراری به پایان می‌رسد، بیش از اینکه محملی باشد برای طرح و تبادل‌نظر درخصوص مسائل اصلی و بنیادین کشور، به محفلی برای دیدارنمایندگان و وزراء ومدیران ارشد بخش‌های گوناگون اجرایی تبدیل شده و نمایندگان از فرصت پیش آمده به رایزنی جهت رفع مشکلات منطقه و حوزه انتخابیه‌شان از طریق وزارء حاضر در جلسه می‌پردازند.
لذا پیشنهاد می‌کنم کمیته‌ای برای پیگیری و سنجش میزان محقق شدن مباحث پیشنهادی که درجلسه عنوان می‌گردد انتخاب و موارد و نتایج به دست آمده از تصمیمات این جلسات را پس ازمدت زمانی مشخص به اطلاع نمایندگان و بنیادین برسانند تا از این طریق بهتر بتوان درمورد فواید این نشست‌ها صحبت کرد و با ملاحظه نتایج و رفع موانع و اشکالات کار بر غنای جلسات افزود.

نوشته شده توسط امیر رضا خادم در یکشنبه دوم تیر 1387 |
سلام

امروز یعنی دقیقا چند دقیقه پیش درمراسم سالگرد افتتاح پرشین بلاگ بودم.دعوت شده بودم.

خیلی وبلاگ نویس اومده بود.چهره های سیاسی وفرهنگی واجتماعی متفاوتی هم بودن.

آقایان ابطحی،رضا کیانیان،صبوری،عمو پورنگ و...خانمها ابتکار،پوپک صابری(دختر گل آقا معروف)و...چهره های شناخته شده تری بودن.

آن چیزی که برای من جالب تر بود دیدن تعدادی از دوستان وب لاگی مثل خانم" افسانه"و... بود.

مجلس خوبی بود و بسیار خوشحال بودم که نه به عنوان فقط یک میهمان بلکه به عنوان فردی که در این فضای مجازی حضوری نصفه ونیمه داره در جشن وب لاگی ها جضور داشتم.

حرف زیاده شاید در پست بعدی بیشتر بنویسم. 

نوشته شده توسط امیر رضا خادم در پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387 |
 

سلام

عکس ومطلب زیرمربوط به شماره ۵ مجله است.

دراین شماره سعی کرده ایم موضوعات ورزشی کمی پر رنگ تربشه وهمینطورچند تا مطلب درخصوص معضل جدید قطع برق واجاره خونه وسفرنامه مهناز افشار به افریقا وسرمایه گذاری ایرانی ها در دوبی و...

هرشماره مایلم عکس صفحه اول رو حداقل اینجا بزارم ولی متاسفانه به علت کمبود وقت گاهی نمی رسم ولی این شماره رو که گذاشتم تا بعد.

درزیرهم چند خطی که خودم به عنوان سرمقاله نوشتم رو می بینین:

۱- درهفته گذشته هم زمان باانتخاب هیات رئیسه دائمی مجلس وبه موازات آن بررسی وتصویب اعتبارنامه های منتخبان مجلس هشتم اتفاقی نادرو والبته تاثربرانگیزروی داد.این اتفاق، اعتراض به اعتبارنامه دکترحدادعادل رئیس مجلس هفتم بود که دراین دوره علیرغم کسب رتبه اول درانتخابات مجلس ازحوزه انتخابی تهران،نتوانست کرسی ریاست مجلس را کسب نماید.

اینکه فردی مانند دکترحداد،دریک رقابت انتخاباتی با چهره ای شناخته شده وتوانا چون دکترعلی لاریجانی نتواند به کرسی ریاست نائل شود،فارغ ازجاذبه های خبری،مسئله ای غیرمنتظره به نظرنمی رسد اما اینکه حرمت او به عنوان چهره ای فرهنگی وسیاسی که برای مدتی نیزدارای جایگاهی رسمی درراس یکی ازقوای سه گانه نظام فرهنگی واخلاق مدارمان بوده است وباید محترم شمرده شود، موضوعیست بسیارحائزاهمیت که قطعا رعایت آن پیش ازهمه وظیفه نمایندگان ومنتخبان مردم به عنوان افرادی که وظیفه راهبری وسیاست گذارکشوررا دارند، است.البته این اتفاق تازه ای درنظام سیاسی کشورما نیست. بارها شاهد بوده ایم که به راحتی اعتباریک چهره خدمتگزارکه برای مدتی به انجام خدمتی مشغول بوده پس ازپایان دوران مسئولیت نه تنها با رفتارخوبی ازسوی جامعه روبرو نشده بلکه به اشکال گوناگون مورد بی مهری نیز واقع گردیده است.خلاصه کلام آنکه نهادینه شدن چنین رفتارهایی زمینه ایست برای تبدیل آنها به فرهنگی عمومی درسطح جامعه  كه علاوه بر زایل شدن اعتماد عمومی نسبت به مدیران کشور،زمینه ایست برای فرارنخبگان از زیربارقبول مسئولیت وبی تفاوتی آنان نسبت به سرنوشت کشور.

2-  هفته گذشته فرصتي فراهم شد تا براي ديدن 2 نمايش از سري نمايش‌هاي روي صحنه به تئاتر شهر برويم.يكي از نكات قابل تامل، فارغ از كيفيت كارها، سالن‌هاي (به اصطلاح) مملو از جمعيت علاقه‌مند به تئاتر بود. اين استقبال عمومي تا به آن حد خيره‌كننده بود كه تماشاگران براي ديدن يك نمايش حتي حاضر به نشستن روي زمين بتوني بدون زير انداز و تا جلوي صحنه نمايش بودند و علي‌رغم وجود چنين وضعيتي، باز هم اعتراض تنها از سوي كساني شنيده مي‌شد كه همين ميزان امكان ديدن نمايش نيز برايشان ميسر نشده و در پشت درب سالن مانده بوده‌اند. بعد از پايان نمايش دوم و روي صحنه آمدن كليه عوامل نمايش براي تشكر از تماشاگران، كلام كارگردان نمايش بسيار ساده، شنيدني و در عين حال تاثر برانگيز بود. او در زمان پايان يافتن تشويق‌ها تنها يك درخواست از متوليان فرهنگي كشور داشت و آن‌ هم افزايش كمي و كيفي فضاهاي نمايش بود.كارگردان تئاتر فوق‌الذكر مي‌گفت: «تقريباً همه شب‌هاي اجراء به همين شكل بوده است و از يك سو تماشاگراني كه براي ديدن نمايش آمده بودند با كمبود مكان مناسب روبرو بوده‌اند و از سوي ديگر بازيگران تئاتر نيز در چنين محيط بسته و نامناسبي براي اجراي خوب كار با مشكلات بسياري روبرو هستند.» قريب به يك سال است كه از شروع تعميرات سالن‌هاي تئاتر شهر مي‌گذرد، اين مجموعه كه قدمتي بسيار دارد به واقع محور اصلي فعاليت‌هاي هنرهاي نمايشي كشور است و وقفه يك‌ساله براي تعمير يك چنين مجموعه‌اي به هيچ وجه نمي‌تواند قابل توجيه باشد. آن‌هم در شرايطي كه اهالي هنر سال‌هاست در حال طرح انتظارات خود براي راه‌اندازي فضاهاي نمايشي جديد و مناسب چه در تهران و چه در ديگر شهرها هستند. در 3،2 سال گذشته پيگيري‌هاي من در دوران مجلس هفتم و به‌ عنوان نماينده مردم تهران، براي از قوه به فعل تبديل شدن مجموعه‌اي هنري در تپه‌هاي عباس‌آباد كه سال‌ها بود تنها در حد حرف باقي مانده بود، با مساعدت شهرداري تهران وارد فاز اجرايي و احداث گرديده است. اميد مي‌رود در يك يا دو سال آينده شاهد به بار نشستن اقدامات صورت گرفته در آن مكان نيز باشيم، اما واقعيت آن است كه متاسفانه نوع رفتاري كه در خصوص بازسازي مجموعه تئاتر شهر صورت پذيرفته است، ذهنيتي منفي در نزد اهالي هنر ايجاد كرده به شكلي كه اين تصور و ذهنيت را مي‌توان در زمان هم سخن شدن با  هنرمندان متوجه شد.اميدوارم روزي برسد كه مسئولين فرهنگي كشور در مجلس، دولت و ... به هنر، آنچنان كه شايسته مقام هنر و هنرمند است ارج نهند و آن را پاس بدارند. هرچند كه تلاش‌هاي 4 ساله فردي مانند من در طول دوران مسئوليت، ثمره‌اي قابل اعتنا براي هنر كشور نداشت و البته در پرانتز بايد بگويم براي خودم نيز ...!

3-تيم فوتبال پرسپوليس در اين فصل ليگ فوتبال حرفه‌اي كشور كه گذشت با به خدمت گرفتن يك مربي ايراني الاصل ساكن كره‌جنوبي بنام افشين قطبي توانست عليرغم كسر 6 امتياز عنوان قهرماني را از آن خود كند.صحبت پيرامون مسايل فني تيم و مربي خوش فكر آن بسيار شده و البته من نيز شايستگي بررسي آن را در خود نمي‌بينم. اما آنچه باعث طرح اين موضوع شد، ارج نهادن به رفتار پسنديده و قابل احترام قطبي در طول بازي‌هاي اين فصل تيم هميشه پرحاشيه پرسپوليس بود. افشين قطبي با رفتار قابل تقدير خود الگوي مناسبي از نوع رفتار يك مربي بافرهنگ ايراني را به نمايش گذارد. نوع برخورد او با گروه‌هاي مختلف موثر در درون و يا حاشيه تيم پرسپوليس همانند بازيكن، مربي، داور، خبرنگار، تماشاچي، مدير و ... زمينه‌ساز عدم ورود اين تيم به حاشيه و گريز از ضربات ويرانگر آن بود.لذا جا دارد به نوبه خود از كارنامه موفق افشين قطبي در تيم پرسپوليس تشكر و آرزوي موفقيت و بهروزي براي او و خانواده‌اش داشته باشم.

4-لوگوي نشريه را يك‌ بار ديگر تغيير داديم. اميدوارم اين تغيير بتواند بر آورنده انتظارات خوانندگان اهل فن باشد و مجله پس از گذشت 5 شماره از انتشار خود بتواند هرچه زودتر به ثبات در شكل و قالب خود برسد.

لطفاً باز هم راهنمائيمان كنيد.

نوشته شده توسط امیر رضا خادم در سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387 |