سلام
یاددشت شماره ۴۰ مجله مشق آفتاب:
1.انتخابات هفتمین دوره مجلس تازه به پايان رسيده بود كه با برنامه ريزي تعدادي از چهره هاي با تجربه و موثر مجلس ، از یک ماه مانده به آغاز دوره جدید ، جلساتي براي منتخبان مردم به منظوربحث وتبادل نظرو نیزآشنایی پیرامون برنامه 5 ساله چهارم توسعه واحکام آن تدارک دیده شده بود.
مسئله قابل اعتنا در این رابطه این بود که نمایندگان درحالی که هنوز قریب به یک سال به زمان آغاز برنامه چهارم باقی مانده بود بسیارمشتاق بودند که با توجه به تقدیم به موقع لایحه برنامه ازسوی دولت به مجلس ، درتصویب سریع ترآن همت به خرج دهند تا ازاین طریق زمینه آمادگی دستگاههای متولی برای ارائه بودجه ای برآمده از قانون برنامه ودیگرالزامات مورد نیاز برای ورود به سال اول برنامه فراهم گردد.
خوشبختانه متاثر ازهمین تفکر نیز با شروع به کارمجلس هفتم ، بررسی و تصویب نهایی برنامه نیز به سرعت به انجام رسیده و برای اجراء به دولت ابلاغ شد.
یادآوری این موضوع از آن حیث بود که امسال نیزسال آخر برنامه بوده واز ابتداء سال آینده نظام اجرایی کشور باید با استناد به قانون برنامه پنجم عمل نماید وازسوی دیگرباتوجه به آیین نامه داخلی مجلس ، دولت موظف است تا نیمه آذر ماه هرسال لایحه بودجه سال آینده کل کشور را جهت بررسی وتصویب تقدیم نماید.
حال سوال اینست که درشرایطی که منطقا بودجه سالانه باید با درنظرگرفتن احکام قانونی برنامه های بالادستی مانند قوانین 5 ساله تنظیم شود ، چگونه دولت ومجلس محترم قادرخواهند بود درظرف 3 ماه آینده هم قانون برنامه پنجم وهم قانون بودجه سال آتی را بررسی کارشناسی وعمیق نموده وبه تصویب رسانند.
درپرانتزاشاره به این نکته نیزخالی ازلطف نیست که بدانیم برنامه چهارم با همه حساسیت هایی که دربالا به یکی ازآنها اشاره شد بنا برگزارشات دستگاه های نظارتی مانند سازمان بازرسی کل کشورکمتر 50% اجرایی شده ، حال قانون برنامه ای که احتمالا یا اصلا به سال اول اجرائش نخواهد رسید ویا اگربرسد با مماشات مجلس وبررسی ضرب الاجلی جمع می شود ، درپایان سال پنجم خود چه وضعیتی را می توان برای آن پیش بینی نمود!؟
2.هفته گذشته همزمان با سال روزپیوند آسمانی دوعزیزالهی یعنی فاطمه (س) وعلی (ع) ، سازمان ملی جوان اقدام به برگزاری مراسم متعدد ومتنوعی به منظورترویج وتشویق به امرازدواج نمود.
این برنامه ها وتبلیغات وسیع پیرامونی وفراگیر آن که به همت بذرپاش ، رییس جدید سازمان ملی جوان تدارک دیده شده بود ، هرچند بار دیگر نشانی بود ازتوانایی های ذاتی جوان خواهنده وخلاقی مانند او ، اما درفضایی واقع بینانه ومنطقی باید اعتراف کرد که نباید امید گرم شدن آبی از درون چنین برنامه هایی برای جمعیت حداکثری جوان ایرانی انتظار داشت!
البته به اعتقاد من این مطلب چیزی نیست که رییس تازه وارد سازمان ملی جوانان نداند ؛ چراکه او همان کسی ست که تا چند سال پیش به عنوان رییس گروه مشاوران جوان رییس جمهور، ازنزدیک ارتباط زیاد با سازمان مذکورداشته ومرز میان مسئولیت اش با مدیران سازمان جوانان آن قدر نا مشخص بود که بارها علامت سوالی بزرگ پیرامون تفاوت کارکردهای سازمان ملی جوانان وگروه مشاوران جوان در اذهان ایجاد کرده بود؛ اما همین جایگاه و به طبع آن ارتباط نزدیک با طیف جوان چه در دوران شهرداری دکتراحمدی نژاد وچه در سال های اول ریاست جمهوری ایشان زمینه ای بود برای اینکه بذرپاش جوان بهتر از هرکس نسبت به عدم کارایی و اثربخشی نازل سازمان ملی جوانان اشراف کامل داشته باشد.
حتما خبرعدم تمایل بذرپاش به ترک جایگاه مدیریت عاملی شرکت خودرو سازی سایپا و قبول مسئولیت سازمان ملی جوانان را شنیده اید ؛ اگر اخبار فوق واقعیت داشته باشد که البته با توجه به وجود برخی شواهد مانند حضور با تاخیر قریب به یک ماهه اش درمحل کار جدید ویا پی گیری و خبرسازی وسیع روزنامه متعلق به خودش " وطن امروز" برتلاش نمایندگان برادغام سازمان جوانان درسازمان تربیت بدنی ، می شود باورش کرد که بذرپاش مایل بود یا به سازمان ملی جوانان نرود ویا اگرمی رود رییس سازمان ادغام شده تربیت بدنی و جوانان شود!
البته غرض ازطرح این مسائل بررسی کارنامه ویا افکارشخص بذرپاش نیست بلکه آنچه مراد ازطرح این مبحث بوده ، اشاره ای گذرا به ضایعات حفظ غیراصولی وتشریفاتی سازمان بی خاصیتی مانند سازمان ملی جوانان است.
سازمانی که به صراحت می توان مشاهده نمود حتی افرادی که سال ها با حوزه جوان سروکارداشته اند مانند بذرپاش ویا حجة الاسلام حاج علی اکبری رییس قبلی سازمان ملی جواناند ، یا علاقه ای به مدیریت درراس آن را نداشته و یا اگرقبول مسئولیت می کنند به علت عدم تطابق وهمخوانی میان مسئولیت های قانونی سازمان با قدرت اجرایی دراختیار، تنها مجبور به انجام برخی فعالیت های کم اثر، تبلیغاتی و درحد کارکردهای یک N.G.O مردمی بازده دارند . کارهایی مانند برگزاری جشنواره ازدواج ، نشست های مشاوره ای ویا برنامه ریزی های محدود برای پرکردن اوقات فراغت بچه ها درتابستان و... که همین موارد نیزفراگیرنبوده وفصلی واکثربرای خالی نبودن عریضه هستند!
درصورتی که چه کسی ست که نداند جوانی که توان کسب درآمدی حداقلی را نداشته وتوفیقی در یافتن کاری مرتبط با دانش خود نیست با چه تضمین واعتباری می تواند ازدواج کرده و بارمسئولیت یک خانواده را نیزبه دوش بکشد.
وآیا با لا رفتن درصد طلاق آنهم درهمان یکی دوسال اول زندگی دلیلی بربالا بودن ریسک ازدواج های احساسی از نوع آنچه این روزها پیرامون آن تشویق وترغیب صورت می پذیرد ، نیست؟!
درنهایت یک باردیگرنظرخودم را که بارها و به طرق گوناگون درخصوص ادغام ویا انحلال سازمان ملی جوانان طرح کرده ام موکدا عنوان می کنم که اگر4 سال دیگربذرپاش نیز همانند حاج علی اکبری ودیگران نتوانسته بود اقدام بایسته ای درحوزه جوان انجام دهد را به پای ناتوانی های مدیریت او نگذاریم ومهره ها های خود را بی جهت نسوزانیم...
دیشب رفته بودیم فیلم تازه مسعود کیمیایی با نام محاکمه درخیابان را ببینیم.
فیلمی که به عنوان اولین فیلم ایرانی که در برای نمایش افتتاحیه اش از روش هالیوودی فرش قرمز استفاده کردن اون هم تو یک سینما جنوب شهر
راستش عکس هایی که از مراسم فرش قرمز فیلم دیده بودم تصورم این بود با حضور این همه بازیگر نام آشنا و کارگردانی توانا باید منتظر فیلمی درخورباشیم اما...
اما همین قدر بگم که وقتی فیلم تموم شد حد اقل چند نفری که اطرافم بودن و فیلم رو دیده بودن و در حال خارج شدن از سالن بودن همگی در حال اعتراض و ابراز تاسف از زمانی که برای دیدن فیلم از دست داده اند، بودن!
از کیمیایی بزرگ بعید بود که اقدام به ساخت فیلمی بدون محتوی و با داستانی بسیار ضعیف و... کنه و از اینهمه بزرگر بزرگ که احتمالا فقط به خاطر انتفاع مالی خود را هزینه چند لحظه ای فیلمی با چنین طول و عرضی کنن!
راستش مدتیه که دیگه خیلی دل و دماغ نوشتن رو ندارم و البته نمی دونم چی هم بنویسم!
به هر حال گفتم این مطلب رو به دوستایی که گاهی گذرشون از این طرفا می افته گفته باشم تا خیلی از اینکه مثل گذشته پاسخ کامنت هاشون را نمی دم دلگیر نشن
ولی هر از گاهی که چیزی می نویسم ممنونم از اونایی که نظر می دن و راهکار ، و ایراد می گیرن و...
سلام
سرمقاله شماره جدید مجله:
یادم هست كه هنوزدر عالم قهرمانی و رقابتهای ورزشی بودم و خیلی وارد حوزه فرهنگ و سیاست نشده بودم که همزمان با انتخابات یکی از دورههای مجلس شورای اسلامی، خدا بیامرز کیومرث صابری در یکی از شمارههای مجلهاش «گل آقا»، کاریکاتوری را در قالب دو طرح مجزا به تصویر کشیده بود که در اولی عدهای آدمهای معمولی وغالبا روستایی با نمد و گیوه و چوب مخصوص چوپانی و سوار بر الاغ از یک درب مجلس درحال وارد شدن بودند و در عکس بعدی همان نفرات درحالی که کت وشلوار به تن داشته و تلفن همراهی کنار گوششان بود با خودروهای پاترولشان (درآن زمان تلفن همراه وخودرو نیسان پاترل تازه وارد بازارشده بودند و کالاها ی لوکسی به حساب میآمدند) درحال خروج ازآن دیده میشدند!
خب! این کاریکاتور، نگاهی انتقادی داشت به برخی تغییرات غیرعادی که گاه در وضعیت اقتصادی برخی مسئولین مملکتی حادث میشود وطبیعتا چون نمایندگان مجلس، منتخبان مستقیم مردم هستند، به عنوان نماد مسئولین به حساب آمده ومصداق کاریکاتورانتقادی فوق الذکرشده بودند...!
اما این خاطره را تعریف کردم، که یادآوری کنم مورد نسبتا مشابهای که درزمان حال در حوزه دیگری از هنر درحال وقوع است وقصد دارم مقایسهای منطقی داشته باشم میان نوع عکس العملهای بیرونی نسبت به دو کارهنری و در نهایت اشارهای کوتاه به چند نکته اساسی درخصوص رسالت هنروهنرمند متخصص ومتعهد.
كاريكاتور منتسب به نمايندگان، سر وصداي زيادي به پاكرده و نقل محافل گوناگوني شده بود و خیلی دور از ذهن نبود اگر از آن به عنوان مصداقی عینی برای توهین و زمینهای برای خدشه به جایگاه همه نمایندگان مردم توصيف میشد.
اما به رغم برداشتهاي بسيار حاشيهبرانگيزي كه (به خصوص در شرايط جامعه آن سالها) ميتوانست ايجاد كند انصافا شاهد هیچ گونه موضعگیری خاص وحادی در مقابل آن نبودیم و براساس آنچه در خاطرم مانده، برخوردها بسيار معقولانه نيز بود.
سالها ازآن موضوع میگذرد و امروز اتفاقی تقریبا مشابه با آن روزها البته نه در فضای کاریکاتور و ژورنالیسم بلکه در بخش دیگری از هنر روی داده که به نظر میرسد این بار متفاوت با گذشته حرف وحدیثهای زیادی پیرامون مسئله درحال طرح شدن است!
حرکت جدید، درحوزه فعالیتهای هنرهفتم، فیلمیاست که بر روی پردههای نمایش درسالنهای سینما درحال اکران است، کاری طنزآلود و با رویکرد انتقادی تیز و تندی که شدیدا بر برخي سوء رفتارهاي موجود در فضاي فرهنگي- اجتماعي جامعه میتازد.
البته تاختن بر مشکلات فرهنگی موجود در جامعه همیشه معترض ایرانی، شاید حرف تازهای نباشد که بخواهد زمینهساز عکسالعملهای تندی نسبت به عوامل فیلم باشد نزدیک به 2 سال اکران آن را به تاخیر بیندازد.
آنچه به نظر میرسد چاشنی اصلی همه مباحث واتفاقات حول وحوش این کار بوده وباعث تفاوت درنوع برخورد با دو کارهنری در دو زمان شده، تکیه داستان فیلم بر دو مولفه آلرژی زا درجامعه ایرانی ست.
یکم، به تصویرکشیدن برخی تناقضات جدی موجود دریک جامعه اسلامی ومعتقد به کامل ترین دین الهی است که البته با افزودن گروهی از سطحی نگران بدون تفکر مذهبی، حساسیتهای ایجاد شده رنگ و بوی جدیتری به خود گرفته و دوم، طرح این مسائل از زبان و جانب یک زن تازه مسلمان غیرایرانی که قرار است در طول فیلم متذکر بسیاری ازبایدها ونبایدهای مذهبی به کسانی باشد که جد اندرجد مسلمان و مسلمان زاده بودهاند!
مصادیقی که درفیلم سینمایی «کتاب قانون» درخصوص تغییرات هشداردهنده و نامحسوس هنجارها به ناهنجاریهای اجتماعی درجامعه متمدن ومسلمان ایرانی به تصویرکشیده میشود، موضوعی ست اساسی که حتی اگرنخواهیم آنها را ببینیم اما باز هم وجود دارند ودر حال ریشه دوانیدن در طبقات و اقشار مختلف جامعهاند.
جایگزینی دروغ، ریا، تزویر، دورویی، غیبت، حسادت، تهمت، تفکرات منفعت طلبانه عاری از معنویت، استفاده ابزاری از دین، رفتارهای مقدس مآبانه وخرافی و... به جای صداقت، دوستی، یاری، تلاش، رقابت، اندیشههای پاک اما مصمم برای موفقیت و... آنچنان در حال گسترش است که به جرات میتوان اذعان داشت کمترحوزهای ست که نفوذ وحضورپر رنگ چنین شرایطی در آن قابل رویت و استشمام نباشد.
اتفاقات روی داده درقبل وبعد از همین دهمین دوره انتخابات ریاستجمهوری، یکی از بارزترین نمونههایاین گونه موارد درمیان سطوح مختلف جامعه ما بود.
کسانی که قراراست راهبران ومجریان همه خوبیهای یک نظام اسلامی وفرهنگی باشند آنچنان شرایطی را ایجاد کردند که میتوان عنوان کرد، ضربات ولطمات وارده برپیکره بسیاری از هنجارهای ایرانی اسلامی در طول رقابتهای (نبرد!) انتخاباتی را سالها باید درتار و پود ارتباطات و تحرکات اجتماعی کشور مشاهده کرد و چنان که در فیلم هم به آن اشاره شده هرکسی هم درمقام اعتراض وتقبیح آنها برآید باید خود را برای مواجهه با تیرهای تهمت و افترا آن هم از نوع زیرسئوال رفتن تمام دین وآیینش آماده کرده باشد...!
پس به نظر بهتر میآید برخی ازتصمیمگیران و تصمیمسازان همیشه پا به رکاب به جای تلاش در سبقت گرفتن بر یکدیگر در نقدهای تکراری و کلیشهای، و به سینه زدن هر روزه سنگ فرهنگ و تمدن ایرانی، کمی هم پس از همه ناکردههای فرهنگی شان درتمام 30 سالی که ازانقلابی با زمینههای جدی فرهنگی میگذرد، به واقعیات تکان دهنده و رعبآور نابهنجاریهای فرهنگی تسری یافته از خودمان و خیلیهای مانند خودمان نظری افکنده وبه جای به زیرسئوال بردن یک فیلم طنزآلود، وظیفهای را که درقبال توسعه فرهنگی ویا به بیان رهبری نظام «مهندسی فرهنگی» کشور به دوش دارند، مرور کنند.
سلام
دریکی دو هفته گذشته چند اتفاق پرسروصدا در داخل و خارج از کشور روی داد که به تناسب موضوع مورد توجه بخشهای گوناگونی ازجامعه واقع شد.
درحوزه داخلی:
- تلاش عدهاي از دلسوزان نظام برای بازگشت آرامش به جامعه وبرقراری وتوسعه وحدت ملی.
- انتخاب مجدد دکترلاریجانی و مهندس باهنر رئیس ونایب رئيس مجلس هشتم، به عنوان رئيس و نایب رئيس فراکسیون اصولگرایان مجلس علیرغم تلاش زیاد حامیان دولت براي تغییر هیأت رئيسه فراکسیون.
- تصویب طرح هدفمند کردن یارانهها درمجلس.
- تغییرات عمده و اساسی درتشکیلات بسيج سپاه پاسداران.
- ممنوع الخروج شدن دوتن ازهنرمندان سینمای کشور در فرودگاه، درشرایطی که به همراه تعدادی دیگرازهنرمندان کشورمان قصد رفتن به نیویورک برای شرکت در مراسم ويژه سينماي ايران به دعوت آكادمي اسکار امسال را داشتند.
- و...
دربیرون مرزها:
- ابراز رضایت تقریبا همه اعضای گروه 5+1 و ایران ازمذاکرات ژنو
- مذاکره مستقیم نمایندگان ایران و آمریکا
- معرفی باراک اوباما به عنوان برنده جایزه صلح نوبل سال 2009
- پیروزی مجدد و قابل پیش بینی آنگلا مرکل در انتخابات آلمان
- سیل و زلزله ویرانگر در مالزی وفیلیپین
- تشدید حملات ناجوانمردانه و مغایر با حقوق بشر رژیم صهیونیستی به بیتالمقدس و فلسطینیان
- مشکلات انتخابات ریاستجمهوری افغانستان
- انتخاب برزیل به عنوان میزبان بازیهای المپیک 2016
- و...
موارد فوق برخی از اصلی ترین اتفاقات چند روزگذشته ایران وجهان بود که هریک به نوبه خود دارای ابعاد گوناگون ومسائل بسیاری است.
اما در این مجال آنچه به نظر ميآید در شرایط حال حاضر کشور بیش ازدیگر وقایع حائز اهمیت است، نخست موضوع اقدام جمعی از بزرگان نظام است که علیرغم بی مهریهای بسیاری که درچند ماه اخیربه آنها شده به منظور بازگرداندن آب رفته به جوی وایجاد وفاق ملی درمیان آحاد مختلف جامعه، طرح آشتی ملی را عنوان کردهاند ودیگری شروع بررسی لایحه هدفمند کردن یارانهها درمجلس و تبعات مبارکی است که علیرغم آسیبهای کوتاه مدت آن برطبقه متوسط جامعه، ميتوان درصورت اجرائی شدن آن برای آینده کشورمتصوربود.
- پس از انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری وحضور85درصدی مردم پای صندوقهای رای که به واقع ميتوانست پشتوانه ارزشمندی برای نظام باشد، متاسفانه مسائل متعددی باعث ایجاد خدشه سنگین به اعتبارانتخابات و... شد.
این اتفاقات با تمام فراز وفرودهایش درنهایت به تشکیل و شروع به کاردولت دهم ختم شد و شرایط هم به سمتی درحال طی شدن است که بعید نیست تا چند وقت دیگرکل پرونده اتفاقات پس ازانتخابات کاملا ازسکه افتاده و تنها در ذهن بخش عمدهاي ازنخبگان جامعه بایگانی شود.
آنچه به نظرميرسد ميتواند علت اصلی طرح موضوع دوستی ملی باشد، همین اذهان نخبگان جامعه به عنوان بازوان اصلی و نیروهای استراتژیک هرنظامي است که طبیعتا درعین حال که تضمین کننده بقاء و توسعه جامعه به حساب ميآیند، اما یک ویژگی خاص نیز دارند: محافظه کاری وعدم علاقه نسبت به تنش و درگیری.
این ویژگی به تنهایی کافی است تا در حوادثي كه در طول مسیر حرکتی یک جامعه به وقوع پيوسته این طیف درمقابل اتفاقات گوناگون تنها تذکردهنده یا پیش برنده باشند و در مسائلی که متلاطمکننده شرایط عمومی جامعه است تنها تا مرحلهاي پیش روند که جانب احتیاط در نظرگرفته شده باشد. در موارد پس از آن معمولا این طبقه تنها توصیه کننده و نشاندهنده راه بوده و این بدنه جامعه است که مجری نانوشته اهداف آنان خواهد بود.
طبیعتا چنین روحیهاي درشرایط بحرانی بهترین گزینهاي که برميگزیند همانا سکوت است که اولین نتیجه آن زمینه سازی شرایط برای فراموشی اصل جریان درمیان دیگر اقشار جامعه خواهد بود.
ولی آیا با سکوت نخبگان و فراموشی عامه صورت مسئله پاک خواهد شد؟ اين پرسشي است که نیازمند نگاهی ظریف وحساستر به تبعات خوب یا بد آن است.
آنچه ميتوان در پیشنهاد بخشی از دوستداران با تجربه و سرد وگرم چشیده نظام درخصوص یافتن مفری برای ایجاد آشتی ملی پس از جریانات انتخابات متصور بود، توجه به تبعات نامحسوس سکوت نخبگان و به ظاهر فراموشی دیگر اقشار نسبت به اتفاقات روی داده در انتخابات است.
قطعا درنظرگرفتن دغدغه این بزرگان بسیار حائز اهمیت است اما آنچه از شرایط حال حاضرحاکم برکشور برميآید، عدم تمایل بخشی ازجامعه که طیف پیروز در انتخابات تشکیل ميدهند، نسبت به طرح چنین مباحثی است. البته چنین رویکردی مسبوق به سابقه نیزهست و آنان که انتخابات 76 و80 رابه یاد دارند، احتمالا شرایط سیاسی حاکم برآن دوران را نیز فراموش نکرده اند.
گروه پیروز به هیچ وجه علاقهمند به مصالحه و همراه كردن دیگر گروههای حاضر در نظام با خود نيست و بیشترین تلاشش حذف رقیب ویکه تازی در میدان عمل بود.
اما آنچه میان آن دوران وشرایط حاکم برنظام سیاسی وحتی اجتماعی امروزکشور اساسا متفاوت است، تجربه اتفاقات اخير و نتایج آن و ترک تازیها و صدمات سنگین آن رفتار برجامعه وگروه حاکم برنظام اجرائی را شامل ميشود. این تجربهاي عظیم اما متاسفانه بازهم غیرقابل مصرف درفضای سیاسی امروز جامعه ماست که تقریبا به ضرس قاطع ميتوان مطمئن بود امکان اجرائی شدن طرح آشتی ملی درشرایط حال حاضر را از ميان برده و نگاهی سیاه وسفید به مسائل توسط بخشی از جامعه همان اتفاقي را باعث شده وميشود که دربالا به آن اشاره شد: سکوت نخبگان ونسیان عوام...!
- مصوبه مجلس شورای اسلامی درکلیات لایحه هدفمند کردن یارانهها درهفته گذشته ميتواند نقطه عطفی برای آغاز تحول اقتصادی کشور باشد.
کار خوب دولت درارائه این لایحه به مجلس و تلاش درخور نمایندگان و به خصوص کمیسیون ویژه درتصویب و وارد كردن آن به مرحله بررسي جزئیات بارقه امیدی است که ميتواند ثمرات ارزشمند برای اقتصاد کشوردرسالهای آینده به همراه داشته باشد.
البته این قانون تبعات نگرانکنندهاي نیزدارد. با حذف یارانهها ازبسیاری ازکالاهای اساسی مانند بنزین، برق، آب، گاز، گازوئیل و... خواسته وناخواسته در سالهاي اول اجراء، فشار بسیار سنگینی بر دوش طبقه متوسط جامعه وارد خواهد شد و با توجه به اینکه طرح پرداخت نقدی یارانهها که به موجب آن دهکهاي پايین جامعه به صورت ريالی یارانه مستقیم دریافت ميکنند شامل حال طبقه متوسط نخواهد شد، تقریبا آن بخش ازجامعه که برنامه زندگیشان را روی درآمدی بین 600، 700 هزارتومان تا 1ونیم میلیون تومان درماه بسته اند احتمالا با مشکلات جدی روبروخواهند شد.
به هرحال هرتحولی ضایعاتی نیزبه همراه دارد اما باید امیدوار بود دولت بتواند با کمترین تبعات منفی درطول برنامه پنجم توسعه اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی کشور که از سال آینده باید آغازشود (البته هنوزبرنامه پنجم به مجلس هم برای بررسی وتصویب نیامده و معلوم نیست چگونه قرار است از ابتداي سال آینده به مرحله اجراء درآید!) همانند مدیریت نسبتا خوبی که در رابطه با کارت هوشمند و سهمیهبندی کردن بنزین داشت، دراین مورد هم کاری ارزنده را به انجام رساند.
- و در خاتمه اينكه به نظرمن معرفی باراک اوباما به عنوان برنده جایزه صلح نوبل در شرایطی که هنوز یکسال نیزاز دوران رئيسجمهوری او در آمریکا نگذشته بسيار زود و عجولانه بود. چراكه اوباما به رغم شروع نسبتا خوبی که در کاستن از لطمات دوران مدیریتی خشن جرج بوش داشته انصافا هنوز هیچ کار خاصی را متناسب با شعارتغییرش انجام نداده است.
امروز در یکی ازسایت ها خووندم شمقدری که در دولت نهم سمت مشاور فرهنگی رییس جمهور را داشت از سوی وزیر تازه انتخاب شده ارشاد به سمت معاونت سینمایی ارشاد منصوب شد.
راستش خیلی تعجب کردم.چون با شناختی که از دکتر حسینی وزیر جدید ارشاد و همچنین صحبت هایی که دراین چند وقته داشته ، تصورم این بود احتمالا یا همان جعفری جلوه رو حفظ می کنه ویا برای جلب اعتماد اهالی سینما یک نفر رو که همراهی و تعاملات بیشتری با اونا رو داره به این سمت منصوب خواهد کرد.
اما مثل اینکه خیلی هم آقای وزیر به دنبال جلب اعتماد و در توجه به نظرات و دیدگاه های اهالی سینما نیست و شاید هم شمقدری می خواد با این جایگاه جدید کمی ملایم تر و با نگاهی مهربانا نه تر با همکاران سینمایش رفتار کنه تا در مرور زمان اعتماد و همراهی اونا رو جلب کنه.
شاید هم اصلا این حرفا نیست و دولت دهم قصد یک انقلاب داره و خیلی انگیزه و دلیلی برای همراه کردن آدمایی مثل مجید مجیدی و حاتمی کیا و انتظامی و بنی اعتماد و پرستویی و شایسته و نصیریان و ایرج راد و... نمی بینه!
من دانمارگ هستم.محل برگزاری مسابقات حهانی گشتی.
مدال طلای مهدی تقوی رو به همه تبریگ می گم.به هر حال با همه مسائل موحود درگشور موفقیت هر ایرانی زمینه نشاط وطراوت مردم رو فراهم می گنه.
نتایح امسال تیم ایران از دوسال گذشته به مراتب بهتره ولی هنوز با روزهای خوب گشتی ایران بسیار فاصله داریم.روزهایی ه خیلی ازش نگذشته همین ۷ سال قبل بود گه تیم ایران روس ها رو میلیمتری گفت وقهرمان حهان شد.اما حالا روس ها با اختلاف بیشتر از۲۰ امتیاز قهرمان می شن.
به هرحال بازهم باید امیدوار به آینده بهتر در همه زمینه ها باشیم.
...زنده وباینده باشی ایران...