تبليغاتX
امیر رضا خادم

سلام

دریکی دو هفته گذشته چند اتفاق پرسروصدا در داخل و خارج از کشور روی داد که به تناسب موضوع مورد توجه بخش‌های گوناگونی ازجامعه واقع شد.

درحوزه داخلی:

-         تلاش عده‌اي از دلسوزان نظام برای بازگشت آرامش به جامعه وبرقراری وتوسعه وحدت ملی.

-         انتخاب مجدد دکترلاریجانی و مهندس باهنر رئیس ونایب رئيس مجلس هشتم، به عنوان رئيس و نایب رئيس فراکسیون اصولگرایان مجلس علیرغم تلاش زیاد حامیان دولت براي تغییر هیأت رئيسه فراکسیون.

-         تصویب طرح هدفمند کردن یارانه‌ها درمجلس.

-         تغییرات عمده و اساسی درتشکیلات بسيج سپاه پاسداران.

-         ممنوع الخروج شدن دوتن ازهنرمندان سینمای کشور در فرودگاه، درشرایطی که به همراه تعدادی دیگرازهنرمندان کشورمان قصد رفتن به نیویورک برای شرکت در مراسم ويژه سينماي ايران به دعوت آكادمي اسکار امسال را داشتند.

-         و...

دربیرون مرزها:

-         ابراز رضایت تقریبا همه اعضای گروه 5+1 و ایران ازمذاکرات ژنو

-         مذاکره مستقیم نمایندگان ایران و آمریکا

-         معرفی باراک اوباما به عنوان برنده جایزه صلح نوبل سال 2009

-         پیروزی مجدد و قابل پیش بینی آنگلا مرکل در انتخابات آلمان

-         سیل و زلزله ویرانگر در مالزی وفیلیپین

-         تشدید حملات ناجوانمردانه و مغایر با حقوق بشر رژیم صهیونیستی به بیت‌المقدس و فلسطینیان

-         مشکلات انتخابات ریاست‌جمهوری افغانستان

-         انتخاب برزیل به عنوان میزبان بازی‌های المپیک 2016

-         و...

موارد فوق برخی از اصلی ترین اتفاقات چند روزگذشته ایران وجهان بود که هریک به نوبه خود دارای ابعاد گوناگون ومسائل بسیاری است.

اما در این مجال آنچه به نظر مي‌آید در شرایط حال حاضر کشور بیش ازدیگر وقایع حائز اهمیت است، نخست موضوع اقدام جمعی از بزرگان نظام است که علیرغم بی مهری‌های بسیاری که درچند ماه اخیربه آنها شده به منظور بازگرداندن آب رفته به جوی وایجاد وفاق ملی درمیان آحاد مختلف جامعه، طرح آشتی ملی را عنوان کرده‌اند ودیگری شروع بررسی لایحه هدفمند کردن یارانه‌ها درمجلس و تبعات مبارکی است که علیرغم آسیب‌های کوتاه مدت آن برطبقه متوسط جامعه، مي‌توان درصورت اجرائی شدن آن برای آینده کشورمتصوربود.

- پس از انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری وحضور85درصدی مردم پای صندوق‌های رای که به واقع مي‌توانست پشتوانه ارزشمندی برای نظام باشد، متاسفانه مسائل متعددی باعث ایجاد خدشه سنگین به اعتبارانتخابات و... شد.

این اتفاقات با تمام فراز وفرودهایش درنهایت به تشکیل و شروع به کاردولت دهم ختم شد و شرایط هم به سمتی درحال طی شدن است که بعید نیست تا چند وقت دیگرکل پرونده اتفاقات پس ازانتخابات کاملا ازسکه افتاده و تنها در ذهن بخش عمده‌اي ازنخبگان جامعه بایگانی شود.

آنچه به نظرمي‌رسد مي‌تواند علت اصلی طرح موضوع دوستی ملی باشد، همین اذهان نخبگان جامعه به عنوان بازوان اصلی و نیروهای استراتژیک هرنظامي است که طبیعتا درعین حال که تضمین کننده بقاء و توسعه جامعه به حساب مي‌آیند، اما یک ویژگی خاص نیز دارند: محافظه کاری وعدم علاقه نسبت به تنش و درگیری.

این ویژگی به تنهایی کافی است تا در حوادثي كه در طول مسیر حرکتی یک جامعه به وقوع پيوسته این طیف درمقابل اتفاقات گوناگون تنها تذکردهنده یا پیش برنده باشند و در مسائلی که متلاطم‌کننده شرایط عمومی جامعه است تنها تا مرحله‌اي پیش روند که جانب احتیاط در نظرگرفته شده باشد. در موارد پس از آن معمولا این طبقه تنها توصیه کننده و نشان‌دهنده راه بوده و این بدنه جامعه است که مجری نانوشته اهداف آنان خواهد بود.

طبیعتا چنین روحیه‌اي درشرایط بحرانی بهترین گزینه‌اي که برمي‌گزیند همانا سکوت است که اولین نتیجه آن زمینه سازی شرایط برای فراموشی اصل جریان درمیان دیگر اقشار جامعه خواهد بود.

ولی آیا با سکوت نخبگان و فراموشی عامه صورت مسئله پاک خواهد شد؟ اين پرسشي است که نیازمند نگاهی ظریف وحساس‌تر به تبعات خوب یا بد آن است.

آنچه مي‌توان در پیشنهاد بخشی از دوستداران با تجربه و سرد وگرم چشیده نظام درخصوص یافتن مفری برای ایجاد آشتی ملی پس از جریانات انتخابات متصور بود، توجه به تبعات نامحسوس سکوت نخبگان و به ظاهر فراموشی دیگر اقشار نسبت به اتفاقات روی داده در انتخابات است.

قطعا درنظرگرفتن دغدغه این بزرگان بسیار حائز اهمیت است اما آنچه از شرایط حال حاضرحاکم برکشور برمي‌آید، عدم تمایل بخشی ازجامعه که طیف پیروز در انتخابات تشکیل مي‌دهند، نسبت به طرح چنین مباحثی است. البته چنین رویکردی مسبوق به سابقه نیزهست و آنان که انتخابات 76 و80 رابه یاد دارند، احتمالا شرایط سیاسی حاکم برآن دوران را نیز فراموش نکرده اند.

گروه پیروز به هیچ وجه علاقه‌مند به مصالحه و همراه كردن دیگر گروه‌های حاضر در نظام با خود نيست و بیشترین تلاشش حذف رقیب ویکه تازی در میدان عمل بود.

اما آنچه میان آن دوران وشرایط حاکم برنظام سیاسی وحتی اجتماعی امروزکشور اساسا متفاوت است، تجربه اتفاقات اخير و نتایج آن و ترک تازی‌ها و صدمات سنگین آن رفتار برجامعه وگروه حاکم برنظام اجرائی را شامل مي‌شود. این تجربه‌اي عظیم اما متاسفانه بازهم غیرقابل مصرف درفضای سیاسی امروز جامعه ماست که تقریبا به ضرس قاطع مي‌توان مطمئن بود امکان اجرائی شدن طرح آشتی ملی درشرایط حال حاضر را از ميان برده و نگاهی سیاه وسفید به مسائل توسط بخشی از جامعه همان اتفاقي را باعث شده ومي‌شود که دربالا به آن اشاره شد: سکوت نخبگان ونسیان عوام...!

- مصوبه مجلس شورای اسلامی درکلیات لایحه هدفمند کردن یارانه‌ها درهفته گذشته مي‌تواند نقطه عطفی برای آغاز تحول اقتصادی کشور باشد.

کار خوب دولت درارائه این لایحه به مجلس و تلاش درخور نمایندگان و به خصوص کمیسیون ویژه درتصویب و وارد كردن آن به مرحله بررسي جزئیات بارقه امیدی است که مي‌تواند ثمرات ارزشمند برای اقتصاد کشوردرسال‌های آینده به همراه داشته باشد.

البته این قانون تبعات نگران‌کننده‌اي نیزدارد. با حذف یارانه‌ها ازبسیاری ازکالاهای اساسی مانند بنزین، برق، آب، گاز، گازوئیل و... خواسته وناخواسته در سال‌هاي اول اجراء، فشار بسیار سنگینی بر دوش طبقه متوسط جامعه وارد خواهد شد و با توجه به اینکه طرح پرداخت نقدی یارانه‌ها که به موجب آن دهک‌هاي پايین جامعه به صورت ريالی یارانه مستقیم دریافت مي‌کنند شامل حال طبقه متوسط نخواهد شد، تقریبا آن بخش ازجامعه که برنامه زندگی‌شان را روی درآمدی بین 600، 700 هزارتومان تا 1ونیم میلیون تومان درماه بسته اند احتمالا با مشکلات جدی روبروخواهند شد.

به هرحال هرتحولی ضایعاتی نیزبه همراه دارد اما باید امیدوار بود دولت بتواند با کمترین تبعات منفی درطول برنامه پنجم توسعه اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی کشور که از سال آینده باید آغازشود (البته هنوزبرنامه پنجم به مجلس هم برای بررسی وتصویب نیامده و معلوم نیست چگونه قرار است از ابتداي سال آینده به مرحله اجراء درآید!) همانند مدیریت نسبتا خوبی که در رابطه با کارت هوشمند و سهمیه‌بندی کردن بنزین داشت، دراین مورد هم کاری ارزنده را به انجام رساند.

- و در خاتمه اينكه به نظرمن معرفی باراک اوباما به عنوان برنده جایزه صلح نوبل در شرایطی که هنوز یکسال نیزاز دوران رئيس‌جمهوری او در آمریکا نگذشته بسيار زود و عجولانه بود. چراكه اوباما به رغم شروع نسبتا خوبی که در کاستن از لطمات دوران مدیریتی خشن جرج بوش داشته انصافا هنوز هیچ کار خاصی را متناسب با شعارتغییرش انجام نداده است.

 

نوشته شده توسط امیر رضا خادم در چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388 |
سلام

یک بار دیگه آقای احمدی نژاد دست به اقدام جالبی زد!

اگر به خاطر داشته باشین همین چند ماه پیش بود که تو  نشریات اعلام شد در ارزیابی عمکرد اعضای کابینه دولت نهم ، وزیر نیرو یعنی مهندس فتاح به عنوان موفق ترین دستگاه اجرایی و وزیر عضو کابینه شناخته شده است.

این خبر را من هم به عنوان فردی که در دوره قبل مجلس نماینده بودم (قابل توجه دوستایی که فکر می کنند هنوز هم نماینده ام) از نزدیک شاهد عملکرد مهندس فتاح بودم ، تایید می کنم و تصور می کنم علیرغم انتقاداتی که به کابینه بود اما چند وزیر از جمله وزیر نیرو یا وزیر بهداشت دکتر لنکرانی عملکرد قابل قبولی داشتن.

حالا اتفاق جالب به این شکل افتاده که دقیقا موفق ترین عضو کابینه ( وزیر نیرو ) حذف شده و یکی از نا موفق ترین اعضای کابینه ( رییس سازمان تربیت بدنی ) به جای ایشان برای وزارت معرفی شده است!

 

نوشته شده توسط امیر رضا خادم در یکشنبه یکم شهریور 1388 |
سلام

دیروز متن نامه ای ازسوی آقای کروبی به آقای هاشمی که البته مربوط به ۱۰ روز پیش از این بوده ، منتشر شد که چون آقای هاشمی پاسخی به آن نداده بود بنابراین دفتر یا خود آقای کروبی تصمیم به انتشار عمومی آن کرده بودن!

بازتاب نامه بسیار وسیع بود و فارغ از اینکه بخواهم به هدف ونیت رسانه های منعکس کننده آن اشاره کنم باید اعتراف کرد که بازخورد و انعکاس مناسبی برای هیچ ایرانی علاقمند به ایران به همراه نداشت .

البته این تاثیر بد منحصر به خارج از مرزها هم نمی شود . به هر حال هرایرانی متعصب و آبرومند نیز باشنیدن چنین خبری ( که اگر خیلی هم بخواهیم منطقی با موضوع برخورد کنیم همون طور که در نامه هم آمده ثابت شده نیست)احساس بد و آزار دهنده ای دارد.

حال سوالی که از حاج آقای کروبی باید پرسید اینست:

 جناب کروبی! جنابعالی که همین چند ماه پیش در کوران مبارزات انتخاباتی نسبت به رفتار و گفتار آقای احمدی نژاد در خصوص طرح مباحث غیر مستند و  وارد آوردن اتهامات ثابت نشده معترض بودین و این کار را عملی غیر انسانی بر می شمردین، ُ چگونه در شرایطی که به علت اتفاقات روی داده در پس از انتخابات خانواده های بسیاری نگران از وضعیت فرزندانشان هستن و... شما صلاح کار را در این دیدن که مسئله ای به این حساسی که ارتباط مستقیم با ناموس  هر ایرانی متعصب دارد را به این راحتی و علنا مطرح نمایین؟!

معمولا آنچه می توان از این دست اقدامات برداشت کرد ، بهره برداری از احساسات پاک مردم در جهت منافع شخصی یا گروهی ست.

امری که متاسفانه چند سالیست به صورت قارچ وار در حال همه گیر شدن در سطح جامعه نخبگان ما شده و کمتر می توان شاهد عملکردهای ریشه ای و بی ادعا و خداپسنده به خصوص در میان اهالی سیاست بود.

رفتارهایی که نمونه های عینی آن را آنانی که به یاد دارن در نزد بزرگانی چون شهید بهشتی وهمراهانش می شد مشاهده نمود چنانکه پس از شهادتشان امام راحل عنوان شهید مظلوم را برای او برگزید...

و دراینجاست که تفاوت آدما مشخص می شود .

زمانی که شما چنین نامه ای را برای آقای هاشمی می فرستین و علیرغم همه هجمه ها وبی انصافی هایی چند سال اخیر از سوی یک جناح و در سال های پیش از این از سوی جناحی دیگر به ایشان ، ازچنین فرصتی برای تسویه حساب استفاده نکرده و آن را علنی نمی کند و هر چند که قطعا دایره اطلاعاتی به مراتب وسیع تری از شما دارد ، اما در نماز جمعه نیز به صورتی بسیار ظریف تنها به طرح پیشنهاد آزادی زندانیان بسنده می کرده و در دیگر موارد نیز که ازسوی افراد غیرمنصف مورد اتهام قرار می گیرد ، هیچ گونه عکس العملی از خود نشان نداده تا آن حد که مقام معظم رهبری شخصا وارد عمل شده و به صراحت از فداکاری ها و خدمات ایشان تقدیر می کنن،تفاوت ها مشخص می گردد.

این مطلب حتی در خصوص نوع رفتار  آقایان موسوی و رضایی نیز می تواند صدق کند .آنان نیز اگر بناداشتن به هر قیمتی خود را اثبات کنن، چه در زمان رقابت های انتخاباتی و چه پس از آن می توانستن از بسیاری از حربه ها بهره برده و به عنوان اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام اطلاعات و مستندات بسیاری برای متهم کردن دیگران  در اختیار داشتن ولی این چنین نکردن...

کوتاه سخن آنکه از جنابعالی به عنوان یکی از یاران امام ،این دست موضع گیری ها و اعمال بعید است و اگر ملاحظه ای در کامنت های نوشته های قبلی من به عنوان حداقل نمونه ای برای میزان نگرانی های مردمی بوجود آمده ، بفرمایین، تصدیق خواهید کرد که برای بزرگان و ریش سفیدان کشور انجام چنین اعمالی قبیح بوده و باید بیشتر در طرح آن دقت کنن.

 هرچند که ضرورت توجه و واکاوی اصل مسئله و  کنکاش در مستند و یا شایعه بودن نگرانی عمومی ایجاد شده امری اساسی و قطعیست که خداکند دستگاه های نظارتی نیز با احساس وظیفه شرعی و انسانی و درنظر گرفتن این موضوع که امکان داشت کسانی که نسبت به آنها چنین نگرانی ایجاد شده اعضایی از خانواده خودشان باشن به واکاوی مسئله پرداخته و نتایج را بسیار شفاف به اطلاع مردم برسانن وگرنه مسئله بسیار جدی تر از آن است که تصورشود با بی توجهی به موضوع قابل فراموشی بوده و شامل مرور زمان می شود.

این اعتماد مردم است که به حاکمیت با چنین اظهاراتی خدشه دار می شود و قطعا به این راحتی ها هم بازسازی نخواهد شد.

و در نهایت هم به نظرمن بهترین گروهی که می توان در جهت شفاف سازی و مشخص شدن مسئله (حداقل دراین رابطه و برای امتحان) کمک کنن، همین تشکل ها یا  ان.جی .او  های مردمیست که نوعا  از دورهم جمع شدن تعدادی از جوانان علاقمند به کارهای فرهنگی و یا عام المنفعه تشکیل شده و اگر   همراه نمودن بدنه جامعه با حاکمیت را به عنوان یک ضرورت به حساب آوریم ، بهترین ابزار برای اعتماد سازی و رشد فهم مشترک مردم و حاکمیت در یک نظام مردم سالاری دینی همین تشکل های مردی هستن...

--------------------------------

توجه:گله من مربوط به بخشی از نامه است که در آن موضوع بسیار مشمئزکننده و نگران کننده" تجاوز به ... "مطرح شده  که در فرهنگ ما بسیار بیشتر از حتی به قتل رسیدن برای هر فرد و خانواده اش  حرمت داشته و ...است.

نوشته شده توسط امیر رضا خادم در سه شنبه بیستم مرداد 1388 |
سلام

دیروز مشهد بودم و دیشب در زمان برگشت در فرودگاه به صورت اتفاقی یکی دو دقیقه آخر اظهارات عطریان فر را دیدم .

فارغ از اینکه مسا ئل مطروحه از سو ی بازداشت شدگان تا چه اندازه مستند است و اعتراف گرفتن از یک نفر که پس از دو ماه بازداشت مودبانه و بسیار مفرح( بنا بر اظهاراتی که می گوین آقایان متهم در اولین جلسه دادگاه داشته ان!) متنبه که نه ، رستگار شده می تواند دلنشین و قابل قبول باشد ، یک سوال برایم به صورتی بسیار جدی مطرح است .

واقعا مجریان و تصمیم گیران انعکاس عمومی این اظهارات از انجام این کار ها به دنبال چه چیزی هستند؟!

آیا می شود با چنین حربه ای معترضان را که امروز علاوه بر تمام اتهامات مطروحه ، متهم به دسیسه برای انقلاب مخملی نیز شده اند را قانع کرد؟!

یک واقعیت انکار ناپذیر دراین خصوص وجود دارد و آن اینست که مخاطب غالب این گونه جلسات بخش تحصیل کرده و از لحاظ فاکتورهای اقتصادی نیز متوسط به بالای جامعه هستند که معمولا نخبگان جامعه را نیز در بر می گیرند،آیا واقعا این قشر که شاید جمعیتی بیش از ۷۰ تا ۸۰ درصدی کشور را در بر می گیرد می تواند با چنین نشست هایی اقناع شده و آرام گیرند؟

آیا این نوع اعمال که متاسفانه محدود به اشخاص حاضر در جلسه نیز نشده و طیف وسیع تر ی از دست اندرکاران و حتی سیاست گذاران ۳۰ سال گذشته نظام را نیز متاثر کرده و می کند،باعث حرکت کشور به سمت فراموشی مسائل روی داده در انتخابات می شود؟!

همین چند روز پیش بود که رسانه ملی به صورت بسیار وسیع در حال انعکاس خبر دستگیری تعداد قابل توجهی از متهمان به فساد مالی در ... بود که عنوان می کرد پس از ۳ سال بررسی و جمع کردن اسناد ومدارک تازه پلیس به صورت رسمی و با حضور وکیل و... اقدام به جلب آنان نموده و... آیا در ظرف دو ماه حبس و مخلفات تمام اسناد لازم بدست آمد و البته اگر به دست هم نیامده باشد ، آنقدر متهمان متنبه و پشیمان شده ان که خود با صراحت و شجاعت به اعمال بد شا ن اعتراف می کنند؟!

یاد سخن آقای هاشمی افتادم که می گفت:"بارها از زبان رهبري شنيده‌ام كه فرمودند:اينها كه به آساني مردم را به زندان مي‌برند اگر مثل من و تو طعم زندان را چشيده بودند چنين نمي‌كردند."

نوشته شده توسط امیر رضا خادم در یکشنبه یازدهم مرداد 1388 |
سلام

برکناری، لغو برکناری، استعفاء، عدم قبول استعفاء و... اتفاقاتیست که به دنبال دستور آیت الله خامنه ای مبنی بر برکناری مشایی از سمت معاون اولی ریاست جمهوری و سپس تمرد برخی از اعضای کابینه از قبول ریاست مشایی در جلسه هیا ت دولت و... روی داد!

به بقیه کاری ندارم ولی مشخصا در مورد صفار هرندی که چند صباحی به جهت عضویت در کمیسیون فرهنگی مجلس هفتم از نزدیک با او آشنا شدم و از لحاظ سیاست های کاری و عملکرد ۴ ساله در وزارت ارشاد او را در بخش هایی موفق و در بخش هایی نا موفق می دانم ، باید اذعان کنم هرندی فردی کاملا ولایت مدار و معتقد به امام و رهبری بود و خیلی سخته فردی با خصوصیات او هم از سوی کسانی که با عقاید او همراهی کمتری دارند و درطول ۴ سال نه به خاطر صرفا عملکردش بلکه به خاطر این اعتقاداتش مورد شدید ترین انتقادات قرار دارند ضربه بخورد وهم از سوی کسانی که خودشان را همسو با نظرات او و شاید بیش از او ولایی و معتقد به نظام معرفی میکنند!

 عجب وضعی شده ...! 

نوشته شده توسط امیر رضا خادم در دوشنبه پنجم مرداد 1388 |
سلام

این موضوع پستی که چند روز پیش در مورد اتفاقی که در حاشیه مسابقات بین الملی قرآن برام پیش آمده ، حسابی سر و صدا کرده و هر کی به نوعی درخصوص اون اظهار نظر کرده است.

این سر وصدا ها اونقدر زیاد شد که دیروز از صدا وسیما هم با من تماس گرفتن و جویای اصل موضوع شدند و من هم چون به طرح موضوع طرز برخورد مسئول دوربین صدا و سیما مستقر در سالن اجلاس سران درپست قبلی اشاره کرده بودم و ماحصل اون هم اخبار گوناگون دو روز گذشته بر علیه صدا وسیما بود، لازم میدونم به محتوای این تماس هم اشاره کنم تا فارغ از انتقادی که به کلیت عملکرد رسانه ملی در طول چند ماه گذشته دارم ، در مورد مسئله پیش آمده برای خودم، شفاف عمل کرده باشم وبه کسی اجحافی نشده باشد.

همون طور که گفتم از دفتر مهندس ضرغامی با من تماس گرفتن و جویای اتفاق روی داده شدن و گفتن موضوعی به نام ممنوع التصویر شدن من و یا ۲۰۰ هنر مند دیگر  صحت نداشته و در موارد خاصی که گاهی پیش می آید و فردی قرار است ممنوع التصویر شود نیز شخص مهندس ضرغامی حد اکثر تلاش خود رابرای رفع مشکل وی می کند و ...

ایشان همچنین خواستار کمک من  برای یافتن فردی که چنین ممانعتی را ایجاد کرده شد و...

من نیز به نماینده صدا و سیما پیشنهاد  کردم با توجه مسائل پیش آمده در انتخابات و صحبتهایی که در خصوص قرار گرفتن افرادی در لیست سیاه رسانه ملی مطرح می شود  ، بهتر است صدا وسیما رسما این مسائل تکذیب کرده و از توسعه چنین شائبه هایی جلوگیری کند

البته باید عنوان کنم تیتری که مشخصا از قول من طرح شده بود که گفته ام:ممنوع التصویر شده ام"و در همه رسانه ها کار کرده بودن نقل قولی بود از سوی سایت "پارلمان نیوز"  که مدیریت آن با فراکسیون پیروان خط امام(ره) مجلس است درصورتی که تیتر به کار رفته از طرف من " رسانه ملی..." است.

امید وارم با توجه به گرگ ومیش بودن شرایط جامعه به اندازه کافی ، ارگان هایی مانند رسانه ملی که جزء نهاد های تحت امر رهبری است ،به نوعی عمل کنه که کاهش دهنده بحران ها باشد و عوامل و دست اندرکاران بخش های مختلف آن ، خود تشدید کننده نباشن...

نوشته شده توسط امیر رضا خادم در دوشنبه پنجم مرداد 1388 |
سلام

دیروز رفته بودم سالن اجلاس سران که محل برگزاری مسابقات بین الملی قرآن است.

فضای زیبا و روحانی بسیار دلنشینی داشت.

از کشور های مسلمان جوانان بسیاری آمده بودند و در حال رقابت قرآنی با یکدیگر بودند.

در حاشیه این رقابتها مثل بسیاری جاها که می روم ، دعوت شدم تا برای مصاحبه تلویزیونی در خصوص این رقابت ها بروم بیرون از سالن اصلی.گفتم چند دقیقه دیگر می آیم.

بعد از گذشت چند دقیقه زمانی که قرائت یکی از قاریان تمام شد رفتم بیرون و از چند تا از خبرگزاری ها و غرفه های حاضر درنمایشگاه جانبی مسابقات دیدن کردم وبا آنها هم مصاحبه ای داشتم.

در بین بازدیدی که از غرفه های گوناگون داشتم ، یکی از دوستانم دم گوشم گفت: یکی از تصمیم گیران  دوربین صدا وسیما مستقر در سالن گفته با تو مصاحبه نکنن چون هفته گذشته در نمازجمعه به امامت آقای هاشمی حضور داشته ای وعکست را در سایتها دیده!

حقیقتش اینه که اولا نمی دونستم رفتن به نماز جمعه هم گاهی خوب و گاهی بد شده  و ثانیا شاید زیاد هم برای من حیاتی نباشد مصاحبه کردن در مقابل دوربین یک برنامه آن هم به اتهام رفتن به نماز جمعه ویا رای دادن به یکی از کاندیداهای مورد تایید شورای نگهبان ! اما نگران کننده خواهد بود که چنین مسئله ای در رسانه ملی واقعیت داشته باشه و  آنچه برای خودم اتفاق افتاد ویا در نشریات نوشته شده بود که با فعالیت بیش از ۲۰۰ هنرمند در برنامه های صدا وسیما مخالفت شده ،واقعیت داشته باشه.

من در طول ۴ سال فعالیتم در مجلس هفتم صادقانه باید بگم در مراودات کاری که با مهندس ضرغامی داشتم، رییس رسانه ملی رو فردی دیدم که خیلی تلاش داشت صدا وسیما در منظر عموم رسانه ای مستقل و فراجناحی وتنها در مسیر نظام و رهبری معرفی کند و به همین خاطر اتفاقاتی که دراینمدت  دیده می شود و شنیده، با مدیریتی که من از ضرغامی شناختم همخوانی ندارد و بسیار تعجب آور است.

آیا هنوز مهندس ضرغامی رسانه ملی را اداره می کند؟! 

نوشته شده توسط امیر رضا خادم در جمعه دوم مرداد 1388 |

 

سلام

به ضرس قاطع مي‌توان گفت، دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري پرحاشيه‌ترين دوره انتخاباتي درطول 30 سال پس ازانقلاب بوده است.

شايد بخشي ازاين حواشي را بتوان به عنوان ضرورتي محتوم در راه نيل به الگوي بي‌بديل «مردم‌سالاري ديني» در کشوري دانست که با انقلابي مردمي و روحاني، خود را از يوغ قرن‌ها سيطره نظام‌هاي ديکتاتوري و استبدادي رهانيده و بنابراين نه تمايلي به بازگشت به عقب دارد و نه حاضراست ثمره خون شهيدان گلگون کفن راه آزادي و نظام مقدسي را که بر پايه جمهوريت و اسلاميت به صورت توامان وبه رهبري خميني کبير استوار شده به سادگي از کف دهد.

اما آن بخش تاسف‌آور از انتخابات اخير که شاهد تبعات ناميمون، نامحسوس و البته پايدار آن در آينده نيز خواهيم بود، زير سوال رفتن سلامت و تعهد کاري بخش عظيمي از کارگزاران نظام اجرايي و نظارتي کشور، متاثر از اظهارات برخي از نامزدان در طول رقابت‌هاي انتخاباتي بود.

آنچه مسلم است، در جامعه‌اي با مختصات فوق و در درون نظامي که تاروپود آن تشکيل يافته از ايمان وعرق ملي است، سلامت نفساني، اخلاقي و صداقت کاري و مالي کارگزاران نظام، بنيادي‌ترين اصل محسوب مي‌شود.

اين مهم درطول مدت رقابت‌هاي انتخاباتي اين دوره به صورت بسيار جدي آسيب ديده و زمينه ورود ضربه‌اي سهمگين به اعتماد عمومي و ملي نسبت به مديران و سياست‌گزاران حوزه‌هاي گوناگون را فراهم كرد.

وارد آوردن اتهامات مالي غيرمستند و مکررا طرح شده از سوي دشمنان نظام به بدنه اجرايي و نظارتي کشور اولين اقدام دراين مسير بود و به دنبال آن متهم كردن يکديگر به دروغ‌گويي، رياكاري، عوام فريبي، سوءاستفاده از اموال عمومي و دولتي، رانت‌خواري، دست نشاندگي بيگانگان و... که متفاوت با گذشته اين بار نه از طريق شب نامه‌ها وشايعات رايج در سطح جامعه بلکه بسيار جدي و رو در رو و در مقابل چشم ده‌ها ميليون ناظر و بيننده خودي و بيگانه مطرح شد و افرادي که تا پيش ازاين به انحاء گوناگون سکان‌دار بخشي از نظام مديريتي کشور بوده و قراراست پس از اين نيز در جايگاه رياست دولت يا هر حوزه ديگري از نظام تاثيرگذار باشند، بازيگران و بازيگردان صحنه بودند...!

قطعا اگر اين اظهارات جسورانه و بي‌منطق را رهبري نظام در خطبه‌هاي اولين نمازجمعه پس از انتخابات مورد تقبيح و مذمت قرار نمي‌دادند، مي‌شد پيش‌بيني کرد تبعات احساسي و هيجاني متاثر از آن در سطوح مختلف جامعه تسري يافته و نتيجه کوتاه‌مدت آن زمينه‌سازي طرح اتهامات، شايعات و بهتان‌هاي وسيع ولجام گسيخته بعدي از سوي طرفين دعوا و ثمره ماندگار و حتمي‌اش قرار گرفتن نظام در معرض آسيبي جدي و مخرب بود.

البته به نظر ساده‌انگارنه است که تصور کنيم تخم بي‌اعتمادي و اتهام‌زني که در اين دوره کاشته شد، به سهولت قابل ريشه‌کني و نابودي است چرا که همانطور که در بالا نيز اشاره شد، اين مباحث مدت‌هاي مديدي از سوي منابع غيررسمي و غيرمستند، طرح مي‌شد. مردم کوچه و بازار اندر احوال کارگزاران اجرايي مملکت‌شان بسيار شنيده بودند و بنگاه‌هاي شايعه پراکني وابسته به صهيونيسم نيز به آن بال و پر داده بودند.

اما اگر تا پيش از اين همه اين شايعات و اتهامات را هجمه‌هاي بيگانه و دشمن نام مي‌نهاديم، طرح اين مباحث و در کنار آن به زيرسوال رفتن همه دست آوردهاي 30 ساله کشور از زبان سکان‌داران گذشته و آينده کشور يعني نامزدان جايگاه رياست دولت دهم، ضايعه‌اي بزرگ بود که ماحصل آن سکوتي سنگين و تاثربار است که اين روزها در ميان اکثر قريب به اتفاق نخبگان جامعه ديده مي‌شود.

سخن در اين باب بسيار است و بيان ميزان احساس تاسف نسبت به عملکرد بانيان وضعيت پيش آمده ناممکن؛ اما سال‌ها ممارست و مبارزه در ميادين ورزشي به من آموخته است که نشستن و زانوي غم در بغل گرفتن نه تنها گرهي را باز نمي‌كند بلکه زمينه‌اي است براي ماندن‌ها و دورشدن‌ها و در نهايت شکست‌هاي بزرگ‌تر.

آنچه در حال حاضر مي‌تواند به عنوان راهي براي برون‌رفت از شرايط پيش آمده يا حداقل حرکتي به منظور کاستن از تبعات منفي رويدادهاي اخير به حساب آيد را تنها بايد در گرو عملکرد کارگزاران امروز دولت جستجو کرد.

وجود هميت و انگيزه‌اي براي ايجاد تفاهم و پرهيز از دامن زدن بيشتر به فضاي پرتنش موجود، از جمله موارد حداقلي است براي فراهم شدن امکان برقراري همکلامي و گفتمان مجدد ميان نخبگان سياسي کشور.

نمي‌دانم مديريت اجرايي امروز در کشور تا چه ميزان ضرورت و علاقه‌اي براي بازگرداندن آب رفته به جوي دارد و اگر بخواهم براساس اتفاقات روي داده پس از انتخابات و نوع ديالوگ برندگان اعلام شده انتخابات اظهارنظر کنم، متاسفانه بايد به اين مطلب اذعان داشت که به نظر مي‌رسد نه تنها مجريان دولتي انگيزه‌اي براي تغييرشرايط ندارند بلکه براي كوبيدن بر طبل گسترش اختلافات و حذف مخالف تاکيدي جدي دارند.

اين ادعا را مي‌توان از ميان سخنان طرح شده بعد از انتخابات، تغيير و تحولات روي داده در برخي دستگاه‌هاي دولتي، بازداشت عده‌اي از فعالين سياسي بدون اعلام مستند علل آن و... مشاهده كرد.

سخن در اين باره بسيار است ولي به نظر نمي‌رسد فعلا شنونده‌اي براي آن بتوان يافت؛ پس به همين مختصر اکتفا مي‌کنم و اگر تغييري حداقلي مشاهده شد آنگاه انگيزه‌اي براي ادامه آن مي‌توان داشت وگرنه

گوش اگرگوش تو و ناله اگر ناله ماست     آنچه البته به جايي نرسد فرياد است!

نوشته شده توسط امیر رضا خادم در چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388 |
سلام

نمی دونم این روزا وقت کردین نشریاتیکه به نظرمی رسن همسویی هایی با دولت دارن رو  ورق بزنین؟

بعد از مباحثی که  پیرامون آقایان هاشمی و ناطق نوری پیش از انتخابات طرح شد و باعث موضع گیری جدی رهبری معظم انقلاب درخطبه های نمازجمعه در مقابل آنها شد، حال شاهد ادامه این نوع مواضع پیرامون برخی دیگر ازچهره های موجه نظام هستیم.

دراین روزها بزرگانی مانند دکتر لاریجانی رییس مجلس ، آیت الله جوادی آملی  مجتهد عالی قدر وامام جمعه قم  ، مهندس اکبر ترکان وزیر اسبق و معاون تا چند روز پیش وزیر نفت ،دکتر قالیباف شهردار تهران و جالب تر از همه برخی ملی پوشان تیم ملی که دستبند سبز بسته بودند(که البته من هم درصورت فراهم بودن شرایطی منطفانه موافق چنین حرکتی نبودم) و...به شیوه های گوناگون مورد انتقاد و چپ و راست شدن توسط حامیان دولت واقع شده اند.

نکته قابل تامل اینه که خدمات متعدد و متنوع همه این بزرگواران در طول ۳۰ ساله انقلاب بارها وبارها ثابت شده و منحصرا مربوط به دوران امام (ره) هم نیست  و تفکراتشان هم نزدیک به جناح موسوم به اصولگرا ست ...!

چرا؟!

نوشته شده توسط امیر رضا خادم در شنبه ششم تیر 1388 |

 

سلام

آب به آسیاب دشمن ریختن       یا      ما  را به خیرتو امید نیست، شرمرسان!

هر گاه در کشور یک انتظار، اعتراض یا درخواست مدنی یا صنفی توسط بخشی ازجامعه مطرح می شود بلافاصله سر و کله دایه های مهربان تر از مادر از گوشه و کنار دنیا پیدا می شود .

آنها با ادعای حمایت از آزادی و ابراز نگرانی ازتضيیع حقوق مردم ایران ، درقواره مدعی العموم وارد بازی شده و با بهره گیری ازقدرت بی حد وحصر رسانه ای آنچنان وضعیت را بحرانی می کنند که در زمانی بسیار اندک ، مدعیان ومعترضان اصلی که نوعا ازابتداي طرح موضوع ، سعی درحرکت درچارچوب قانون را داشته اند ، خود را درمقابل کل نظام مي بينند و از اين مرحله است كه شرایط درمسیری می افتد که درنهایت، طراحان ومدعیان صادق ومنطقی اولیه دست ازپا درازتر همراه با کوله باری ازتهمت هاي روا و ناروا یا مجبوربه پس گرفتن حرفشان می شوند و یا زیربارهجمه های گوناگون کمرخم نموده وازصحنه جامعه حذف می شوند.

البته شاید وجود چنین شرایطی برای کشوری با مختصات كشور ما چندان غیرعادی وتعجب آورنباشد.

به هرحال ایران وایرانی پس از قرنها وحتی هزاران سال تجربه حکومت های استبدادی ودیکتاتوری از یک سو و تحت استعمار و سلطه دیگران واقع شدن از سوی دیگر، تنها 30 سال است كه دموكراسي را تجربه وتمرین مي كند و طعم واقعی استقلال را مي چشد و دراین مدت مصرانه درتلاش بوده تا معرف و ارائه کننده نوع جدیدی از دموکراسی با نام "مردم سالاری دینی" نیزباشد.

مردم سالاري ديني قطعا نمی تواند خیلی خوشایند کشورهای استعمارگری باشد که درتجربه تاریخی ایران حضور رنگارنگ و مختلف آنها به کرات مشاهده می شود و چه موقعیت هایی که با اعمال نفوذ و سیاست های ناجوانمردانه آنان از دست ملت بزرگ ایران پرید و ضایعات آن هنوزکه هنوز است برپیکره این کشورنقش بسته است.

قرار داشتن ایران دربهترین موقعیت سوق الجیشی منطقه ، وجود منابع زیر زمینی و پتانسیل های خدادادی بسیار، نیروی کارجوان ومستعد ، گذر از فراز وفرود های گوناگون ، تبدیل شدن به قدرتی غیرقابل انکاردرمنطقه و...همه وهمه دلایل مستندی است برای آنكه دنیای استکبار و زورنسبت به از دست داندن چنین گوهرگرانبهایی ناراضي باشد.

اگربا اين كليات موافق باشیم، باید به این مسئله بپردازیم که درچنین شرایطی رسالت سیاست گذاران، مجریان، دستگاههای اجرایی ونظارتی و درنهایت بدنه و اقشارمختلف جامعه چیست؟ آیا به بهانه حراست ازنظام دربرابر سوء استفاده های احتمالی دشمنان ، باید ازطرح هرگونه انتقاد واعتراضی پرهیز کرد؟! آیا منطقی ست هر گاه فرد یا گروهی که با نیت اعاده حق خود و یا دغدغه ای عمومی به طرح و بيان نقد و نظر درباره مسئله ای مبادرت كند، تنها با توجیه اينكه آب به آسیاب دشمن ریخته مي شود با آنها برخورد كنيم؟ آيا صحيح است با رفتارها و جوسازی های پیرامونی شرایطی فراهم كنيم که دراندک زمانی انگ مخالفت با کل نظام طرح شود و امکان پی گیری درچارچوب قوانین جاری کشوربرای طراح یا طراحان باقی نماند و درنتیجه خیلی زود هر حرکت مصلحانه ای تبدیل به آشوبی مخاطره آمیزشود؟

نوع برخورد با حوادثی مانند اعتراض معلمان درمقابل مجلس،حادثه کوی دانشگاه ، اعتصاب رانندگان اتوبوس ، تخریب مسجد دراویش دربروجرد ، تحقیق و تفحص مجلس از قوه قضائیه ، اعتراض به شرکت معاون رئیس جمهوردرمراسم رقصی درترکیه ،بسته شدن گاه و بی گاه وبرخی مواقع فله ای نشریات و...تنها بخشی ازاین سوء تدبیرهاست که ماحصل آن تنگ شدن بیشتر وبیشتر دایره خودی ها و افزایش تصاعدی غیرخودی ها بوده است.

نیروی انسانی ذی قیمتی که کمترین اثربخشی شان برای یک جامعه پویا و مولد، بهره مندی از روحیه نقادی آنها براي زمینه سازی و ايجاد جرقه هایی عملیاتی درذهن مجریان حاکمیت درمسیرتوسعه همه جانبه ملی است.

آخرین و یا تازه ترین رویدادی که درادامه روند نامیمون گذشته درهمین چارچوب درحال روی دادن است ، مسئله انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری و اعتراضات به نتایج آن است.

انتخاباتی که با حضور85 درصدی مردم می توانست بزرگ ترین جشن ملی و مهرتاییدی بر"آری" 98 درصدی به نظام جمهوری اسلامی در12 فروردین 1358 باشد (که البته فارغ ازحواشی روی داده بعد از انتخابات باید اذعان داشت که همین گونه نیزبود.)

انتخاباتی که 4 کاندیدای حاضر درآن همانطورکه رهبرمعظم انقلاب نیزدرخطبه های نمازجمعه به آن اشاره کردند،نخبگانی ازدرون نظام وپایبند به اصول مترقی قانون اساسی  بودند و هرکدام به نوعی نقشی تعیین کننده دربنای نظام جمهوری اسلامی ایران در 30 سال گذشته داشته اند.

چینش آرا نیز فارغ از دعوایی که برسر آن وجود دارد به هرشکل بخش اصلی اش را تفکری دربرمی گیرد که بسیارتاکید برولایت فقیه،عدالت اجتماعی، انرژی هسته ای و... داشت.

این ادعا را به صورت کاملا مشهود می توان درتطابق میان مجموع آراء ماخوذه واظهارات دو کاندیدای اصلی یعنی آقایان موسوی واحمدی نژاد مشاهده كرد.آنچنان که گاه هریک ازاین افراد مجبورمی شدند برای معرفی خود به طرح نقاط افتراق شان بپردازند چون به نظرمی رسید نقاط مشترک بسیاری درکاروبرنامه دارند ومردم هم صرف نظرازمیزان آراء هریک ازدوکاندید،بیشترین رای را به آنها و تفکرشان داده اند.

انتخابات به پایان رسیده و اعلام نتایج حاصل ازقریب به 40 میلیون برگه رای،باعث تعجب بسیاری ازمردم حتی طرفداران فرد پیروز شد.

اختلاف بیش از10 میلیونی راي نفر اول نسبت به کل آرا 3 نفربعدی! آنهم درشرایطی که انتخاباتی بسیار فشرده و رقابتی بسیارنزدیک وجود داشت.         

 بنا برتجربیات تکرارشده تمامی دوره های گذشته چه در کشور ما و چه در کشورها دیگر، رئیس جمهور وقت درصورتی که امکان شرکت در دوره بعدی را داشته باشد میزان آرائش نسبت به دوره های گذشته کمترمی شود ؛ چون منطقا مردم اگر ازعملکرد او راضی باشند دیگرلزومی به شرکت درانتخابات نمي بينند و خیلی اشتیاقی برای رای دادن ندارند واگر هم که ناراضی باشند بازهم یا شرکت نمی کنند و یا اگرشرکت کنند به فردی غیر از رئیس دولت وقت رای می دهند.

به فرض عدم تائید این نظریه حداقل می توان مدعی بود که طیف خاموش جامعه که به صورت مرسوم اهل رای دادن نیستند،به احتمال زیاد برای دادن رای به رئیس دولت قبل به پای صندوق های رای نخواهد رفت ودرنتیجه می شود انتظارداشت با افزایش آمار رای دهندگان ازیک حد متعارف ، این کاندیداهای دیگرهستند که آراء خاموش رابه سبد خود واریزخواهند نمود.

البته این فقط یکی ازفرضیات است و ادله و مستندات دیگر فارغ ازتایید یا رد آنها حداقل می توانند قابل بررسی باشند . باید این حق را برای کاندیداهای معترض قائل باشیم که اعتراض کنند واین اعتراضات مورد بررسی جدی و عادلانه قرار گيرد.

حال چه اتفاقی افتاده است که مردم و کاندیداهایی که تا قبل ازانتخابات افرادی متعهد، پای بند به نظام ، وظیفه شناس وفهیم معرفی می شوند،پس از انتخابات به خاطر اعتراض به نتیجه حاصله با اتهامات گوناگون مواجه مي شوند و تا اعتراضشان به خارج ازچارچوب های عرفی کشیده نشود، نه دیده می شود ونه شنیده؟!

به یاد دارم 1سال ونیم قبل زمانی که درگیر رقابتهای انتخاباتی برای ورود به مجلس هشتم بودم،بسیاری ازنظرسنجی های معتبراز سوي گروه ها و ارگان های مختلف معتبرو یا جناحی نشان دهنده این مطلب بود که درشهر تهران گزینه اول یا دوم مردم درانتخابات خواهم بود، ولي شصتم شدم! و مجوز شرکت در دور دوم انتخابات رانیز نیافتم. اما زمانی که از سوی وزارت کشورآمار آراء موجود درصندوق ها را دریافت کردم متوجه شدم حتی صندوق هایی که اعضای 10 نفری خانواده خودم درآنجا رای داده بودند و یا درمسجد محل سکونتم درگزارش صندوق های وزارت کشورتعداد آراء من صفرثبت شده بود!

و به استناد همین مدرک به شورای محترم نگهبان وفرمانداری تهران نامه ای نوشتم وخواستاربررسی مجدد موضوع شدم. حالا یک سال و نیم ازآن زمان می گذرد ولی هنوزپاسخی دریافت نکرده ام ! وجالب آنجاست که همین نوع اعتراض را تعدادی از افرادی که امروزجزء طرفداران کاندیدای پیروزریاست جمهوری هستند و نسبت به اعتراض کاندیداهای دیگربه نتایج انتخابات نگاهی نکوهشگردارند؛ درآن زمان خود به آراء شان درانتخابات مجلس معترض بودند و فقط به این خاطر اعتراضشان را پیگیری نکردند که درنهایت توانستند ازطریق لیست جناح پیروز به هرشکل به مجلس راه یابند.

بنابراین چنين تجارب تاريخي كه نمونه هاي كمي هم ندارد و درخواست هاي بي پاسخ بسياري كه دراين خصوص وجود دارد زمينه اي مي شود براي خارج شدن كار از روال قانونی خود درمواقعي مثل انتخابات رياست جمهوري اين دوره و طبیعتا مسئله شکل وقالب دیگری پیدا كرده و کاربه جایی می کشد که به علت ضعف درمديريت منطقي امور ، رهبری نظام مجبوربه مداخله و صدوردستور بررسی جدی و دقیق شکایات می شوند.

ایشان ازیک سوبرتعهد هرچهارکاندیدا صحه می گذارند وازسوی دیگرهمه را به رعایت قانون دعوت می کنند ودرآخر ضمن ابرازتعجب ازامکان تقلب درآرایی با اختلاف 11 میلیونی،راه قانون را برای پیگیری حق، بهترین راه معرفی می نمایند.

شنبه شب گذشته دکترلاریجانی، رییس مجلس شورای اسلامی دریک برنامه زنده تلویزیونی دراظهاراتی بسیارقابل تامل ومنطقی درخصوص نحوی مواجهه با انتظارات واعتراضات موجود نسبت به نتایج انتخابات ، این موضوع را مسئله ای بسیارطبیعی و واقعی با توجه به وجود شور وشوق بسياري كه دوسوي رقابت درقبل از اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری داشتن، دانسته وبر لزوم فراهم آوردن شرایط برای اظهارنظروطرح مباحث ازمجاری قانونی وعمومی موجود درنظام تاكيد كرد؛ ازجمله درنظرگرفتن فرصت برای ابرازنظرات ازطریق رسانه ملی ، دادن مجوزبرای برگزاری مینینگ های آرام وقانونی درمکانهای مناسب و....

به نظرمی رسد اگر همین چند امکان نیزبه صورت مسالمت آمیز و مدبرانه دراختیارگروه های معترض اجتماعی قرارمی گرفت ویا بگیرد به ضرس قاطع می توان مطمئن بود بسیاری از حوادث نامناسبی که دراین چند روزشاهد آن بوده ایم رخ نمي داد. اين حوادث متاسفانه ازیک سوباعث کشته شدن تعدادی از هموطنان شد وازسوی دیگر زمینه سازي ایجاد خدشه درسطح اعتماد ملی را تسهيل كرد ، در حالي كه ماجرا مي توانست تبدیل به یک هم اندیشی وطرح دیدگاه ها ودرنهایت نیل به راهکارهایی قانونی شود . متاسفانه شاهدیم تقریبا هیچ گونه مجالي برای طرح ایرادات وابهامات معترضان وجود ندارد و با رسانه های مکتوب به محض کوچکترین اظهارنظرتاثیرگذاربرخورد قهری شده و صداوسیما نیزبا رفتارهایی کاملا یک جانبه وحتی عدم پای بندی به اصل امانت داری مبادرت به تحریف سخنان معترضین و حتی برخي طرفداران كانديداها كه از قشر ارزشمند و نخبه جامعه هستند، میکند.

پیش بینی نتایج حاصل از این گونه رفتارها خیلی دشوارنیست؛ ازدست دادن اعتبارواعتمادي كه رسانه ملي درچند سال اخير تلاش بسياري به منظوربازسازي آن نموده بود وهمچنين تغییرمرجع اطلاع رسانی ازداخل کشوربه خارج ازمرزها!

این اتفاق همان چیزیست که دشمنان دیرینه این مرز وبوم خواهان آنند.

اخبارخودمان را با ترکیبی که صلاح می دانند وبا بهره گیری ازتکنیک های برتر اطلاع رسانی- که باید معترف به توانمندی آنها دراستفاده ازاین حربه های تاثیرگذاربود-  نان که مایلند تهیه كرده و به خورد خودمان می دهند!

حال ما باید برای مقابله با این حربه دست به کار اموری شویم که سال هاست تاثیرخود را ازدست داده و آنقدرتکراری ومستهلک شده اند که مردم ساکن دورترین نقاط کشور نیز رغبتی برای گوش فرادادن به آنها را ندارند.

کوتاه سخن آنکه درنهایت مجبوریم با تمسک به هر روشی که به ذهن می رسد براي آرام کردن فضا استفاده كنيم و یک بار دیگر از معترض و مدعی که ممکن است حقی داشته باشد یا تنها متصور داشتن حق است بخواهیم که تمکین کند تا دشمنان داخلی و خارجی بیش از این نتوانند از موقعیتی دیگر که خود برایشان فراهم كرده ایم سوءاستفاده کنند.

درچنین شرایطی است که نمی دانم باني و باعث اتفاقات را معطوف به ضرب المثل" آب به آسیاب دشمن ریختن" بدانيم يا به صراحت وخيلي جدي و محكم می توان یک بار دیگر رو به دایه های مهربان ترازمادری که درآن سوی مرزهای کشورما درحال ابرازنگرانی های دائمی هستند كرد و فرياد برآورد:

ما را به خیرتو امید نیست ؛ شرمرسان!

 

نوشته شده توسط امیر رضا خادم در سه شنبه دوم تیر 1388 |
سلام

این چند روزه چند تا جمله از چند نفر یا ارگان شنیده ام که گاه باعث غرور وگاه تاسفم شده.:

۱.آیت الله خامنه ای:تخریب ها وکارهای زشت وبرخی جنایاتی که اتفاق افتاد مربوط به مردم وحامیان کاندیدا ها نیست.

۲.مهندی موسوی:ما به عنوان کسانی که به نظام جمهوری اسلامی و قانون اساسی آن پایبندیم اصل ولایت فقیه را یکی از ارکان این نظام می‌دانیم و حرکت سیاسی را در چارچوب‌های قانونی دنبال می‌کنیم

۳.اطلاق عنوان فرصت طلبان به معترضان و راهپیمایان در بیانیه وزارت امور خارجه به کشورهای مداخله کننده در مناقشات انتخاباتی

۴.زهرا رهنورد:به دوستی دشمنان انقلاب نیازی نداریم.

۵.دعوت آقایان کروبی و میر حسین موسوی به شرکت مردم در نماز جمعه به امامت آیت الله خامنه ای

۶.تشبیه طرفداران یک کاندیدا به زنان ...باز ومردان فاسد

۷.تشبیه معترضان به خس وخاشاک

۸.فائزه هاشمی:...جامعه ما قهرمان ساز و اسطوره کش است...

/...من عامل اصلي اين ديکتاتوري ها(!) را خاتمي مي دانم ...

۹.نامه چهار کارگردان متعهد و توانمند سینمای ایران و جهان (مجیدی،میرکریمی،تبریزی و برزیده ) خطاب به مهندس موسوی: ...توفیق بزرگ شما آن بود که بخش عظیمی از جمعیت خاموش را به صحنه آوردید....هنر بزرگ شما این بود که چنین جمعی را که ایرانی اند وعاشق ایران به پای صندوق های رای کشاندید....

 ۱۰.فریاد های الله اکبر از پشت بام ها

نوشته شده توسط امیر رضا خادم در پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388 |
سلام

شب گذشته در تلویزیون سخنان رهبرمعظم انقلاب در دیدار با نمایندگان کاندیداها بسیارقابل تامل بود و درشرایط کنونی که اعتراضات به سمت خونین شدن و... پیش می رود، فکرمی کنم مسکن مناسبی برای نگرانی هایی باشه که دربخش وسیعی از جامعه ایجاد شده است.

یکی دو نکته درمیان سخنان ایشان بیشتر حائز اهمیت است یکی موضوع اعتمادی که ایشان فرمودند همیشه به مجریان انتخابات داشته اند و  بنابراین در این دوره هم با چنین پیش فرضی به آنان اعتماد کرده اند و دوم هم دستور صریح به بازشماری صندوق های مد نظر معترضین و یا شمارش تصادفی آراء.

 البته برخی شائبه ها هم با توجه به گذشت قریب به یک هفته از رای گیری و در اختیار قرارداشتن صندوق ها در دست مجریان انتخابات وجود دارد که فکر می کنم اگر درپای صندوق ها نماینده های کاندیداها  بوده باشند و صورت جلسه ها را امضاء کرده باشند به استناد آنها میشه پی گیری کرد ولی اگه غیر این باشه که فکر نمی کنم خیلی بشه نظارت و اعتراضی کرد...

به هر حال امید وارم آنچه حق است روی دهد.آمین.

نوشته شده توسط امیر رضا خادم در چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388 |

سلام

در انتخابات ششمين دوره رياست جمهوري 33156055 نفر واجد شرايط شركت بودند و 50.66% آنها در انتخابات شركت کردند. دكتر احمد توكلي با 4026879 رأي (23.97%)، جاسبي با 1498084 رأي (8.92%) طاهري با 387655 رأي (2.31%) و هاشمي رفسنجاني با 10566499 رأي (63%).

نمی دونم به یاد دارید یا نه ولی در آن دوره که دوره دوم کاندیداتوری آقای هاشمی بود، احمد توکلی با طر ح ایرادات وانتقاداتی به هاشمی توانست باعث افت آراء هاشمی از 15میلیون دوره قبل به 10 میلیون شود و این اتفاق در شرایطی روی داد که توکلی تقریبا هیچ حامی جدی هم نداشت وهمون طور که می بینید تنها 50 % مردم به پای صندوق ها رفتند. و از میان این 50% هم 24 % به توکلی رای دادند.

یعنی در عین حالی که مردم معترض به عملکرد هاشمی شده بودند اما به توکلی هم آنچنان امید نداشته و لذا فقط در صد مشارکت پایین آمده و در مجموع سه رقیب هاشمی بیش از 35 درصد آراء با مشارکت پایین را هم کسب کردند.

حال مقایسه کنید آن زمان را با الان که دوره دوم کاندیداتوری دکتر احمدی نژاد است و این همه سر وصدا وحمایت از رقیب ایشان هم شده وتقریبا در همه کشور هم همین روال حاکم بوده و در بدترین حالت رقبایی جدی با طرفداران شناخته شده در کنار ایشان قد علم کرده اند و این وضعیت آنقدر حاد شده که حتی انتظار برنده شدن رقیب ایشان در همان دوره اول هم می رفته و...حالا ایشان توانسته :

 1.برخلاف روال همیشه انتخابات که روسای جمهوری قبلی (آیت الله خامنه ای، هاشمی ، خاتمی)رقیب جدی نداشته اند ولی بازهم درصد آرائشان از دوره اول شرکتشان کمتر می شده حتی از دوره قبلی (به فرض سلامت انتخابات در آن دوره) که بخش عمده ای برای نه به هاشمی به ایشان رای دادند، این دوره بیشتر رای بیاورد!

 2.موجب کشیده شدن بیش از 70% واجدین رای به پای صندوق ها شود تا به ایشان رای بدهند.!

۳.آراءخاموشی که بخشی تا به حال هیچ گاه رای هم نداده اند را به صحنه بکشد تا به ایشان رای بدهند.!

 4.اختلاف آرائش با نفر بعدی که تصور پیروزیش هم می رفت بیش از 2 برابر باشد.!

۵.مجموع آراء رقیبان سرشناس و پر طرفدار ایشان نسبت به دوره ششم که کاندیداهای کنار آقای هاشمی خیلی جدی نبوده اند هم کمتر شود!

 6.وزارت کشورش به دستور شورای نگهبان که گفته بود تا قبل از تائید این شورا آراء اعلام نشود هم توجه نمی کند!

 7...

نوشته شده توسط امیر رضا خادم در دوشنبه بیست و پنجم خرداد 1388 |

هدیه ای بزرگ؟!

سلام

چند روزپیش در روزنامه «خبر» که اتفاقا نشریه‌ای منتسب به جناح اصول‌گرا نیز هست، مطلبی به نقل از رئیس اسبق موساد را خواندم با این مضمون:

«سخنان ... احمدی نژاد، جامعه جهانی را علیه او متحد کرده است. و این خدمت بزرگ وکلیدی به ما است.

احمدی نژاد هدیه‌ای بزرگ برای ما است ...»

مدت‌ها بود به این مسئله می اندیشیدم که آیا مجریان امروزسیاست خارجی کشور پس از طرح مباحث گوناگون درفضای جامعه بین‌الملل، تأکید والزامی بر بررسی واقع بینانه ومستند ازبازخوردهای اظهارات و اقدامات شان دارند؟!

وقبل ازآن، آیا مشاوره وبرنامه‌ریزی منطقی ومناسبی در ارتباط با نوع وشیوه موضع گیری و اظهارنظرهای هریک ازآنان وجود دارد؟!

البته می شد چنین سؤالاتی را نسبت به حوزه فعالیت های عملی واقدامات گروهی تیم ها ی اجرایی سیاست خارجی کشوردرسطح روابط وتعاملات بین‌المللی نیزداشت، اما ازنظرمن هیچ گونه ضرورتی دراین خصوص وجود ندارد، چرا که عملکرد شورای امنیت ملی در این بخش، خود مؤید وجود تعقلی قابل اعتماد وتا حد قابل توجه موفق، درعرصه بین الملی بوده است.

اما درچند سال اخیر درآن بخشی که قراراست بیان کنندگان سیاست های خارجی کشور، مقام یا مقامات عالی رتبه اجرائی کشور باشند و لذا طبیعتاً کنترل واِعمال تصمیم برشیوه و روش اتخاذی آنان مقدورنیست، شاهد اظهارات گوناگون وتنش‌آفرین وگاه متناقضی بوده‌ایم که درهربرهه‌ای آنچنان حواشی ای را برای کشورموجب شده که عواقب آن حتی متأثرکننده بخش‌های دیگر نیز بوده است.

این وضعیت وابراز نگرانی‌ها وانتقادات جدی طرح شده ازسوی صاحب‌نظران وکارشناسان خبره حوزه سیاست خارجی، زمینه‌ای است تا طرح سؤالاتی از جنس سؤالات فوق از ذهن و زبان  هر ایرانی علاقمند به میهن، نظام وامنیت ملی کشور بگذرد و با خود بیندیشد چرا بعد ازگذشت 30سال ازانقلاب وآزمون وخطاهای گوناگون درسطح سیاستهای کلان کشور، هنوزهم باید شاهد اظهاراتی غیرکارشناسانه واحساسی بود که حتی پیش بینی نتایج برخی از آنها قبل از وقوع نیزخیلی دشوارنیست

البته پر واضح است که طرح این مطلب وابراز نگرانی از تأثیرات آن قطعاً به معنای زیرسؤال بردن تمام وکمال عملکرد و موضع‌گیری‌های مجریان سیاست خارجی کشورنیست وتصورنمی کنم هیچ ایرانی علاقمند به این مرز و بوم نسبت به بسیاری از اقدامات مدیران ارشد نظام همانند آنچه که سال گذشته رئیس جمهور در دانشگاه کلمبیا انجام داد ویا مواضع قاطع وپیشروی ایشان دربخش عمده‌ای از داستان پرونده هسته‌ای ایران و... احساس غرورنکند، اما با درنظر گرفتن امواج بی امان تبلیغات منفی که ازسوی دشمنان اقتدار واستقلال کشور به انحاء گوناگون صورت می‌پذیرد وتمرکزی که این ابزارقدرت بر روی کوچک ترین رفتار ما به منظور وارد نمودن ضربات کاری به کلیت نظام نموده‌اند، طبیعی است که رسالت مدیران تصمیم گیر وتصمیم سازسیاسی به طوراعم و راهبران حوزه سیاست خارجی به طوراخص ازحساسیت بالاتری برخورداربوده و هرخطایی درفضای مسموم دنیای امروز شاید تبعاتی غیرقابل جبران برای پاسداری از این منافع به همراه داشته باشد.

با چنین پیش فرضی باید نسبت به بخش قابل توجهی ازکارنامه سیاست خارجی دولت نهم ابرازنگرانی کرد وبه قطعیت بر وجود ضعف در مشاوره‌ها وبرنامه‌ریزی های بدنه کارشناسی سیاست خارجی، که مدام در بیانات ومواضع مجریان ارشد نظام سیاسی نمود دارد، تأکید ورزید. لذا به نظر می‌رسد در آن بخشی که اظهارات واقدامات نتیجه مثبتی به همراه داشته نیز مرهون برنامه‌ریزی و وجود فرآیندی سیستماتیک باشد بلکه باید آنها را برآمده از توان وهوشیاری فردی مجریان دانست.

وجود بارز ضعف مشاوره در اتفاقاتی که نمونه هایی از آن ذکر می شود نمود دارد:

- هولوکاست - پرونده هسته ای ایران:

موضع آزاد اندیشانه رئیس جمهوردرخصوص بررسی مسئله هولوکاست و سؤال ایشان از دنیا درخصوص میزان قطعیت این مسئله وطرح این سخن منطقی که «اگرهولوکاست واقعیت هم دارد چرا فلسطینی‌ها باید تاون آن را بدهند؟» درآستانه تصمیم گیری دنیا درخصوص پرونده هسته‌ای ایران، آنچنان فضاسازی منفی را علیه امنیت ملی کشورما ن موجب شد که درنهایت زمینه ارجاع پرونده هسته ای ایران را به شورای امنیت واجماع بر روی شروع تحریم ها فراهم آورد. این اتفاق در حالی روی داد که ما سالهاست با یک موضع‌گیری خردمندانه هیچ‌گاه قائل به وجود اسرائیل نبوده‌ایم،

که حال در زمانی سرنوشت‌ساز با زبانی تهاجمی،بهانه ای در اختیار دشمنانمان قرار دهیم.

- شورای همکاری خلیج فارس- حضور رئیس جمهور- نقشه تحریف شده ادعای امارات

سال گذشته بود که رییس‌جمهور درمعیت همکاران حوزه سیاست خارجی دولت دراجلاس شورای همکاری خلیج فارس شرکت کرد و در زیر عبارت جعلی خلیج عرب که جایگزین خلیج همیشه فارس شده بود، نشست! درقطعنامه پایانی همین اجلاس نیز ادعای کذب امارات درخصوص جزایر سه‌گانه نیزآورده شد و در نهایت هم مشخص نشد نتایج قابل اعتنای این اجلاس و ثمره حضور بالاترین مقام اجرایی کشورکه با هدف نشان دادن حسن نیت در آن شرکت کرده بود، چه بود؟!

   -  دوستی با مردم اسراییل - گردشگری معاون رییس جمهور

رحیم مشایی سال گذشته درادامه اظهارات اکثرا تنش آفرین خود،به طرح موضوع دوستی با مردم اسراییل پرداخت.

به احتمال زیاد طرح این مسئله از زبان متولی اول گردشگری کشور با نیتی به جز فراهم نمودن فضایی اطمینان بخش ومثبت به منظورتشویق گردشگران خارجی برای سفر به ایران نبوده، اما آیا تبعات کاملا قابل پیش‌بینی این اظهارات درسطح کشور و انعکاس فوق‌العاده بین‌المللی آن به نفع گردشگری تمام شد؟!

- آمریکای لاتین کمونیسم دیکتاتوری توسعه ارتباطات

یکی از سیاست‌های خارجی ابداعی دولت نهم، رویکرد توجه وبرقراری ارتباط حسنه با کشورهای امریکای لاتین بوده است.

این سیاست از زاویه‌ای بسیار پسنده است و می‌تواند به صورتی کاملا غیرمستقیم نشان دهنده حضورایران درحیاط خلوت آمریکا به حساب آید.

اما با بررسی ودرنظرگرفتن مواردی چون: موقعیت کشورهایی مانند ونزوئلا، بولیوی، نیکاراگوئه و... در دنیای امروز، سیاست‌های برآمده ازکمونسیم وگاه دیکتاتورمأبانه موجود درآنها (آخرین آن هم تصویب قانون استمرار ماندن درقدرت رییس جمهور وقت ونزوئلا بود)، ضررهای اقتصادی متاثر از تداوم این روابط با توجه به دوری راه واقتصاد ضعیف این کشورها وازهمه مهم‌تر عدم وجود روابطی دراین سطح با بخش عمده‌ای از کشورها ی صاحب اعتبار جهانی و... نقدهای کارشناسانه بسیاری را به همراه داشته ودارد.

سیاست‌هایی از این دست زمینه‌ایست برای ایجاد نگرانی ها وابهامات بسیارنسبت به رویکرد دولت درحوزه سیاست خارجی وبه نظرمی رسد ادامه این روند جزایجاد تنش وازدست دادن اعتبار و اعتماد جهانی متاثرازسوءاستفاده های تبلیغاتی لابی های سنگین وبزرگ رسانه‌ای وخبری و... صهیونیستی، دست آورد دیگری برای امنیت و منافع ملی به همراه نداشته باشد.

امید وارم دولت دهم نگاهی منطقی تروعلمی تربه مسئله سیاست خارجی بیندازد و درنظرداشته باشد که تنها با توانمندی‌های فردی و به زیر سوال بردن هرگونه کارکارشناسی وتجربه ارزشمند نمی تواند درنیل به مقصود پیروزمند عمل کند.

نوشته شده توسط امیر رضا خادم در شنبه دوم خرداد 1388 |

سلام.

سرمقاله شماره ۲۵ مجله:

درحالی که بیش ازیک ماه واندی به زمان برگزاری دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری باقی نمانده،به جرأت می توان گفت درفضای سیاسی کشورتقریباً جنب وجوش خاصی که نوید رقابت های انتخاباتی پرشوری را بدهد ، مشاهده نمی شود!

این اتفاق در دوره ها ی گذشته معمولاً متأثرازعوامل متفاوتی بوده است که از جمله آنها می توان به موارد ذیل اشاره کرد:

1.    فضا سازی وایجاد تحرکات جدی درحوزه اطلاع رسانی وآماده سازی عمومی توسط رسانه ملی

صدا وسیما در ادوار گوناگون وبه خصوص در دوره 5 ساله مدیریتی آقای مهندس ضرغامی ، با یک برنامه ریزی منسجم و مناسب ، ازچند ماه مانده به انتخابات اقدام به برگزاری نشست های سیاسی وطرح مسائل مبتلابه کشورمی کرد تا ازاین طریق شرایطی ویژه را برای حضورحداکثری مردم درانتخابات وایجاد شوروشوق انتخاباتی فراهم سازد.

اما علیرغم اظهارات رئیس سازمان صدا وسیما درخصوص عدم نگرانی نامزد ها ی شرکت کننده دررقابت های ریاست جمهوری نسبت به فراهم ساختن امکانات مکفی برای آنان به منظور معرفی خود وبرنامه هایشان ودرمجموع رساندن پیام آنها به سطوح مختلف جامعه ،آنچه که تا این لحظه درآستانه انتخابات ریاست جمهوری دهم شاهد بوده و هستیم نه تنها هیچ گونه برنامه ریزی خاصی برای آماده نمودن شرایطی مناسب برای انتخاباتی پرشوررا نشان نمي دهد  بلکه  در برنامه هایی که به لحاظ رویکردی حاشیه پرداز قلمداد می شوند ، مانند اخبار20 شبکه خبر و یا برنامه 30 :20  شبکه دوم سیما که معمولاً جذابیت خود را از پرداختن به حواشی سیاسی ومسائلی این چنینی کسب نموده نیزتقریباً شاهد تمرکز وتوجه ویژه ای به مبحث انتخابات نیستیم!

2.    شرایط امکان کاندیداتوری مجدد رئیس جمهور وقت

درطول 30 سال گذشته اگربرخی استثنائات مانند عزل یا شهادت رئیس جمهوررا کناربگذاریم ، روال کشوربراین بوده که هرفردی که زمام امور اجرائی کشور را برای یک دوره در دست گرفته ، در دوره چهارساله دوم نیز از آنجا که براساس قانون اساسی امکان نامزدي مجدد او وجود داشته ، با رقابتی جدی درانتخابات مواجه نگشته وتقریباً تمامی شرایط برای ادامه کاراو فراهم بوده است.درصورتی که این اولین دوره است که ازهمان ابتدای شروع به کار دولت نهم ،فعالیت های محسوس وغیر محسوس در خصوص موفقیت ایشان درانتخابات دوره دهم آغازشد.

این مسئله که شاید مهم ترین دلیل آن رفتار وعمکرد خود دولت وپرداختن به برخی مسائل بحران آفرین ازجمله متهم کردن دولت های پیشین و زیرسؤال بردن گاه وبی گاه آنها و یا افراد فعال در دوران 30 ساله انقلاب باشد ، موجب شده تا برای اولین بار ازمدت ها قبل زمزمه آماده شدن گروه ها وجریان های مختلف برای انتخابات بعدی به گوش برسد! اما علیرغم همه این مسائل امکان قانونی برای ادامه فعالیت یک دوره دیگررئیس جمهور وقت ، زمینه ای بسیارقوی برای گرم نشدن جدی تنورانتخابات است.

3.    حضور چهره های شاخص وشناخته شده سیاسی کشور درقالب نامزد انتخابات

در دوره های گذشته اعلام حضورچهره های فعال درحوزه سیاست که مردم به طُرُق مختلف آنها را شناخته و انتظار حضورشان را درانتخابات داشتند ، زمینه ای برای ایجاد فضای پرشورونشاط درفصل انتخابات بود.اما دراین دوره ، تلاش طیف های حامی دولت نهم مبنی برعدم ورود فردی دیگرازمیان جریان نزدیک به رئیس جمهور و درنتیجه وجود تردید درمیان این دسته از نیروهای بالقوه برای شرکت درانتخابات ازیک سو ، و اعلام انصراف ، عدم تمایل ویا تکذیب حضور بسیاری ازچهره های سیاسی کشورعلیرغم تمایلات واحتمالات اولیه درخصوص حضورقطعی وپرتوان آنها در انتخابات  ازسوی دیگر؛ تا این لحظه باعث سردی فضای انتخابات شده است.هرچند خبرهایی درخصوص ورود قریب الوقوع شخصيت هايي جدید به عرصه انتخابات به گوش می رسد که شاید ديگر خیلی دیروفرساينده شده باشد.

4.    حمایت جدی ویکپارچه وگاه تشویق به حضوردرصحنه انتخابات ازسوی دو جناح اصلی فعال درحوزه سیاسی کشوراز نامزدها

این مورد نیز از دیگراتفاقاتی است که به صورت مستقیم زمینه ای برای ایجاد شور و رقابت انتخاباتی ايجاد مي كند. دراین دوره به نظر می رسد تفاوت های معنی داری درنوع رفتار وحتی دیالوگ کاندیدا های حاضر درصحنه بوجود آمده است وآنان برخلاف برخی رفتارهای متکی بر افراط وتفریط گذشته ، سعی دارند چهره ای ازخود به نمایش بگذارند که دارای دو ویژگی است؛ اولاً بیان کننده پایبندی آنان به اصول حاکم برکشور وقانون اساسی و درعین حال منتقد بسیاری ازمسائل جاری درحوزه های مختلف نظام است ودوماً ، این انتقادات لزوماً زیرسؤال برنده یک جریان ویا حامي بی حد وحصرجریان دیگر نيست.

طبعاً این نگرش باعث می شود ، برای اولین بارشاهد يك انشقاق محسوس درمیان طیف های مختلف درهریک ازجناح های سیاسی باشیم ؛ به گونه ای که هریک ازاین جریانات ، به میزان تند روی یا اعتدال در رفتارهای سیاسی وبه مقدارتبعیت ازقانون «همه یا هیچ» درمرام سیاسی شان ، نسبت به حمایت یا عدم حمایت از کاندیدا های موجود ، مصمم و یا مردد هستند.درنهایت مشخص است که این شرایط زمینه ساز عدم همراهی جدی ومنسجم دو طیف شناخته شده وتعیین کننده دو دهه اخیرنظام سیاسی کشوراز یک یا حتی چند کاندیدای نزدیک به تفکرات هرکدام از دو جناح شده است ولذا با توجه به عدم انسجام جناحی و چند پاره شدن گروه ها وثانیاً گسترش میزان خود زنی ها وتخریب های درون گروهی طرفداران افراطی یا معتدل هريك از جناح ها ، به نظر نمی رسد کاندیدا های فعلي بتوانند روی امکانات مادی ، معنوی وتبلیغاتی این گروه ها برای انتقال کامل پیام شان به عموم جامعه حساب کرده ودرنتیجه اقبالی عمومی که منجربه حضورحداکثری جامعه بر پای صندوق های رأی باشد را فراهم سازند.این مسئله آنقدرجدی و تعیین کننده است که حتی موجب انصراف وعدم ورود برخی دیگرازنیروهای بالقوه  نامزدی درانتخابات ریاست جمهوری این دوره شده است.

بنابراین پرواضح است که درصورت ادامه این روند و با یک محاسبه سرانگشتی ، می توان ازهمین حالا مدعی شد که دکتراحمدی نژاد برای جلب آرای مردم با مشکلی روبرو نیست وایشان 4 سال دیگرهمانند اسلاف خود سکان قوه مجریه را در دست خواهد داشت.

 

 

 

نوشته شده توسط امیر رضا خادم در سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388 |
سلام

عجب بکش بکشی راه انداختن این اسرائیلی ها!

نمی خوام خیلی رسمی در نکوهش جنایتی که در حال اتفاق افتادن است نطق کنم.

ولی راستش یک سوال همیشه تو ذهنم بوده وهست که آیا کسایی که دربرابر این چنین اتفاقاتی سکوت می کنن و حتی قطع نامه های بین المللی رو هم وتو می کنن،می شه به عنوان طلیعه داران حقوق بشر در گوشه وکنار دنیا به دنبال مجازات خاطیان بگردن و خودشون رو سردمدار صلح و دوستی و... بدونن؟!

نوشته شده توسط امیر رضا خادم در دوشنبه نهم دی 1387 |
سلام

عید سردمدار سیاستمداری "صداقت محور" و "عدالت گستر" مبارک باد


نوشته شده توسط امیر رضا خادم در سه شنبه بیست و ششم آذر 1387 |

سلام

متاسفانه اتفاقات بدی پیرامون ماندن یا رفتن کردان از وزارت کشور درحال روی دادن است و قطعا صدمات این نوع مسائل بر روی نظامی که اساسش صداقت و ایثار است فراموش ناشدنیست.

کاش کردان فارغ از درست یا نادرست بودن مدرکش و خیلی حرفای دیگه ای که دراطرافش هست،خودش استعفا می داد و کشور را اینقدر درگیر مسائلی که هیچ گونه سنخیتی با مبانی اسلامی و دینی مان ندارد نمی کرد.

عجیب است درکشوری مثل ژاپن، وزیرش حتی درشرایطی که اتفاقی دربخشی از زیرمجموعه اش روی داده که شاید اصل موضوع اصلا ارتباطی با دوران مدیریت او هم نداشته،خودش استعفا می دهد وبرای حادثه پیش آمده عذر خواهی می کند اما درکشور ما هرنوع اتفاق مرتبطی هم که با احتمال بیش از ۵۰ درصد مسببش مدیریت عالی مجموعه بوده است،بازهم همه به عشق خدمت!استوار بر جایشان میمانند وخم به ابرو نمی آورند! 

المپیک را که به یاد دارید؟!

نوشته شده توسط امیر رضا خادم در شنبه یازدهم آبان 1387 |
سلام

یک باردیگه مجلس واین بارمجلس هشتم باید برای رای اعتماد به وزراءمعرفی شده ازسوی رئیس جمهور شورکندو درخصوص صلاحیت وزراءکشور، اقتصادو راه درسال آخرکاری دولت نهم تصمیم گیری کند.

عدم وجود امنیت شغلی برای اونائی که دارای کارائی لازم برای مدیریت یک بخش نیستند خیلی خوبه ولی اینکه همه در رعب و دودلی درخصوص اینکه آیا فردا درپستشان (که گذشته از حب مقام که همه دارند و اگرنخواهی داشته هم باشی بالاخره آبرو که داری)باشند و به همین خاطر مجبوربشن آن کاری را بکنند که رئیس جمهور خوشش بیاد نه اون کاری که بانگاه کارشناسی درست است هم چیزخوبی نیست.

مثلا درمورد همین وزارت نیرو کجای دنیا می شه شنیدکه بگویند اگر فلان وزارت خانه خوب کارنکند،ساختمان وزارت خانه را می فروشیم!

طفلک وزراءکه همه نوع حرف را باید بشنوند وسکوت کنن.

واقعا اینطورکارکردن هم انصافا خیلی سخته!

نوشته شده توسط امیر رضا خادم در سه شنبه هشتم مرداد 1387 |
سلام

نمی دونم برنامه زنده تلویزیونی رئیس جمهور را درخصوص برنامه دولت برای تحول اقتصادی رو دیدن یا نه.

خیلی خلاصه بگم واقعا وبدون هیچ گونه غرض ومرض،هیچ نکته جدید و خاصی توش نبود.

فقط موضوع یارانه مستقیم رو مطرح شد که این هم ازطرح های بسیارخوب دکتر دانش جعفری وزیر قبلی وزارت اقتصاد بود که زمانی که ایشان درمجلس هم بود بسیار دنبال این کاربود و چون پیش من می نشست بارها هم برای من توضیح داده بود.ومن هم چون فکرمی کردم می تونه طرح خوبی باشه طرفدارش بودم ولی چون بخش عمده ای از مجلس معتقد بودن درسال اول اجرا تورم زا است لذا عملی نشد.

حالا موندم اگه این طرح خوبه پس چرا طراحش رو عوض کردن؟!

درضمن باید بگم که با اجراء اون باید قیمت همه کالا ها اساسی مثل نون و شیر وبنزین و... کاملا آزاد بشه واین اتفاق باعث تورم شدید درسال اول اجراءخواهد شد.ولی پس از سال اول دیگه همه چیز قیمت واقعی داره و دولت می توونه تا چند سال با عرضه یارانه مستقیم به اقشار آسیب پذیر از انها حمایت کامل بکنه یعنی حق به حقدار برسه.اما مشکل عمده درسال او ل اجراست که ممکنه با تورم ۴۰ یا ۵۰ درصدی باعث مشکلات بسیار برای اقشار ضعیف بشه.

البته فکرکنم اونطورکه طرح شد احتمالا این طرح نزدیکی های انتخابات سال آینده یعنی اواخر امسال اجرا می شه و اول پول به حساب مردم ریخته می شه و اونطور که گفتن اونا تا چهار ماه اجازه برداشت ندارن و بنابراین تورم اولیه رو نداره و فقط مردم احساس می کنن پولدارشدن ولی قیمت کالا ها بعد از انتخابات ریاست جمهوری آزاد می شه.

یعنی...!

بقیه موضوعاتی هم که مطرح شد مثل اینکه مردم باید مالیات بدن و یا یارانه ها به افراد نیازمندش     نمی رسه و خونه باید ساخته بشه و... هم که سالهاست همه می گن... 

نوشته شده توسط امیر رضا خادم در پنجشنبه ششم تیر 1387 |

سلام

هفته گذشته یک پیام کوتاه ازطرف یکی ازدوستای قدیمی که الآن دریکی ازارگان های نظارتی فعاله اومد که دراون نوشته شده بود:

"شنیده می شود امیررضا خادم یک زمین حدود 5 تا 8 هکتاری را به مبلغ 25 میلیارد ریال خریداری کرده است"!

مطلب روکه خووندم زیاد توجهی نکردم چون ازاین نوع شایعات درنوع های مختلفش چه درمورد خودم وچه درمورد دیگران زیاد شنیده ام وبه همین خاطرلزومی هم به عکس العمل نبود.

چند روزگذشت.شنبه سرکلاس تدریس دردانشگاه بود که یکی دیگرازدوستانم که این یکی روهمین یکی دو ساله ایام مجلس شناخته ام تماس گرفت وهمون موضوع روبا همون واﮊه ها مطرح کرد!تازه یک چیزدیگه هم گفت.

می گفت،کسی که این خبر رو بهش داده تاکید کرده که زیاد با من د مخورنشه چون برای آینده کاریش ایجاد مشکل خواهد کرد وبد نامی داره!البته اینوهم گفته که خبرش ازیک منبع مطمئنه و...

این یکی ناراحتم کرد!چون معلوم بود که این دیگه فقط یک شایعه گذرا نیست وطراح هم اونقدرنفوذ داره وهم اونقدرپی گیره که توونسته درظرف چند روز این مسئله رو درمیان بخش های نظارتی واجرائی کشورشایع کنه!

لذا به ازهردویشون خواهش کرده ام ببینن خبرازسوی چه کسی به راویان رسیده به امید اینکه شاید بشه به نوعی منبع خبرروپیدا کرد.

اما نکته دیگه ای که به اونا گفتم وقصد ازطرح این مطلب دراینجا هم هست اینه که چرا باید تمکن مالی اونقدرمذموم، نا صواب وحتی منکرشده باشه که رفاقت با یک نفرکه فعالیتی اقتصادی کرده باعث بد نامی افراد بشه وبرای خراب کردن دیگران شایعاتی این شکلی روطرح کنن؟!

آیا انجام یک کاراقتصادی سالم وشفاف بهتره یا کاربرخی افراد ویاگروه های سیاسی فعال درکشورکه درزمانهای مختلف به خصوص زمان انتخابات خرج های میلیاردی می کنن ولی هیچ مشخص نمی شه این همه هزینه ازکجا تامین می شه؟!

اگه کمک های دوستا وطرفداراست، یکی نیست بپرسه مگه این دوستا چقدربرای رضای خدا ویا علاقه وتعصب جناحی می توونن بدون هیچ گونه چشم داشتی!هرنوع هزینه ای روتقبل کنن ودرآخرهم درصورت برنده شدن گروه مورد حمایتشون فقط به اونا تبریک بگن وبراشون آرزوی موفقیت وارائه خدمت صادقانه کنن وبرن دنبال کارشون تا سری بعد؟!

واگه کاراقتصادی درکنارکارهای سیاسی توسط این افراد،احزاب ویا گروه های انجام میشه ،چرا به صورت شفاف عنوان نمی کنن تا کارسالم وکسب درآمد ازراه منطقی وحلالشون روهمه درجریان قراربگیرن وضمن ایجاد اعتماد بیشترمردم  به فعالان عرصه سیاست وفرهنگ، الگوئی باشن برای دیگرانی که می خوان یک کارسیاسی یا فرهنگی تشکیلاتی بدون وامدارشدن به کانون های قدرت وثروت انجام بدن؟

مشکل اینجاست!که بجای پرداختن به این مسائل، عده ای که معلوم هم نیست چه کسانی هستن،به دنبال تخریب نه تنها چهره های عاشق خدمت بلکه دراصل به دنبال منحرف کردن حساسیتهای عمومی ازمسائل ریشه ای واساسی همانند حمایت ازکارسالم وشفاف اقتصادی،سیاسی،فرهنگی به سوی مسائل سطحی وبازدارنده رشد اجتماعی ازطریق سوء استفاده ازاعتقادات مذهبی ودینی مردم وسوق دادن این تفکرات  به سمت تعصبات مخرب وبازدارنده هستن.

امیدوام بتوونم اتنشاردهنده این شایعه روپیدا کنم...

 

البته یک خبردیگه هم ،مشهد که رفته بودم شنیدم که می گفتن توکیش دارم هتل می سازم! 

نوشته شده توسط امیر رضا خادم در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387 |
سلام
...
...
...
"اميررضا خادم در نامه‌اي به شوراي نگهبان خواستار شمارش مجدد آراي خود شد.

به گزارش ايسنا، در نامه خادم به شوراي نگهبان ضمن تشكر از «مردم بزرگوار و فهيم ايران» از بابت حضور در انتخابات و «خداقوت به كليه دست‌اندركاران برگزاري انتخابات هشتمين دوره مجلس شوراي اسلامي» و با اشاره به نظرسنجي‌هايي كه طبق گفته خادم در آنها وي در تمامي مراحل يا نفر اول و يا يكي از چند گزينه اول حوزه انتخابيه تهران، ري، شميرانات و اسلامشهر بوده است، تغيير شرايط فعلي نامتعارف دانسته شده و آمده است:« مستدعي است به هر شكل كه مقدور مي‌باشد، نسبت به بازشماري آراي اينجانب و بررسي احتمال اشتباه در نحوه شمارش آن دستور لازم را صادر فرماييد.»

در ادامه نامه خادم آمده است:« در نهايت آنچه شرط لازم براي قوام بيش از پيش در پيكره سياسي كشور است، انتخاب فرد يا افراد از سوي مردم بوده كه ايشان با حضور خود آن را به اثبات رسانيدند و آنچه شرط كافي بر اين الزام است، اعتنا و احترام به آراي مردمي است كه انتخاب اصلح از آن آنهاست.

بنابراين از درگاه خداوند منان آرزو دارم به ما عنايتي فرمايد تا تحمل ديدن و شنيدن ديگران را از دست ندهيم.

عشق دردانه است و من غواص و دريا ميكده
سر فرو بردم در آنجا، تا كجا سر بر كنم

با تشكر
دكتر اميررضا خادم»"
نوشته شده توسط امیر رضا خادم در سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386 |
سلام

دیروز رئیس جمهور محترم به مجلس آمد.

به مجلس آمده بود تا از لایحه بودجه سال آینده دولت دفاع کند.

فکر کنم برای اولین باربود که رئیس دولت درفصل بودجه،خود برای دفاع از بودجه پیشنهادی دولت دوباربه مجلس بیاید.

این کارنشاندهنده پرتلاشی ایشان و اعتقادیست که به کارش دارد.

خیلی خوب و قابل احترامه و قابل تقدیر.

اما ایشان در کنار توضیحات مبسوطی که درخصوص اشکالات وابهاماتی که به بودجه مطرح بود و این نظرات ازمنظر افراد گوناگون تعابیر گوناگون هم دارد ارائه کرد،تابخواین هرچی مشکل تو کشوره رو هم به گردن مجلس و مصوباتش انداخت.

آقای احمدی نژاد با تبحری که درفن سخنوری دارد و جامعه هدفش که همون جامعه رای دهنده هستند را هم به خوبی می شناسد،آنچنان مسائل گوناگون اقتصادی و اجتماعی را دربخش ضعفهایش را به گردن مجلس و دولتهای قبل ،وکارها و تلاشها را کار دولت نهم عنوان کرد که نماینده ها همینطور مانده بودن چی بگن!

ایشان مشکلات بنزین را مصوبه مجلس و مجاب کردن دولت به اجراء عنوان کرد و کار دولت را انجا م کار عظیم عمل به آن.

۲٪ ازدرآمد های نفتی را که دولت می خواسته به مناطق نفت خیز بدهد ومجلس آن را کم کرده و بخشی از آن را به گاز روستائی و...اختصاص داده .(البته فقط قسمت اولش که مجلس نگذاشته این پول را به مناطق نفت خیز بدهد را گفت وبقیه را نگفت!)

و... 

البته تعدادی سوال، توسط نماینده ها هم به ایشان داده شد که براساس همون آئین نامه ای که اجازه صحبت به ایشان درفضای بودجه را داده به نماینده ها هم اجازه سوال را داده اما ایشان عنوان کرد که این سوالات را بعدا نماینده ایشان جواب می دهد ورفت!

سوالات اما کاملا مرتبط به همون مسائلی بود که ایشان طرح کرد.

ازایشان پرسیده شده بود که اگر به مصوبات مجلس عمل کرده اند براساس چه مجوزی دولت بارها ازحساب ذخیره ارزی برداشت کرده؟!

مصوبه مجلس درمورد بنزین،توزیع بنزین آزاد هم بوده تا مردم کمتر با مشکل روبرو شوند،چرا اجراءنشد؟!

...

جالبه که همه این مسائل در شرایطی طرح می شه که نماینده ها در آستانه انتخابات هم هستند و...

 

 

نوشته شده توسط امیر رضا خادم در پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386 |

سلام

داشتم "مجموعه آثار"دکتر شریعتی رو میخوندم به مطلبی برخوردم که فکر کردم گذاشتنش روی صفحه وبلاگ  خالی از لطف نیست و مثل دیگر نوشته ها و مطالب دکتر خیلی هم خوندنیه.به خصوص که برخی دوستان تو قسمت نظرات بر کمتر سیاسی نوشتن اصرار کرده بودند.

حالا نوشته دکتر رو بخوانید:

"تاریخ اسلام از آغاز این اصل را ثابت کرده که اسلام هر گاه رویاروی با دشمن درگیر بوده است همیشه پیروز بوده است اما هنگامیکه دشمن جامه دوست در بر میکند و شرک و فساد ردای تقوی میپوشد ، اسلام در اوج جلال و شکوه شعائر و ظواهرش از درون مسخ میشده و حقیقت و حیاتش را از دست میداده و پاکترین و صمیمی ترین یاران و رهبرانش به شمشیر خودی قربانی میشده اند.

هیچ تاریخی دردناکتر از تاریخ اسلام نیست .مذهبی که همیشه در بیرون بر بیگانه پیروز میشد و در خانه از آشنا شکست میخورد.مگر نه اینست که پیشوایان راستین اسلام بدست پیشوایان دروغین یا همگی کشته شده اند و یا مسموم.اگر "شبه روشنفکران" توانسته اند در محو ایمان مذهبی و اسلام موفقیتهایی بدست آورند و با وسائل رسانه ئی شان شکارهای بسیاری از نسل جوان و تحصیلکرده های ما را صید کنند ، توفیقشان را یکسره مرهون نقش ماهرانه شبه روحانیون هستند که با اجرای نمایشنامه مسخ اسلام این نسل را از مذهب رم داده اند و همدستان بظاهر مخالفشان در آن سوی تماشاخانه فراریان را صید کرده اند واین همانست که کارگردان اصلی هر دو صحنه میخواسته است!

نوشته شده توسط امیر رضا خادم در سه شنبه ششم آذر 1386 |

سلام

شنیدین خانم فاطمه گودرزی بازیگرتوانای سینما برای شرکت درانتخابات دورهشتم مجلس قراره کاندیدا بشه؟

فکرکنم درصورتی که ایشون به نوعی درجائی کاراجرائی هم کرده باشه،درصورت انتخاب شدن،حداقل نفعش برای جامعه بزرگ هنری ودرمجموع برای کل بخش فرهنگی مناسب باشه وبا توجه به شناختی که ازاین حوزه داره ومتاسفانه تصمیم سازان وتصمیم گیران ما هم بسیارغافلند ازتاثیرات سینما وتئاتردر زمینه های مختلف،شاید حضورامسال خانم گودرزی باب خیری باشه برای فعال ترشدن این بخش.

نظرشخصی خودم را هم که بارها گفته ام.من با توجه به شناختی که ازاهالی ورزش وهنرداشته ویا پیدا کرده ام معتقدم درمیان فعالین این حوزه ها،کسانی که توانائی اثرگذاری ومفید بودن رو داشته باشند،بسیارند.به عنوان مثال درهمین عالم سینما وکلا هنرهای نمایشی دراین چند سالی که درکمیسیون فرهنگی ارتباط کاری بیشتری با خیلی از اونا دارم،تصورمی کنم زیادند افردی که درصورت ورود به صحنه اجراء،قطعا اگربهترازخیلی ازمتولیان امروزفرهنگی کارنکن،بدترهم نخواهند بود.بنابراین امیدوارم همه اونائی که به نوعی فکرمی کنن کاری برای کشورشون می توونن انجام بدن وارد میدون بشن وازاون مهمترموفق به انجام صادقانه خدمت و...

البته کارهم فقط رفتن به مجلس ودولت و... نیست.ساختن یک فیلم خوب گاهی بسیارموثرترازکارده تا وکیل و وزیرمی توونه باشه.

نوشته شده توسط امیر رضا خادم در دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386 |
سلام

شنیدم امروز همایشی با نام "اتحاد ملی- راهبردها و سیاستها" با حضور و سخنرانی آیت ا... هاشمی رفنسنجانی و عده ای از سیاسیون از جناح ها و احزاب مختلف- اساتید دانشگاه و صاحبنظران ومحققان در مرکز تحقیقات استراتژیک و با همکاری مجمع تشخیص مصلحت نظام برگزار شده و گویا هدف از برگزاری این همایش ملی،بررسی راهکارهای علمی و آکادمیک جهت نیل واقعی وعملی به اتحاد ملی بوده است و ظاهرا " تمام سخنرانان این همایش همگی بر لزوم ایجاد اتحاد هرچه بیشتر بالاخص در انتخابات آتی بین تمام قشرهای مردم و حتی قومیتهای مختلف داشته اند و هر یک به نوعی سعی در بر شمردن محورهای مشترک عینی و ذهنی میان مردم ایران داشته اند تا از این رهگذر هر چه بیشتر لزوم اتحاد ملی را به اثبات برسانند.

اکثر سخنرانان و حاظران متفق بوده اند که اتحاد ملی و جلوگیری از تضاد به این معنا نیست که اختلاف نظر نباید باشد (که اگر نباشد مفهوم دموکراسی و آزاد اندیش زیر سوال است ) اما همه به خوبی میدانند که اختلاف سلیقه با عناد و تفرقه بسیار متفاوت است و آنچه در این همایش بر آن اصرار و ابرام بوده از بین بردن تعارض و عناد است نه اختلاف نظر.  اما اگر واقعا" اینهمه سیاستمدار و سردمدار و محقق ونخبه "اتحاد ملی" را به عنوان اصل قبول دارند اینهمه عناد و تفرقه از برای چیست؟اگر اصولگرا و اصلاح طلب و رییس مجلس خبرگان رهبری و....با تمام وجود به وحدت ملت معتقدند پس اینهمه آوار مصیبت که ناشی از عدم همدلی و اتحاد بین مسئولین رده بالای مملکت بر سر مردم هوار است چیست؟

نوشته شده توسط امیر رضا خادم در دوشنبه بیست و یکم آبان 1386 |

سلام

گاهی بعضی ابیات اونقدربا معنا وداری مصادیق مشخصند که با بیان اونا،دیگه نیاز به توضیح درمورد باقی جریان ضرورت نداره ومخاطب کاملا متوجه منظورآدم می شه.

یکی ازاین ابیات همین بیت

         "مدعی خواست که ازبیخ کند ریشه ما             

                         غافل ازآنکه خدا هست دراندیشه ما"

است.مصداقش هم خیلی روشنه.حضوررئیس جمهورایران دردانشگاه کلمبیا امریکا وباقی قضایا.

شاید اگربخوایم مسئله روازمنظردیپلماتیک مورد نقد قراربدیم،ایرادات واعتراضات اساسی به مدیریت دیپلماتیک ما وارد باشه که چگونه بدون مطالعه درمورد وضعیت وجومحل حضوررئیس جمهور،ایشان را واردچنین فضای پرتنشی می کنن و...اما اززاویه دیگه ودرنبود چنین توان دیپلماتیکی،وقتی که به صحنه سازیها وبرنامه ریزیهای رئیس دانشگاه کلمبیا نظری می اندازیم ونتیجه حاصله،اون وقته که به مصداق بیت بالا بیشترپی می بریم وبه وضوح لطف الهی روشاهدیم وضرورتی به توضیح بیشتررو لازم نمی دانیم.

ازسوی دیگه، اگرکمی ازمنظرسیاسی هم بخوایم به مسئله نگاه کنیم،باید اذعان داشت که وقتی گفته می شه امریکائی ها وشاید اروپائیها هنوزشناخت درست وقابل اعتمادی ازجامعه وفرهنگ ومرام ایرانیها ندارن، حرف گزافی نیست!چراکه به نظرمن اگه صحنه سازان این واقعه کمی اطلاع ازوضعیت ایران وشناختی ازبسیاری ازآداب ایرانیان داشتن به راحتی می تونستن بفهمند که تخریب به این شیوه به امید برآشفتن سخنران یعنی رئیس جمهور،کاری کاملا احمقانه وبی حاصله واین واقعه به مصداق بیت بالا،با لطف خداوندی فقط فراهم کننده موقعیتی استثنائی برای دکتراحمدی نژاده،تا ازاین طریق بتونه پیامشو به گوش حداقل 500 میلیون نفرشنونده این برنامه درسراسرجهان برسونه.

جهانی که زیرسلطه قدرت خبری وتبلیغاتی امریکا واسرائیل و...،تقریبا هیچ صدای دیگه ای امکان شنیده شدن رونداره.

اما علت اینکه معتقدم هرمقام ایرانی که جای رئیس جمهورهم بود تقریبا همین عکس العمل روازخود بروزمیداد واین رفتاری برآمده ازفرهنگ ایرانیه،اینه که تقریبا توکشورما مسئولی رونمیشه یافت که درجائی درحال خدمت باشه وهرازچند گاهی با اعتراضات وبرخوردها ی منصفانه وغیرمنصفانه این چنینی روبرونشه!

همین رئیس جمهورفعلی یعنی دکتراحمدی نژاد، جدای ازاینکه کاردرست یا قابل نقدی روانجام بده آیا روزی رو به یاد دارین که دراین دوساله ازجاهای مختلف زیرهجوم نقدهای درست ونادرست قرارنداشته باشه ویا رئیس جمهورقبلی یعنی آقای خاتمی روکه به یاد دارین. کم با انتقادات کوچیک وبزرگ روبرو بود وهر روز درحال پاسخگوئی!

متاسفانه این یک رفتاردرنظام اجرائی کشورما شده وخوب یا بد متاثرازاون به قول معروف" کتک خورمسئولین اجرائی ما هم ملس شده!" وزیاد تحت تاثیراین هجمه ها قرارنمی گیرن!

حالا اینکه این اتفاق خوبیه یا بد،موضوعی مجزاست که نیازبه بررسی درجای خودشوداره ولی دراون دانشگاه امریکائی،طراحان ازحربه ای استفاده کردن که کاملا برای ما آشنا وپاتک یا بدلش هم تمرین شده بود واین ازیک سو ناآگاهی دشمن ازواقعیات جامعه ایرانی رومیرسونه وازسوی دیگه لطف خداوند دراین اتفاق رونمایان می کنه...

 

نوشته شده توسط امیر رضا خادم در دوشنبه بیست و سوم مهر 1386 |

سلام

این هفته برای ما هفته سرکشی به مناطق درحوزه انتخابیه است.

حتما شنیده اید،مجلس هرچند هفته یک باربرای حضور نمایندگان درحوزه انتخابیه شون وبررسی مسائل اونجا،جلسه علنی نداره واین هفته یکی ازاین هفته ها ست.

البته این وضعیت برای ما که نماینده تهران هستیم وحوزه انتخابیه مون هم پایتخته وچه مجلس جلسه علنی داشته باشه وچه نداشته باشه ما درگیر مسائل حوزه مون هستیم(البته راستش به اندازه وکیفیت نما ینده های شهرستانی درگیرمسائل ریزحوزه نیستیم)زیاد فرقی زیادی نمی کنه.اما اگرقرارباشه به مناطق پیرامونی تهران که کم هم نیست سرکشی داشته باشیم،اکثرا همین هفته تعطیلی جلسات علنی باید بریم.

دیشب من هم درهمین ارتباط دیداری ازبخش حسن آباد داشتم.منطقه ای که درفاصله 40کیلومتری تهران درکنارفرودگاه امام البته درستش اینه که بگم فرودگاه درکناراین شهرواقع شده است.

دراین بازدید به صورت کاملا مستند وغیرقابل باورشاهد منطقه ای درمجاورت پایتخت هستی که ازداشتن حداقل امکانات زندگی نیزکم بهره است.با حدود 50هزارجمعیت ساکن درمنطقه،یک درمانگاه شبانه روزی ندارد!گفتم درمانگاه تا یک وقت سراغ بیمارستان رونگیرین!با مشکل شدید آب روبروهستند.شهردارموفقشون می گفت:"اینجا برق مردم به باد بستگی داره وآب مردم به برق!چون اگه بادی بیاد وباعث مشکلی برای سیمهای برق بشه،این مشکل باعث قطع کل سیستم می شه وچون کلیه چاه ها ی آب هم برقیند،بنابراین آب هم قطع می شه وتا زمانی که مشکل برق حل نشه ازآب وبرق هردوخبری نیست!بارها به سازمان برق گفته ایم ژنراتوربرای این چنین مواقعی تهیه کنید،می گن دربودجه مون پیش بینی نشده!و..."

ورزشش هم که جای خود داشت.دعوت توسط مد یرای ورزشی منطقه شده بود وقراربود مسائل اونا روبررسی کنیم،اما امام جمعه وشهرداروشورای شهراونقدرمسائل متفاوتی رومطرح کردن که دیگه مسائل ورزشی جائی برای طرح نداشت ومشکلات اونقدرزیاد بود که کسی دیگه نمی تونست فکرورزش باشه.هرچند که حرفای ورزشی ها روهم شنیدم وبه امام جمعه وشورای شهرودیگرمسئولینشون هم تاکید داشتم د رمنطقه ای که جووناش ازکمترین امکانات برخوردارنیستن، ورزش تنها چیزیه که می تونه باعث سالم موندنشون وجلوگیری ازورود به برخی مسائل مثل اعتیاد وغیره بشه.

 بهرحال قرارشده مسائلشون روکتبی کنن وبرام بفرستن تا با رایزنی وصحبت با مجریان دولتی شاید بشه تعدادی ازاونا روحل کرد.اما به واقع هنوزهم برام جای سواله که واقعا چرا وقتی خیلی ازاین کارهاروبه ساده ترین شکل ممکن میشه عملیاتی کرد،نسبت به مسائل اونقدرکم توجهی می شه که یک موضوع کوچک به یک معضل بزرگ تبدیل بشه!؟این مسائل هم دیگه ربطی به رئیس جمهورکی باشه نداره. اینا کارخود مردمه که طبیعتا بایستی توسط من وشما ئی که کارمند ومسئول این بخش واون بخشیم براساس اصول ومسئولیت مشخصی که داریم انجام بشه ولی متاسفانه این نظام بروکراسی اداری آنچنان سیستم امروزبرو،فردابیائی رو ساخته که کمترمی شه کسی روپیدا کردکه کارشو براساس وجدان کاری به صورت اصولی وخدا پسندانه به موقع وسرموعد مقررانجام بده و...

نوشته شده توسط امیر رضا خادم در سه شنبه هفدهم مهر 1386 |

سلام

برای سومین بارطرح تغییر سن رای دهندگان درمجلس مطرح شد.

براساس این طرح که این سری به صورت لایحه دو فوریتی ازسوی دولت تقدیم شده بود،سن رای دهندگان از18 سال به 15 سال کاهش یافته بود.این لایحه ازسوی دولت برای دومین باربود که مطرح میشد.

 چند ماه پیش هم علیرغم اینکه درمجلس تازه قانون انتخابات اصلاح شده بود ودرکناربسیاری تغییرات،سن رای دهندها هم 18 سال تعیین شده بود، دولت مجددا پیشنهاد کاهش سن رای دهندگان را به مجلس آورد وبه دلیلی که خواهم گفت،مجلس به این لایحه رای نداد.

اما چند روزقبل برای بارسوم نماینده ها شاهد توزیع برگه هائی بودند که بر روی اونا موضوع کاهش سن رای دهنده ها به صورت دوفوریتی پیشنهاد شده بود!

اینکه دولت با چه انگیزه ای سعی درتغییراین قانون داره ویا تغییراین یک بند ازیک قانون چند صفحه ای تا چه اندازه استراتژیک وتعیین کننده است که برای تغییراون باید شائبه اختلاف دولت ومجلس دوباره حربه ای بشه برای گروه های سیاسی مختلف و...،سوالاتیست که شخصا پاسخی برای اونا ندارم.

اما شاید طرح دیدگاه های موافقان ومخالفان پائین بودن بیش ازحد سن رای دهندگان موضوع را روشن کند.

موافقان کاهش سن رای دهنده ها معتقدند،این طرح باعث افزایش نرخ مشارکت درانتخابات می شه وهمچنین بخش بیشتری ازجامعه را درتعیین تکلیف برای آینده کشورشون دخیل می کنیم ودرنتیجه مردم بیشتروزودتردرجریان مسائل کشور قرارمیگیرن.

ولی مخالفان معتقدن ، پائین بودن بیش ازحد سن رای، باعث غلبه احساس برمنطق درنزد رای دهنده ودرکل، سرنوشت کشورخواهد شد.چون یک نوجوان 15،16ساله درسنیست که به راحتی می شه با احساساتش بازی کرد واین همون نقطه ایست که گروه های سیاسی نه براساس نیازهای واقعی کشوربلکه براساس امیال ومقاصد سیاسی خود سعی دربهره برداری ازاونو دارن.

راستش روبخواین، برای کسی مثل من هم که یک پیشینه محبوبیت متاثرازفعالیتی ورزشی رو داره،پائین اومدن سن رای دهنده ها می تونه مطلوبیت زیادی داشته باشه!چون به هرحال دریک مبارزه انتخاباتی،یکی ازبرگ های برنده فردی وگروهی همین نگاه احساسی و وجود علاقه ای درونی ومجزا ازموضوع رای گیری درمیان رای دهنده ها ست وطبیعتا چهره های ورزشی ویا هنری درمیان عموم مردم به صورت اعم ودرمیان نوجوانان ومدرسه روها به صورت اخص از جایگاه وامتیازویژه ای برخوردارن.

اما باهمه این مطلوبیتها،معتقدم برای کاری با حساسیت واهمیت انتخابات که آینده وسرنوشت یک کشوردراون رقم می خوره،برهمه واجبه که تاجائی که میشه کارها روبراساس منطق وعقل ساماندهی کنن وامکان ورود ابزارهای غیرعقلانی واحساسی روبه اون ندن.

حال اینکه دولت برای سومین بارسعی درطرح موضوع رو داشت وبراساس چه استدلالی برنظرش پافشاری می کنه ومایل نیست ازاین نظرعقب نشینی کنه مسئله ایست که پاسخی براش ندارم.هرچند که با طرح مجدد موضوع ،اونقدرفضای داخل پارلمان مخالف بودکه خیلی زود دولت متوجه عدم امکان رای آوردن لایحه شد ودیگراونومطرح نکرد.

  

نوشته شده توسط امیر رضا خادم در چهارشنبه یازدهم مهر 1386 |

سلام

امروزدر روزنامه" اعتماد ملی" دربخش اخبارویژه اش مطلبی به نقل ازیک سایت خبری درمورد فعالیت تعدادی ازچهره های ورزشی مطرح درشهرستانهای مختلف برای شرکت درانتخابات منتشرشده بود.

برای خیلی ها ازجمله سیاسیون که درحال بستن لیست هستند و ورزشی ها که پیگیرچنین اخباریند،خبرجالبی بود.اسامی افرادی که چنین تصمیمی دارند روهم نوشته بود وبا توجه به ارتباطی که من با تعدادی از اونا دارم باید بگم تقریبا درست هم نوشته بود!

 به همین خاطرازصبح یک ریز درحال پاسخ دادن به سوالات تقریبا یک جوردرمورد این موضوع هستم.

اینکه این دوستان چنین قصدی دارن به خودشون مربوطه ولی اینکه مردم درمورد حضورشون چطورفکرمی کنن نکته ایه که من خیلی مایلم بدونم.

چرا!؟خوب چون خودم هم ازمیون همین خانواده وبراساس شناختی که مردم با اسمم داشتن به مجلس وارد شدم وزیادن کسائی که معتقدن تنها علت رای دادن مردم به من یا برادرم هم همین محبوبیت ورزشی بوده ولاغیر.

ولی یک قول دیگه روهم شنیده ام و اون اینکه مردم چون ازکارتو و برادرت درطول این چند سالی که درمجلس و شورا بودین ناراضی نیستن دردوره جدید شوراها به برادرت رای بهترازقبل دادن وبه دوتا ورزشی دیگه هم اعتماد کردن واونا هم به شورا راه یافتن ودرنتیجه می شه امیدواربود که درانتخابا ت مجلس هشتم هم بازبه ورزشی ها اعتماد کنن ورای بدن...

نظرشما چیه؟!

نوشته شده توسط امیر رضا خادم در یکشنبه هشتم مهر 1386 |
سلام

  یکی از بلاگرها بر اساس خبری از ایسنا با عنوان"پارتی بازی جهت افزایش سهمیه بنزین " درانتقاد از یک موضوع پیگیری شده از طرف من مطلبی نوشته که در واقع به نظرم تحلیل غیر منصفانه عملکرد من در خصوص نامه به وزیر کشور و لحاظ نمودن سهمیه بیشتر بنزین جهت خبرنگارها و عکاسان بود .در زیر عین مطلب رو نقل میکنم تا نظر شما رو هم بدونم .اما قبلش یه توضیحی بدم و اون اینکه درسته ما نماینده همه ملتیم و نماینده قشر خاصی نیستیم اما به هرحال هر کدوم از ما برای جلوگیری از خلط وظایف در کمیسیون های خاص شرح وظایف مشخصی داریم مگر اینکه نکته ای بسیار ضروری به نظر برسه که بتونیم بدون توجه به شرح وظایف مربوطه در نطق پیش از دستور مطرح کنیم .و من هم با توجه به مسئولیتم در کمیسیون فرهنگی و واقع شدن جامعه ی خبری در حیطه ی فعالیت کمیسیون فرهنگی و ارتباطات گاه تخصصی که با این قشر دارم براساس وظیفه و بنا بر نامه ی درخواست اونها در ارتباط  باتوجه به خاصیت شغلی شان و نیازی که به سفرهای متعدد درون شهری وبرون شهری دارن ،عین تقاضای آنها را به مقامات مسئو ل درجهت حمایت از کارشون منعکس کردم و البته اگر درخواستی از مشاغل ذکر شده در مطلب زیر را هم دریافت میکردم حتما" به گوش مسئولین ذیربط میرسوندم.ضمن اینکه هنوز چنین درخواستی را ندادن هم همه ی نماینده ها درحال رایزنی با دولت برای توجه بیشتربه آنها هستند. نویسنده محترم این مطلب که من رو متهم به پارتی بازی برای قشری خاص به خاطر اینکه همیشه هوای منو داشتند ،کرده اند باید بگم که خبرنگاران ورزشی بقول شما ،سالیان قبل در حشر و نشر با من بوده اند ولی خبرنگاران سیاسی و پارلمانی هستند که اینروزها سروکارمون با اونها بیشتره و اصولا" بنده دیگر کمتر دوستانی رو که سالهایی که فعالیت ورزشی میکردم ملاقات میکنم پس اگه اینطور باشه طبیعتا من باید درحال حاضر بیشترهوای این دوستان جدید را داشته باشم و برای به اصطلاح "بده -بستان" اینها که مهم ترند!از سوی دیگه هم باید عرض کنم طفلکی این جامعه ی خبری وخبرنگاری هم همچین خارج از چارچوب همون مستضعفین نیستن و رفتار باهاشون هم که ...

این هم نوشته این بلاگر محترم .

افزايش سهميه بنزين نويسندگان عکاسان و خبرنگاران

"ايسنا؛ اميررضا خادم در نامه اي به وزير کشور افزايش سهميه بندي بنزين نويسندگان، خبرنگاران و عکاسان را خواستار شد. نماينده مردم تهران با اعلام خبر فوق خاطرنشان کرد؛ با درخواستي که از سوي انجمن نويسندگان، خبرنگاران و عکاسان ورزشي براي افزايش سهم سوخت بنزين به بنده رسيده بود، در نامه اي از حجت الاسلام پورمحمدي وزير کشور درخواست کردم تا با توجه به تردد زياد و شغل حساسي که جامعه خبري دارد، نسبت به موضوع، مساعدت ويژه اي صورت گيرد و سهميه ويژه اي به خبرنگاران، عکاسان و نويسندگان جامعه اختصاص داده شود."

*****

هنوز سهمیه بندی بنزین تمام و کمال اعلام و اجرا نشده که سیل پارتی بازیها و به اصطلاح خودشان لابی کردنها  شروع شده.خبر فوق نمونه ای از همانهاست.

نماینده ای که خودش از طرفداران پر و پا قرص طرح سهمیه بندی بنزین بود و سال گذشته هم در همین خصوص نامه ای به رییس جمهور نوشته و کلی عدد و رقم ذکر کرد که اگر بنزین سهمیه بندی شده و یارانه اش قطع شود چنین و چنان خواهیم کرد و در واقع از سردمداران پیشنهاد و اجرای این طرح بود زودتر از همه جا زده و برای دور و اطرافیانش تقاضای افزایش سهمیه کرده .حالا چرا میگویم دور و اطرافیان؟چون ایشان بیش از هر نماینده مجلس دیگری با قشر مطبوعاتیها سر و کار داشته اند .البته نه به خاطر وظیفه شان در کمیسیون فرهنگی .بیشتر به علت آشنایی دیرینه شان با خبرنگاران و عکاسان ورزشی که در دوران قهرمانی با ایشان حشر و نشر داشته و بعضا" برای انتخاب یک تیتر پنج بار با خودایشان صلاح و مشورت میکردند.

به هر حال کسانیکه روزگاری برای شخصی بنویسند"امیر کشتی ایران..../خادم ملت ایران..../جهان پهلون خادم و...." خب باید روزی مزد زحماتشان را بگیرند دیگر.این که یک اصل سیاسی است در مملکت ما.اصل بده بستان .

فقط در این اثنا ما متوجه نشدیم جناب خادم که اینهمه داعیه عدالت خواهی و عدالت محوری دارند(در حدیکه دست رییس جمهور را هم از پشت بسته اند) و مخالف با انواع و اقسام پارتی بازیها هستند و اگر شما خدای ناکرده در لحنتان آهنگ رانت و رانت خواری نهفته باشد خونشان به جوش آمده و فورا" به یاد قشر مستضعف و محروم جامعه می افتد چگونه نیاز خبرنگاران و عکاسان برشان مسجل شد و به این سرعت دست به قلم شدند اما نیاز تاکسی ها و آژانسها و مسافرکشها هنوز برایشان در هاله ای از ابهام قرار دارد و نیاز کسبه و دیگر افراد مشاغل آزاد برایشان قابل تصور نیست.مگر نه اینکه به تایید و تاکید خودشان نمایندگان مجلس نماینده همه مردم اند نه قشر و گروهی خاص؟!حالا چه شده که ما هنوز تکلیف تاکسیهایمان و جیره شان مشخص نشده خبرنگاران اولی(اولا) شده اند؟ مثلا" چگونه تردد یک خبرنگاربیشتر از تردد یک نقاش یا لوله کش یا نظافتچی است که روزانه باید به هزار محل سر بزند؟

اگر قرار باشد مازاد سهمیه بندی تا حد عکاسان و خبرنگاران و نویسندگان وسعت پیدا کند و بازه به این بازی تعریف شود آیا سهمیه بندی و صرفه جویی معنایی پیدا میکند و آیا اصلا" شغلی را پیدا میکنید که در این بازه جای نگیرد؟

البته ایشان با رنگ و لعاب فرهنگی ای که به درخواستشان زده اند شاید بتوانند وزیر کشور را متقاعد کنند( البته آنهم قاعدتا" جهت خبرنگاران و نویسندگان طیف اصولگرایان و صد البته مکتبی ها !وگرنه ما توقع نداریم مثلا" خانم مسیح علی نژاد از این سهمیه بهره مند شوند) اما قطعا" پاسخ مردم را نمیتوانند بدهند.

 

نوشته شده توسط امیر رضا خادم در جمعه پنجم مرداد 1386 |

چند روزيست سخنان اخير آقاي متكي وزير امور خارجه در همايش اقتصاد جهاني نقل هر محفلي است و خبرگزاريهاي غربي هم  كه به اين اخبار هر چه بيشتر دامن ميزنند، بر انتشارش افزودند.

در  اغلب خبرگزاريها از قول آقاي متكي گفته شدكه " هر دانش آموز دبستاني اي هم ميداند كه حذف يك كشور از نقشه جغرافيا شدني نيست."

كه اين خبر ساعتي پس از انتشارش مثل بمب تركيد و صدايش به گوش رييس جمهور هم  رسيد و اغلب مغرضان اينچنين تعبير كردند كه منظور آقاي متكي اشاره به سخنان آقاي احمدي نژاد دال بر حذف اسراييل از نقشه است.

البته از آنجا كه ميگويند شنونده بايد عاقل باشد كسانيكه با درايت موضوع را بررسي كردند ميدانستند كه يك جاي كار ميلنگد ، يعني دليلي ندارد وزير يك كابينه در شرايط عادي (و اغلب بهتر از عادي كه بين رييس جمهور و وزير مربوطه حاكم است) چنين حرفي بزند و به اصطلاح چنين متلكي به رييسش بگويد.

اما به هر حال وسعت خبر تا آنجا بود كه آقاي متكي ناچار در پي تكذيب  اين خبر برآمد و توضيح داد :

" من در اين نشست مطرح كردم كه هر دانش آموز دبستاني ميداند كه ملتي مثل ملت فلسطين از نقشه جغرافيا حذف شدني نيست.آنچه كه در موردش بحث ميكنيم رژيمي است كه اساس و بنيادش غير قانوني است .او افزود : درباره رژيم صهيونيستي از بعد انقلاب به اعتبارنامه اين رژيم در سازمان ملل راي منفي داديم يعني ما اين رژيم را به رسميت نميشناسيم. "

به هر ترتيب اين موضوع با اين توضيحات جمع شد اما ايكاش مسئولين پيش از هر صحبتي برداشتهاي متفاوتي را هم كه از يك موضوع ميشود بررسي كنند و تا جاييكه ممكن است از گفتن حرفهاي چند پهلواجتناب كنند تا اينچنين بلوا برپا نشود.

نوشته شده توسط امیر رضا خادم در دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386 |

سلام

با اینکه بیش ازیک ماه ازآغازبررسی موضوعات متفاوت ومتنوع لایحه ی بودجه می گذره،متاسفانه هنوزسرنوشت قیمت بنزین برای سال 86 قطعی نشده وهر روزبحث جدیدی درمورد نحوی تصمیم گیری،براش طرح می شه.

نکته ی جالب دراین میون،اینه که براساس آئین نامه ی داخلی مجلس وقتی یک مصوبه ی کمیسیون تلفیق درصحن علنی طرح می شه،امکان داره درمورد اون،پیشنهادات متفاوتی مطرح بشه(البته درصورتی که قبلا درکمیسیون تلفیق طرح شده وبه هرعلتی تصویب نشده باشه)اگر رای آورد که جایگزین مصوبه ی کمیسیون تلفیق می شه ولی اگه این نوع پیشنهادات رای نیاره،طبیعتا،همون مصوبه کمیسیون به عنوان قانون فرض می شه واز اون می گذریم.

خوب،این اتفاق برای پیشنهادات مربوط به تبصره ی 13 که تبصره ی مربوط به بنزینه،هم افتاد وهیچکدوم از پیشنهادات،رای نیاورد وبنابراین ازاین بند تبصره گذشتیم وبراساس اون قیمت بنزین داخلی 100 تومان شد واضافه براون،وارد وبه قیمت منطقه ای یعنی حدود300یا400تومن عرضه شود وماشینهای دولتی هم اجازه ی استفاده ی ازبنزین 100تومنی ندارد وباید به قیمت آزاد بخرند.

همونطورکه گفتم،با این مکانیسم،دیگه امکان بازگشت به این بند نباید باشه.اما،درکمال تعجب،برآمده ازاعتراضات گوناگون والبته متاثر ازصحبتهای آقای الهام سخنگوی،محترم دولت که گفته :"دولت با هرنوع افزایش قیمت بنزین مخالف است!"همکارای من درمجلس هم ناراحت ازاین نوع موضع گیری دولت می گن:"دولت می خواد توپ رو بندازه توزمین مجلس ودرسال دیگه با توجه به احتمالاتی که درمورد گرونی بیشتربا توجه به سیاستهای اقتصادی دولت متصوره،بنابراین بگه چون مجلس قیمت بنزین روگرون کرد،دیگرکالا ها هم متاثرازاون،گرون شده"

اما اگه نظرمنوبخواین،معتقدم به فرض درست بودن این استدلال بازهم ماموظفیم براساس برآوردمون عمل کنیم.حتی اگه مردم هم به هردلیلی ازما ناراحت وازتصمیمی که با نیت مصالح ملی گرفته ایم درکوتاه مدت گله مند بشن.

به هرحال،حسابی این حرفا جومجلسوملتهب کرده وبه همین خاطرهم هرزمان شاهد طرح پیشنهادی جدید هستیم.البته دراین بین،افرادی هم مثل دکترتوکلی و...نظردیگه ای دارن،به این شکل که معتقدن بنزین باید سهمیه بندی یا همون کوپنی خودمون بشه.با توجه به شرایطی هم که داره پیش می ره ،احتمال تحقق این یکی هم میره!

نهایتا،فقط امیدوارم بتوانیم تصمیمی منطقی که آینده ی کشورهم متاثرازاونه روبگیریم.  

 

 

نوشته شده توسط امیر رضا خادم در سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385 |

  

 سلام

 مدتیست،با نزدیک شدن به سال جدید،موضوع تغییرساعت رسمی کشوربه چالشی جدید میان موافقان ومخالفان این طرح تبدیل شده است.بعد ازتصویب قانون" ساعت شروع به کاربانکها"(که ازنظرنگارنده درشان مجلس نبود ومی بایست با سعه ی صدربیشتردرهمان دولت تصمیم گیری می شد) حال در ورود به یک موضوع جدید که اتفاقا درداخل آن هم کلمه ی"ساعت"به کار رفته است،اما تفاوتی اساسی با مصوبه ی فوق الذکرداشته ومسئله ای ملی محسوب میگردد،مجلس درتلاش است تا کمترین ذهنیت  بابت ایجاد یا تصوراختلاف میان دولت ومجلس دراذهان عمومی بجای گذارده شود.

لذا،بنظرمیرسد بهترین راه حل این مسئله رجوع به دیدگاه کارشناسان وخبرگان مرتبط می باشد که درذیل به برخی ازاین نظرات اشاره خواهدشد.

 به صورت کاملا ملموس،بیشترین بار مصرف انرزی درساعات اولیه شب یعنی تقریبا ازغروب آفتاب تا حداکثر 11 شب می باشد.غروب آفتاب در شش ماهه اول سال به طور متوسط حدود ساعت 7 ونیم بعد ازظهراست. بنابراین مدت زمان بیشترین بارمصرف دراین شش ماه،حدود 3 ونیم ساعت می شود.حال اگرساعت رسمی کشوردراین شش ماه به میزان یک ساعت جلوبرود،به این معنا که غروت آفتاب ازساعت 7 و نیم به 8 و نیم بعد ازظهرتغییریابد،ما توانسته ایم ازاین طریق زمان 3 ونیم ساعته ی پر مصرفی را به 2 ساعت و نیم کاهش دهیم.

با توجه به اینکه یکی ازاصلی ترین مشکلات مبحث صرفه جوئی درمصرف انرزی،همانا کاستن ازحجم فشاروارده برنیروگاه ها در زمان پرمصرفی می باشد،لذا تغییرساعت درششماه اول هرسال،درکاهش این حجم بارموثرخواهد بود.

مطلب بعدی،کل میزان صرفه جویی انرزی درطول مدت شش ماه است.توضیح آنکه هرچند با توجه به بلند ی طول روز و روشن شدن زودترهوا،این تغییر ساعت تفاوتی درمیزان مصرف انرزی صبحگاهی ندارد،اما همان طورکه درفوق گذشت،تغییرساعت باعث کاهش مصرف انرزی شبانگاهی می شود. براساس نظرات کارشناسی شده ومتفاوتی که دراین مورد صورت پذیرفته است،رقم ریالی این صرفه جوئی درشش ماه،بین 1000 تا 3500 میلیارد ریال می باشد.چنان که دربدبینانه ترین حالت،هریک درصد صرفه جوئی انرزی متاثرازتغییرساعت،600 میلیارد ریال صرفه جوئی ریالی حاصل می گردد.لذا،با توجه به گزارشات اراده شده ازتاثیرات این تغییربرصرفه جوئی انرزی ومالی،هیچ برآوردی کمترازیک ونیم درصد کاهش مصرف وجود ندارد.یعنی درنازلترین حالت،همانطورکه گفته شد،1000 میلیارد ریال صرفه جوئی قطعی می باشد.

نکته ی دیگری که باید به آن اشاره نمود،فرهنگ مصرف درجامعه ی ایرانی می باشد.به این معنی که مردم ما عادت کرده اند حداکثراستفاده وگاه استفاده ی غیرضروررا ازاقلام متنوع انرزی بنمایند.البته یکی ازعلل این عادت،ارزان بودن انرزی درکشوروپرداخت یارانه ی قابل توجه بابت آن توسط دولتها بوده است ولی به هرجهت این نوع ازاسراف درکشورما نهادینه شده است.لذا،یکی از راهکارهای کاستن غیرمحسوس ازمصرف بالا، طرح تغییرساعت بوده است والبته نتیجه ی آن نیزمثبت ارزیابی می شود.

البته دیدگاه دیگری هم درارتباط بااین موضوع وجود دارد.چنانکه،عده ای معتقدند:"به فرض تاثیرمثبت تغییرساعت برصرفه جوئی انرزی،نباید با این کارباعث اختلال در زندگی مردم شویم!بهتراست به جای تغییرساعت رسمی کشور،ساعت شروع بکارمردم را تغییردهیم."

اگربخواهیم این دیدگاه را مورد نقد قراردهیم،طرح چند نکته ضروری بنظرمیرسد.این نکات عبارتند از:

اولا،تجربه ی کوتاه مدت تغییرساعت کاری درابتداء سال 85،که اصلی ترین آن تغییرساعت شروع به کارمدارس بود،تجربه ی موفقی بنظرنمی رسد.چراکه این اتفاق باعث کاهش ساعت استراحت گروه سنی کودکان،نونهالان ونوجوانانی شد که دراین سنین بیش ازبسیاری ازمراقبتهای خاص دوران رشد،نیازمند خواب خوب وکافی می باشند.درصورتی که تغییرساعت کارمدارس باعث بیدارشدن زودترآنان درصبح وعدم تغییرساعت به بالین رفتنشان درشب می شود.این حالت برای بزرگسان نیزبادرصد تاثیرگذاری کمترترصادق است.

ثانیا،همان طورکه دربالا اشاره شد،مسئله ی اصلی دربحث انرزی،کاستن ازبارمصرف درشامگاهان می باشد.لذا، تغییرزمان شروع به کارروزانه،تغییری درمیزان مصرف انرزی ندارد.

ثالثا،ایجاد اختلال دربرنامه ریزی زندگی مردم به عکس نظرفوق زمانی اتفاق می افتد که مردم ساعت شروع واتمام کارشان درهر شش ماه متفاوت با شش ماه قبل باشد.درحالی که با توجه به تغییرساعت رسمی درابتداء سال وعید نوروز،تقریبا کسی متوجه ی این تغییردرروند زندگی نمی شودوخیلی سریع به آن عادت می کنیم.(هرچند اگرمسئله ی صرفه جوئی درمصرف نبود،طبیعتا،همان روال عادی زندگی بهترین روش می توانست باشد.اما...)

موضوع دیگری که درمخالفت باتغییرساعت عنوان می شود،مسئله ی ساعت شرعی یا زمان اذان ظهرمی باشد.دراین مورد چون امکان دارد مسائل خاص شرعی وجود داشته ونگارنده ازآن بی اطلاع باشد،لذا،ابهامات خویش را درقالب چند سئوال طرح .باتوجه به این که همه می دانند،وقت 1.نمازصبح،ظهریا مغرب،منوط به زمان طلوع،زوال وغروب آفتاب می باشد،نه ساعت قراردادی تعیین شده توسط انسانها.آیا می توان بااین استدلال که ظهرشرعی درتهران حدود ساعت 12 ظهراست و تغییرساعت رسمی باعث قرارگرفتن این وقت شرعی درساعتی دیگرمی شود،اصل صرفه جوئی ومصالح امت اسلامی را نادیده گرفت؟آن هم درشرایطی که وقت اذان،فقط مربوط به بخشی از کشورمی شود ودیگرمناطق کشورمانند مشهد ویا ارومیه،شرایطی متفاوت با تهران دارند؟

2.اگراین زمان آنقدر مهم است،چرا ما برخلاف بسیاری ازکشورهای مسلمان،تاریخ خودرابراساس تاریخ قمری محاسبه نمی کنیم؟درحالیکه بنظر،تاریخ قمری ویزگیهای مهمتری نسبت به تعصب برتطابق وقت اذان ظهربا ساعت قراردادی ساخت انسان داشته باشد.

3.دردین ما تاکیدات بسیاربرسحرخیزی شده است.حال با بلند شدن روز وهنگام اذان صبح وهمچنین طلوع آفتاب،آیا بهترنیست راهکاری اندیشه شود که فاصله ی بین نمازصبح وشروع به کارروزانه کاهش یابد تاازاین طریق هم اززمان روشنی هوا حداکثراستفاده را بکنیم وهم احتمال قضا شدن نمازصبح مومنان کاهش داده شودو...

دیدگاه دیگری نیزوجودداردکه براین باوراست"با توجه به تغییرساعت دراروپا،اگرماساعت راتغییرندهیم،باعث می شود اختلاف ساعتمان با اروپا کاهش یابد وهمچنین این کاردراروپاهم باچالش روبروست ودرچند سال پیش،درفرانسه بحث مفصلی درمورد عدم تغییرساعت بوده است."

درپاسخ به مطلب نخست،باید عنوان شود که اولا،ارتباط ما فقط با اروپا وکشورهای غربی نیست.بسیاری ازکشورهای شرقی ایران و...نیزساعت رسمی شان را تغییرمی دهند.ثانیا،اگرواقعا دغدغه ی هماهنگی با دیگرکشورها وجود دارد،چرا تاملی برتغییرتعطیلی نیمه وقت یا کامل روزهای پنجشنبه،وانتقال آن به روزشنبه نمی شود تاازاین طریق یک روزتعطیلی کشوربا دنیا هماهنگ ترشود وبه جای 4 روزاختلاف،به 3 روزکاهش یابد.(ما پنجشنبه وجمعه تعطیل هستیم وکشورهای دیگرشنبه ویکشنبه)

درمورد بحث عدم تغییرساعت دراروپا نیزهمانطورکه دربالا به آن اشاره شد،فرهنگ مصرف بی رویه درکشورما وارزان بودن انرزی درایران،مسئله ایست که به هیچ وجه دردیگرکشورها وجود ندارد وبه همین خاطرباید گفت،به فرض عدم وجود چنین طرحی دردیگرکشورها نیزدرایران این کاربا توجه به وضع موجود باید اتفاق بیفتد.

درنهایت،امیداست،دولت محترم نیزدرصورت وجود نظرات کارشناسی متفاوت ویا مغایربا موارد فوق،اذهان عمومی ومجلس را نسبت به عدم وجود تفاوت قابل توجه درصرفه جوئی انرزی،قانع نماید ویا درصورت تائید آنها،به نحوی ارزنده به تصمیم گیری دراین ارتباط پرداخته واجازه ی اتلاف انرزی وحدررفتن سرمایه های ملی را ندهد.                                                                                                                                                     

 

نوشته شده توسط امیر رضا خادم در سه شنبه پانزدهم اسفند 1385 |

سلام

درپست قبلی،توضیحاتی درمورد وضعیت منطقه ی تنگه ی بلاغی وسد سیوند دادم.

واینجا،ادامه ی مطلب

چارشنبه داخل جلسه ی علنی مجلس بودیم.حدود ساعت 11،دکتر افروغ رئیس کمیسیون فرهنگی،اومد پیشم وگفت:بعئ ازپایان جلسه،میری دم درب مجلس؟!یه تعداد ازفعالان در زمینه ی حفاظت ازآثارباستانی برای اعتراض اومدن جلو مجلس ومی خوان درمورد جلوگیری از آبگیری سد سیوند با نماینده ها صحبت کنن.تودرجریان کامل موضوع هستی،میری با اونا صحبت کنی؟...

رفتم دم درب.حدود200 /300 نفری بودن.زیربارون ایستاده بودن وبا عشق وانگیزه ای مثال زدنی،درحالیکه ناامید ازاومدن نماینده ها بنظرمی رسیدن،داشتن بیانیه ی پایانیشون رو می خوندن.می خواستم به میانشون برم که یکی از ماموران نیروی انتظامی،که البته رئیسشون هم بود،اومد جلو وگفت که به میون اونا نرم!چون درحال متفرق شدنن وبا رفتنت،دوباره جمع میشن و ممکنه مشکلی پیش بیاد!چون...

رفتم بینشون.هرکدوم یک چیزی میگفتن...

نهایتا،قرارشد،درهفته ی آینده،جلسه ای باحضورمسئولین سازمان میراث وکارشناسای مخالف آبگیری،به نمایندگی ازسوی n.g.oها،درمجلس برگزارکنم .البته یک قول ازشون گرفتم که اگه راستشو بخواین،زیاد امیدوار نیستم بهش عمل بشه!قول دادن نماینده ها،کاملا بی طرف وفقط با اسناد کارشناسی بحث کنن.نه با این ذهنیت که نتیجه ی جلسه حتما باید ممانعت ازآبگیری باشه.

امیدوارم که حدسم اشتباه باشه وآرزو می کنم راه حلی پیدا بشه که هم بشه آثارباستانی رو حفظ کرد وهم ازسد استفاده ی مناسب نمود.چون مردم منطقه هم خیلی نگران و منتظر راه اندازی سد هستن.

در ضمن،۲شنبه ساعت ۱۳:۲۵درهمین مورد میزگردی با حضورمسئولین سازمان میراث و وزارت نیرو،در برنامه ی ساعت ۲۵ شبکه جوان رادیو، خواهم داشت.

   

نوشته شده توسط امیر رضا خادم در شنبه بیست و هشتم بهمن 1385 |
نوشته شده توسط امیر رضا خادم در یکشنبه پانزدهم بهمن 1385 |

سلام

این چند روزه جاهای زیادی رفته ام. دیشب(پنج شنبه شب) هم رفته بودم مراسم سالگرد افتتاح روزنامه ی اعتماد ملی .

هرچی)به اصطلاح سیاسیون(،اصلاح طلب بخواین اونجا بود،ازآقای کروبی،صاحب امتیاز روزنامه و ملقب به شیخ اصلاحات گرفته تا محمد رضا خاتمی دبیرکل اسبق حزب مشارکت وابطحی و مسجد جامعی و...وهمین طوربسیاری از روزنامه نگاران معروف وخبره.

من اواخربرنامه رسیدم وبه همین خاطر زیاد درجریان حرفایی که زده شد نیستم اما درهمون زمان کم هم فضای حاکم برجلسه روکاملا سیاسی وجناحی دیدم.

مجری برنامه که خودش یکی ازروزنامه نگارای معروف بود،درتمام طول مدتی که میکروفون دراختیارش بود،مستقیم وغیرمستقیم،نقطه نظرها وانتقادهای خودشو یا بهتربگم حزبشو(البته معمولا طبیعی هم هست) درمورد رفتارها وبرخوردهای منتسبین به جناح مقابل ابرازمی کرد.آقای کروبی هم دربخشی ازصحبت هاش، ازمسئولین خواست ازنشریات بیشترحمایت مالی کنن.

هنگامی که ایشون درحال طرح این موضوع بود،باخودم فکرمی کردم کاش آقای کروبی زمانی که رئیس مجلس بود،روزنامه هم داشت تا خودش به عنوان یکی ازهمون مسئولین بیشترمشکلات این قشررومتوجه میشد.چون الان هم ما که درکمیسیون فرهنگی هستیم،باهمین مشکل برای فهموندن مشکلات نشریات ویا ناشرین کتب وکلا بخشهای مختلف فرهنگی روبروهستیم.تازه درحال حاضر،رئیس مجلس خودش یکی ازفعالین بخش فرهنگی بعد ازانقلابه وکم وبیش درجریان بسیاری ازاین دست،تنگناها قرارداره.

بعد ازمراسم هم ازمدیران سرویسهای مختلف روزنامه تقدیرشد وهمه برای شام رفتن.

البته چون باید جای دیگه هم می رفتم،شام نموندم.درحین خارج شدن،خوش وبشی با آقای کروبی داشتم وبعد هم آقای ابطحی رو دیدم ودرمورد وب لاگ ونحوی نوشتنش،گپ کوتاهی داشتیم.گفت:خوشحالم که مسئولین هم وب ما رومی بینن!من هم گفتم:ماهم ازشما مسئولین دیروز وامیدواربه فردا یاد گرفته ایم.!

دنیای سیاسته دیگه !همه چیزروبا دو دو تا چارتای سیاسی سنجش می کنن.من که اولش بی غرض گفتم ولی فکرکنم ایشان ...         

نوشته شده توسط امیر رضا خادم در دوشنبه نهم بهمن 1385 |

سلام

متن ذیل همون مطلبیه که گفته بودم درمورد من و تعدادی از دیگر ورزشی هایی که درانتخابات و ... حضور  د اشته ایم، نوشته شده است.چون قول داده بودم،به عنوان یک پست آوردم.بدون شرح:

"سلام

هرچی خواستیم این مدته دهنمونو ببندیم و راجع به کاندید شدن ورزشکاران حرف نزنیم و موضوع را با چند تا مورس زدن در پستهای قبلی ببندیم بالاخره خودشون اینقد ... ریختن که نشد!

میدونید داستان راهیابی ورزشکارهای ما به میادین سیاسی موضوع تازه ای نیست که بعضی دوستان به خودشون چسبوندن اتفاقا" اصل موضوع منتسب به آقای امامعلی حبیبی است که در حکومت پیشین به مقام فاخر وکالت مجلس نائل آمده اند و هر کسی که کمی با ورزش آشنا باشه دیگه از ... مالی (شما بخونید پاچه خواری) آقای حبیبی و بی اخلاقی ایشون  و نشستن روی سینه آقا تختی و هو شدنش توسط مردم تختی دوست کاملا" اطلاع داره.بعد از اون هم تو این رژیم نوبت به دو برادر بسیار محترم رسید که آنها هم در حکومتی بودنشان شکی نیست و باز هم کمی آشنایی با ورزش کافیست که اونها رو بشناسید.کسی که مدالهاشو تقدیم ....  و برای ناطق نوری تبلیغ میکنه و ....(که البته طفلکیا همیشه هم با اندکی انحراف میزنن تو اوت ولی باز از اون بالاتریه حمایت میشن)  دیگه وضعشون معلومه .حالا هم که نوبت رسیده به آقای دبیر و هادی ساعی.

جالبتر اینجاست که این آقایون این روند رو روندی مثبت ارزیابی کرده و دلیلش رو کارآمدی خودشون دونستند.

البته من مدتی قبل  برای آسایش وجدان خودم که بهشون رای داده بودم دنبال کارهایی که این برادران انجام دادند(چه در شورای شهر و چه در مجلس)  بودم باور میکنید به جز شرکت در چند افتتاحیه و اختتامیه هنری ورزشی(یه چیزی شبیه شهبانو فرح) و بررسی علت خاموشی ورزشگاهها و جمع آوری متکدیان(که در یکی از پستهام کامل راجع بهش حرف زدم) و یکی دو تا کار دیگه مثل زیر سوال بردن دولت قبلی (که در جشن خانه سینما هم سر همین حالشونو اساسی گرفتند ) کار قابل ملاحظه دیگه ای پیدا نکردم.البته اگه به افزایش بودجه ورزش فکر میکنید به بالا رفتن بی سابقه قیمت نفت و افزایش بودجه ناگهانی وزارتخانه ها و ارگانهای دیگه هم فکر کنید.

حالا چرا این حضرات چنین افاضاتی در وصف خودشون میفرمایند من که انگشت به دهان مانده ام! ما از این جمع به اصطلاح قهرمان و فرهیخته سیاسی حتی یک نفر رو نداریم که خودش عرضه قبول شدن تو کنکور داشته باشه .یعنی یه مدال (ولو بسیار ارزشمند و پر مرارت)گرفتند و بعد دانشگاه و بعدش نمره گرفتن از اساتید و خلاصه تحصیل در مقاطع بالاتر و بالاتر به همین منوال تا بتونند در رزومه خودشون بنویسند دانشجوی دکترا .اکثرشون هم که لیسانس تربیت بدنی دارند نه چیز دیگه (یعنی مخ کاملا" تعطیل.البته ببخشیدها). بعد هم چون خیلی فرصت طلب بودند و بقول خودشون مردم میشناختندشون خوب فهمیدند که عمر قهرمانی کوتاه است و  قهرمان زنده رو عشق است پس با سوء استفاده از احساس پاک مردم به صحنه سیاست وارد شدند.(البته میزان رای ملت است).حالا اینها  با سن حدود ۲۷ -۲۸ سال کی پیشینه سیاسی پیدا کردند و کی رجل سیاسی شدند ما که نفهمیدیم.از وسط تشک کشتی پریدند وسط صحن مجلس و شورای شهر .یالعجب!!!بعد هم چی کار کردند خدا میدونه؟ تازه گفتند به ما تکلیف شد!!آخی. بقیه هم خب دیدند خوب نوندونییه .خب اونها هم دویدند.....

حالا اینکه بعضی سیاسیون هم اینها رو برای برخی مقاصد سرچ کردند و دیدند که قهرمانان ورزشی خوب جواب میده و حالا دنبال بقیه اش اند خود داستانی مفصله.

حالا هم من فکر میکنم آقای ساعی اگه این روزهای آخری به جای اینکه وقتشو صرف گرفتن صلاحیت     میکرد به تمریناتش میرسید شاید به جای نقره آسیا!!!! طلا میگرفت که هم موندگار تر بود و هم تو فیلد کار خودش بود و ریشخند خاص و عام نمیشد. دست از سر علیرضا دبیر هم فعلا" برمیدارم چون پستم خیلی طولانی شد.

 


 
نوشته شده توسط امیر رضا خادم در یکشنبه یکم بهمن 1385 |

سلام

4 شنبه،بعد ازیک هفته تلاش وصبح سحررفتن به مجلس وثبت نام برای زمان نطق5دقیقه ای،بالاخره موفق شدم وقرعه به نامم افتاد.راستی،مطلب علی آقای حمزه ای که خواسته بود به رئیس مجلس بگم روهم به هرشکلی بود درنطقم گنجوندم.ببینین:  

هفته گذشته همایشی با عنوان"مهندسی فرهنگی"درتهران برگزارشد وازمیان حدود300 مقاله ی ارسالی درحیطه های مرتبط با موضوع همایش،حدود 50 مقاله به عنوان مقالات برگزیده،توسط صاحبان آثار درطی دوروزارائه گردید.

اینجانب نیزمقاله ای با عنوان"مدیریت راهبردی فرهنگ - چالشهای برنامه ریزی فرهنگی درایران" ارائه نمودم که مضمون آن اجمالا جلب توجه سیاست گذاران واندیشمندان فرهنگی کشوربه حلقه مفقوده ومغفوله نظام برنامه ریزی راهبردی فرهنگ کشوربود.چنانکه اگرفرایند برنامه ریزی استراتزیک فرهنگی را به 3 مرحله ی تدوین،اجراء وارزیابی وبازنگری تقسیم نمائیم،درنظام برنامه ریزی فرهنگی ما،آنچه با تاکید بیشترمورد توجه قرارگرفته است،تنها مرحله ی اول یعنی هدف گذاری وتدوین میباشد.اما ازآنجایی که این مرحله،غالبا مجرد ازمباحث مرتبط با پیاده سازی وارزیابی صورت می گیرد،درصد بالایی ازطرح های تهیه شده درهمین فازمتوقف شده وازروی کاغذ به کف سازمان منتقل نمی گردد.

این موضوع،اتفاقا همان مطلبی بود که ریاست محترم مجلس نیزاززاویه ای کلی تر،درسخنرانی مراسم اختتامیه این همایش،درتشریح برداشت خویش ازمفهوم مهندسی فرهنگی،با زبانی بسیارفصیح به آن اشاره نمود.

به واقع،سرگردانی مجریان،فعالان وازهمه مهمترگروه های مخاطب را دریک کلام باید،درعدم وجود خط ربط، بین اهداف تبیین شده،برنامه های اجرایی وشاخصهای قابل اندازه گیری بیان نمود ونمونه ی مستند آن را نیزمی توان درنحوی برگزاری همین همایش 2 روزه که با صرف هزینه های مادی ومعنوی بسیاربرگزار شد،مشاهده کرد.

متاسفانه عملکرد دبیرخانه ی همایش شائبه ی عقیم ماندن اهداف عالیه ی بانیان،مدعوین وشرکت کنندگان اجلاس را به صورت جدی باعث شد.

چنانکه به علت برخی بی برنامگی ها واشکالات،علیرغم حضورمقالات ارزشمند وقابل تامل دراین همایش،شاید نتوان درآینده امید زیادی به حصول نتیجه ای درخورازآن داشت.

ازجمله ی این اشکالات می توان ازنحوی دعوت وابلاغ به ارائه دهندگان مقالات،زمان اختصاص یافته برای ارائه ی دیدگاه ها ویا عدم امکان طرح ابهامات وبه چالش کشیدن مطالب توسط مستمعین اشاره نمود.شنوندگانی که قطعا اجازه ی ورود آنان به مباحث وتوجه به نقطه نظراتشان،درهر زمانی می تواند زمینه سازخروج ازبرنامه ریزی های کلیشه ای وراکد وکتابخانه ای وهمراه نمودن بخش بزرگتری ازاقشارجامعه گردد.

درحالیکه، درطول مدت برگزاری همایش بعلت عدم وجود چنین فضایی،سئوالی جدی ذهن حضار را مشغول کرده واز زبان آنان شنیده می شد.آن سئوال این بود:

آیا میان این همایش باعنوان جدید"مهندسی فرهنگی"وهمایشهای برگزارشده ی مشابه درگذشته،تفاوتی مبنایی که باعث خروج ازبن بست فعلی شود،وجود دارد!؟

درپایان، مطلبی دروب لاگ اینجانب ازسوی یکی ازوب لاگ نویسان وپیرو سخنرانی جناب آقای دکترحداد عادل دراین همایش ارسال گردیده  که بخشی ازآن را بعد ازویرایش های لازم،قرائت می کنم:

خادم! تورا به خدا! به آقای رئیس مجلس بگو،وضعیت فرهنگی ما آن شده که حالا متولیان فرهنگی هم ازآن گله می کنند!

البته هرچند روی سخن این نویسنده ی گرامی با آقای دکترحداد است،اما علت خواندن این متن دراین مجال،تذکری جدی وعمیق به خویش،بعنوان یکی ازاعضای کمیسیون فرهنگی وهمه ی عزیزانی است که داعیه پیش قراولی مدیریت فرهنگی کشور را دارند ودیریا زود ما نیزباید به دنبال پاسخی به این چنین پرسش هایی به افکارعمومی جامعه ای باشیم که امروزدل به رفتارها وعملکرد ما برای فردای جوانانشان بسته اند.

 

نوشته شده توسط امیر رضا خادم در پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385 |
سلام

در وب یکی ازدوستان،مطلبی درمورد حضور من و برادرم وبعد از آن هم تعدادی دیگرازورزشکاران درانتخابات شوراها و مجلس نوشته است و هرچی دلش خواسته به من وبرادرم گفته.ازچاپلوس ودست نشانده گرفته تا بی سواد و بی تجربه و....

استنادش هم مطلب من درمورد علت استقبال ورزشکاران به شرکت،ومردم به رای دادن به آنهاست.

دراینکه ایشان کاملا حق اظهارنظر آزاد وابراز عقیده دارد هیچ بحثی نیست.اما بنظرم، بد نبود حداقل  منبع استنادش روهم که وب من است،نام می برد تا عزیزانی که در ادامه اش اظهار نظرکرده ان،هم نظراتشون رو به خودم اظهار کنن وهم اصل مطلب رو یک نگاهی می انداختن وازهمه مهم تر،درمنظور اصلی ام از راه اندازی این وب که همانا دریافت نظرات انتقادی وبیان اشکالاتم دریک محیط آزاد وغیر رسمی بوده،کمکم کنن(قول هم می دم دستور ندم اعدامشون کنن!).

حال هم اگه اجازه بدن،عین مطلبش رو به صفحه ی اصلی وبم،درقالب یک پست منتقل کنم وایشون هم به کسایی که نظردادن آدرس وب من رو بده تا هم اصل مطلب رو ببینن وهم انتقادات ونظراتشون رو به خودم هم ابرازکنن.ممنون.  

نوشته شده توسط امیر رضا خادم در چهارشنبه سیزدهم دی 1385 |

سلام

عید قربان مبارک.

چند روزپیش طرح "بازگشت سَاعت شروع به کار بانکها به قبل ازمهرماه85"به صورت دوفوریتی درمجلس به تصوب رسید.

هرچند متاسفانه تصمیم دولت درمورد تغییرساعت شروع بکاربانکها با هدف کاهش حجم ترافیک صبحگاهی،تصمیم کارشناسی شده ای نبود وبا اصراربراین نظروعدم حتی پاسخ کارشناسی شده به تذکرات نمایندگان،شائبه ی نوعی بی توجهی به نظرات را به وجود آورده بود،اما فکرمی کنم این مصوبه درشان مجلس نبود.چراکه اگرقرارباشد مجلس بخواد برای ساعت شروع به کاریکی ازواحدهای زیرمجموعه ی یکی ازوزارت خونه های دولت هم تصمیمگیری کنه،طبیعتا بایستی این انتظار رو داشت که برای همه ی ادارات موجود درزیرمجموعه ی دولت،مجلس باید ساعت شروع به کارتعیین کنه!اون هم به صورت قانون مصوب ولازم الاجراء.

درنتیجه ی این تصمیم هم اگرقرارشد درزمان خاصی ویا بخاطرمسئله ی مقطعی وفوری ای تغییری درزمان شروع یک یا چندتا ازاین سازمانها انجام بشه،قانونا بازآن موضوع باید بیاید مجاس وبازروزازنو روزی ازنو.مجلس جلسه وبحث و رای گیری وتصویب یا رد!اونهم نه به سرعت بلکه باید اول درنوبت طرحها ولوایح قراربگیره،بعد اگرتونستن پیشنهاد بدن،به خاطرضرورت جلو بیفته و...!

همه ی این اتفاقات هم،درشرایطی می افته که ده ها وصدها طرح ولایحه ضروری وبسیاراستراتژیک که هرچند سرو صدا ندارن،اما درتوسعه ی حال وآینده ی کشورنقش سرنوشت سازوتعیین کننده دارن،مدتها درنوبت می مونن وگاه تاپایان دوره ی یک مجلس هم نوبتشون نمیشه.

ازهمه ی حرفایی که زدم، می خوام به این نتیجه برسم که همکاران خوب من درمجلس اگه دغدغه ی رضایت مردم رو دارن،خیلی مناسب تره که درارتباط تا مباحثی مثل بنزین یا اجراء تبصره ی13 قانون بودجه ی سالانه و...ازدولت پاسخ بخوان،که انجام هرکدوم ازاونا به تنهایی می تونه بسیاری ازاین مشکلات ترافیکی یا آلودگی هوا روحل کنه.

وازطرف دیگه هم عزیزای فعال دردولت به جای تاکید واصرارهای بی منطق براین چنین طرحهای مشکل دار،به فکراجرای وظایف برزمین مانده ای باشن که انجام اونا می تونه کل مشکل روحل کنه ولازم نباشه بارکم کاری های خودمون رو به دوش مردم بیندازیم وبا ابداع راهکارهایی مثل طرح فرد و زوج یا تک سرنشین ویا... مشکلا تشون رو چند برابرکنیم.

اینا بخشی ازعللی بود که من درزمان مطرح شدن طرح ،درمخالفت با اون صحبت کردم. اما درنهایت رای آورد واین چند روزه هم هرجا می رم،می بینم مردم بسیار راضین وراستش رو بخواین رویم هم نمی شه بگم من درمخالفت با این طرح صحبت کرده ام.آخه همه جا که نمی شه شروع به توضیح علتش کرد!  

 

 

نوشته شده توسط امیر رضا خادم در شنبه نهم دی 1385 |

سلام

این روزها چپ وراست ازمن درمورد علت حضورپرتعداد ورزشی ها بعنوان کاندیدا درانتخابات شوراها سئوال می کنن.

همه می پرسن،درحالیکه تا به حال چنین تمایلی دربین جامعه ی ورزشی وجود نداشته،چی شده که یک دفعه این همه ورزشی توانتخابات شوراها کاندید شده اند.

خوب،چون این سئوالات درقالب مصاحبه بود،من هم درقالب چند بخش به این سئوال پاسخ داده ام:

  1. شاید یکی ازعلل آن،عملکرد قابل قبول کسانی باشد که ازجامعه ی ورزش وارد این فضاشده اند وبازخورد آنان درسطح جامعه،باعث ترغیب دیگراهالی ورزش برای حضوردرصحنه ی انتخابات وعرضه ی خود دراین فضا بوده باشد.
  2. درحال حاضرسطح علمی جامعه ی ورزش نسبت به گذشته،بسیارارتقاءپیداکرده است،لذا این امرباعث امکان حضورمفید وموفق آنان درقالبهای دیگررا امکان پذیرنموده است.
  3. قهرمانان باتوجه به اینکه درتمامی دوران ورزش قهرمانی کم وبیش درکانون توجه اقشارمختلف مردم قراردارن،برای حضوردرهرجایگاه دیگری بجزورزش،معمولا با دو نوع رفتارمواجه می شوند.ازیک سو،درفضایی مانند انتخابات،ازپارامترشناخت عامه وشهرت برخوردارند وامیدواربه اقبال عمومی وازسوی دیگربا برخی مقاومتها وموانع برای اثبات تواناییهای خوددرقالب جدید روبرو می شوند.
  4. با تمام این مسائل،درمقام مقایسه،هنوزمیزان کمی افرادی که ازمیان جامعه ی ورزشی وارد عرصه ی انتخابات می شوند به هیچ وجه قابل مقایسه با کاندیداهای دیگراقشارجامعه نیست وعلت پرسروصدا بودن این تعداد قلیل هم همان پارامترآشنایی وشناخت عمومی ازقهرمانان است.

(البته با همه این حرفا که بیشترقالب مصاحبه ای داره، اگه راستشو بخواین برای خودم هم جالبه!چون دو،سه پیش،که برادرم،رسول،برای شوراها وبعدهم من برای مجلس کاندید شدیم،اونقدرحرف وحدیث درست شد که نگو.شاید شما هم یه چیزایی شنیده باشین،مثلا می گفتن:  "ایناروچی به سیاست"،"حتما ازطرف...حمایت میشن!"،"با این کارتمام آبروی ورزشی شونو زیرسئوال می برن"و...حتی تو شبکه های ماهواره هم انواع واقسام بد وبیراه هارو نثارمون کرده بودن!ولی هنوزمدت زیادی نگذشته که خوشبختانه تعداد نفراتی که ازبین ورزشی ها مایل به ورود بعه این موقعیت جدیدن قابل توجه شده .البته امیدوارم دراین فضای سیاست زده موثرهم باشه.چون همیشه اعتقاد داشته ام ودارم که کشوربه آدمایی نیاز داره که دنبال کارباشن نه دنبال سیاست بازی بی عمل!)  

نوشته شده توسط امیر رضا خادم در شنبه بیست و پنجم آذر 1385 |

سلام

گرچه درایران شرکتهای هواپیمایی داخلی دائما ازپایین بودن قیمت صندلی پروازها می نالن ودرارتباط با سوانح هوایی نیز،پایین بودن قیمت بلیط هواپیما رو ازجمله عوامل اصلی این سوانح می دونن اما درجهان روال دیگری درجریانه وشرکتهای هوایی ارزان قیمت،مرتبا در حال کاهش قیمت بلیطهاشونن.

درارتباط با نرخ بلیط هواپیما وبازدهی شرکت های هواپیمایی قابل ذکره که سازمان هواپیمایی جهانی(ایکائو)اخیرا هشدارداده که با افزایش بیش ترقیمت نفت،احتمال زیان دهی شرکت های هوایی افزایش خواهد یافت.

با وجود این هشدار،شرکت هواپیمایی ایرآسیا (مالزی)به کاهش قیمت بلیط های خود اقدام کرده وثابت نموده که با کاهش هزینه ها،می شه خطوط پروازی پرمشتری وارزان قیمت هم،تامین کرد.

این شرکت،درآخرین ابتکارخود،پروازهای داخلی روتا99/9رینگیت که2500تومن ما میشه،کاهش داده ودربلیط خارجی هم دست به همین کارزده،بطوری که الان میشه،با 99/49رینگیت معادل12000تومن،ازکوالالامپور به جاکارتا (حدود20/2)سفرکرد!این کارضمن تحرک در صنعت گردشکری وهتلداری،فرودگاه های مالزی روهم سودده وپربازده کرده.

شرکت هواپیمایی ایرآسیا فعالیتش روبا خرید2 فروند هواپیما دراواخرسال2001 شروع کردودرسال2004 قراردادقطعی40فروند ایرباس320به ارزش5/2میلیارد دلاررا امضاکرد!

این روند روبه رشد،باعث شده،درحالی که بیش از4 سال ازشروع بکارشرکت می گذرد،امروزشرکت ایرآسیا ازسطح یک شرکت هواپیمایی محلی به بزرگ ترین شرکت هوایی بلیط های ارزان قیمت آسیایی تبدیل شده است.

بررسی کاشناسانه ی عملکرد شرکت هم نشان دهنده ی اینه که دقت در مدیریت بودجه وتلاش در کاستن ازهزینه های اضافی،قیمت بلیط رو پایین آورده وبرای همه قابل پرداخت کرده است.

این رفتارمدیریتی،دربسیاری ازکشورها، درحال توسعه است.دراسترالیا،شرکت کم هزینه ی "ویرجین بلو"تنها طی 3 سال تونسته 30%سهم بازارهوایی کشورروبدست آورده یا...

درایران هم یک شرکت هوایی کم هزینه ،اعلام موجودیت کرده وموافقت اصولی گرفته.اعضای اصلی این شرکت روهم بیشتر،کارکنان بازنشسته صنعت هوایی وسازمان مربوطه هستن. 

        امیدوارم این شرکت خصوصی بتونه استارت خوبی رو دراین رابطه بزنه وپایه گذار این کارباشه.اما برای خودم این سئوال باقی مونده که چرا این عزیزان زمانی که مشغول به کاردرسیستم دولتی بودن اقدام به انجام این چنین کارهایی نکرده اند!البته این وضعیت دربسیاری ازبخشهای دولتی دیده میشه وبه همین دلیل هم هست که من طرفدارخصوصی کردن کارهای اجرایی مملکتم ووظیفه دولت رونظارت جدی وجلوگیری ازعدم رعایت عدالت اجتماعی می دونم.نه اینکه باهدف عدالت اجتماعی همه چیزرودولتی کنیم ومردم که همان بخش خصوصیه رو نامحرم و...بدونیم.

 

 

 

نوشته شده توسط امیر رضا خادم در سه شنبه سی ام آبان 1385 |

سلام

حتما،گزارش" سازمان بین المللی شفافیت" درمورد وضعیت سلامت اقتصادی کشورهای مختلف روکه درچند روزاخیردراکثر روزنامه ها منتشرشده،دیدین.دراین گزارش، فنلاند به عنوان سالم ترین اقتصاد دررتبه اول قرارداره وایران درجایگاه105!

البته شاخصهای تعیین کننده دراین گزارش، ازآنچه ما درتعریف عامیانه به عنوان شاخص برای تعیین سلامت اقتصادی به حساب میاریم وسیعتره.به این معنا که ما فساد اقتصادی رومواردی مانند رشوه خواری وکلاهبرداری میدونیم،اما درتعریف سازمان فوق این موارد بخشی ازشاخصهاست و شاخصهای دیگه ای مانند امکان فعالیت آزاد متقاضیان فعالیت اقتصادی،داشتن فرصت برابر دردسترسی به اطلاعات،تلاش مستمرومحسوس دولت درکاستن از بوروکراسی اداری،عدم وجود محدودیتهای دولتی در تعیین قیمت فروش،ازجمله شاخصهایست که دراین گزارش به آنها استناد میشه.(هرچند درنظام اقتصادی ما، درمورد بعضی ازاین شاخصها تفاوت دیدگاه وجود داره. مثلا "عدم وجود محدودیت درقیمت گذاری" بایکی ازوظایف اصلی دولت یعنی توجه به عدالت اجتماعی،نمیتونه همخونی داشته باشه.چرا که هرچند تلاش درگسترش آزادی فردی وایجاد شرایط مناسب امکان فعالیت براساس علائق شخصی برای افراد،وظیفه ی دولته اما درکنارتوجه به این حق، حقوق اجتماعی یا به زبون دیگه حقی که جامعه برگردن فرد داره هم جزء وظایف دولتهاست که باید نسبت به رعایت اون توسط افراد جامعه، نظارت عالیه والبته تا حد ممکن نامحسوسی داشته باشن و...)

حال باید بررسی کرد وفهمید درکشوری که یکی ازعلل اصلی انقلاب مردمی اون اعتراض به فساد دولتی وعدم وجود شفافیت اقتصادی وامکان دسترسی به اطلاعات بمنظور امکان رقابت برای همه و...بوده چرا بازهم صحبت ازوجود اشکال دراین حیطه مطرح میشود؟!

قطعا موارد زیادی را میشه برشمرداما یکی از این موارد عدم وجود اعتماد به مردم وانجام همه ی کارها توسط دولته.امروزه کشورهای پیشرفته به جای تاکید برتصدی گری،درتلاشن تا با واگذاری امورجاری به دست مردم ،توان نظارتی خود رو بالا ببرن وازاین طریق جلو بسیاری از تخلفات وسهل انگاری ها رو بگیرن.بنظرخیلی واضح میاد وقتی دولت هم قرار باشه متصدی امورباشه وهم وظیفه ی نظارت بر اجرا رو،وبا در نظرگرفتن این اصل که"طبیعتا،یک ارگان نمیشه هم مجری با شه وهم ناظر برکاراجراء"نتیجتا،اشکالات سیستم با دیده ی اغماض نادیده گرفته وتوجیه میکنه.

این وضعیت زمانی که فراگیرشد(که شده)اپیدمی میشه(که شده )وبعدمعلوم نیست چه کسی بایدپاسخگو باشه چون همه ازوزیرو وکیل گرفته تا دون پایه ترین منصب دولتی دراون یک جورایی شریکن (که هستن).حالا پیدا کنین پرتقال فروش را!

نوشته شده توسط امیر رضا خادم در جمعه نوزدهم آبان 1385 |

سلام

موضوع بنزین هم که یکباردیگه،با راحتترین تصمیم یعنی برداشت ازحساب ارزی به منظور

واردات بنزین به خیروخوشی وباسلام وصلوات به اتمام رسید.

ماه ها بود،بحث درمورد اجازه ویاعدم اجازه به دولت برای برداشت پول ازحساب ارزی مطرح بود وتلاش ماهم درجهت جلوگیری ازاین کارودونرخی کردن قیمت بنزین به معنی عرضه بنزین داخلی به قیمت 80تومن وواردات نیازمازادبه قیمت منطقه معطوف شده بود.علت اونوهم که قبلا گفته بودم.این موضوع می تونست باعث کاهش مصرف،مبارزه ی واقعی باقاچاق بنزین،ازهمه مهمترهدفمند شدن یارانه هایعنی کم شدن میزان قابل توجهی ازسوبسید یا یارانه ای که ازبابت واردات بنزین دود میشه وبه هوا می ره بشه وبخش خاصی ازجامعه که توان استفاده ی ویا نیازبه بنزین بیشتری دارن،می تونستن به قیمت آزاد تهیه کنن.

تازه، پول باقیمانده ی از عدم واردات روهم می شد به صورتهای مختلف به اقشارکم بضاعت جامعه رسوند ودرزمینه ی ساماندهی حمل ونقل عمومی مثل توسعه ی شبکه ی مترو،خرید اتوبوس،گازسوزکردن ماشینا،خارج کردن خودروهای فرسوده وبسیاری کارهای دیگه خرج کردوبرای یک مرتبه هم که شده،به صورت اساسی مشکل آلودگی هواوترافیک وهمینطورکمبودبنزین روباهم حل کرد.

امابازهم نشد!چرا؟!چون همه ازاعتراضهای عمومی می ترسن!هم دولتی ها اززیرسئوال رفتن بیم دارن وهم مجلسیا مایل نیستن موقعیتشون درحوزه ی انتخابیه به مخاطره بیفتد.

اگربه یاد داشته باشید درسال اول شروع به کارمجلس،طرح تثبیت قیمتها به تصویب رسیدوازاون زمان به بعد دیگه قیمت بنزین اول هرسال افزایش پیدانکرد.با این توجیه که افزایش قیمت باعث تورم وافزایش هزینه های دولت میشه ودرنتیجه فایده ای نداره.اما اگرآلان اون طرح روبررسی کنیم متوجه میشیم نه تنها تاثیری برکاهش نرخ تورم نداشت بلکه باعث پرداخت پول بیشتر برای یارانه ی واردات بنزین هم شد.

حالا هم که نه دولت مایل به تغییررویه است ونه مجلس کارانقلابی ای انجام میدهد....

(قابل ذکره، چند روزه دارم همین چندخط رومی نویسم وبه علت کمبودوقت وکندی دست، نرسیدم تموم کنم.)        

 
نوشته شده توسط امیر رضا خادم در دوشنبه پانزدهم آبان 1385 |
سلام بودن یا نبودن،مسئله اینست! این روزا نمایندگان مجلس حسابی بابت اینکه درمورد طرح ادغام وزارت رفاه با وزارت بهداشت چه تصمیمی بگیرن،برسر دو راهی مانده اند.چون از یک طرف عملکرد وزارت رفاه در دو سال تاسیس قابل دفاع نبوده وازطرف دیگه طرح این موضوع که این وزارت خانه برای تاثیر گذاری نیازمند زمان بیشتریه وهمچنین وزیر بیشنهادی رئیس جمهور از همکاران مجلسیست، باعث شده نماینمدگان برای انتخاب یکی از دو گزینه با مشکل روبرو بشن.البته ذکر یک مطلب شاید جالب باشه و اون اینه که می گن آقای مصری که هم رئیس کمیسیون اجتماعیه واین طرح باید در همین کمیسیون بررسی بشه وهم وزیر بیشنهادییست،تا چند وقت قبل جزو موافقا ن طرح ادغام بوده!وآخرین خبرهم اینه که این طرح در کمیسیون اجتماعی رد شد.حالا باید ببینیم در صحن چه اتفاقی خواهد افتاد.
نوشته شده توسط امیر رضا خادم در یکشنبه شانزدهم مهر 1385 |

سلام!

چند روزیست موضوع یک گپ خودمانی با یکی از دوستان خبرنگار در روزنامه دنیای اقتصاد و درحین مصاحبه ای رسمی،زمینه ساز چالشی در میان اهالی وب لاگها و بعضی سایتها شده.چون موضوع مفصله،برای اونایی که درجریان نیستن،ارجاع می دم به سایت بازتاب،بخش ورزشی، و یا وبلاگ اون دوست خبرنگار که مطلبی درمورد ورزش کردن آقای خاتمیست.

در وضعیتی که بخاطر سفر ایشان به امریکا،بی انصافی های کم و زیادی صورت گرفته،نگرانم، طرح این مطلب به این شکل و دراین فضا ،شائبه ی سیاسی و یا خطی بودن اصل مسئله را باعث شود و دلگیری مضائف ایشان را موجب گردد.چون من فارغ از خط کشی های سیاسی،علاقه ی خاصی به ایشان دارم و محبت آقای خاتمی به من هم، ورای وضعیت شغلی امروز بوده .به همین خاطر،هر چند اصل موضوع بهتر است تصحیح شود و البته بنا بر شنیده های من تصحیح هم شده،ولی کاش موضوع به نحو دیگه ای به ایشان منتقل می شد تا انعکاس خبری آن اتفاق نمی افتاد.

به هرشکل،ازاین بابت که مسئله حل شده خوشحالم و امیدوارم،آقای خاتمی هم از ما دلخور نشده باشن واونایی که دانسته ازاموال عمومی بصورت انحصاری بهره برداری می کنن و کسی هم متوجه نمیشه و یا زیرمجموعه متوجه میشن ولی جرات نمیکنن چیزی بگن،ازاین کار خودداری کنن!  

نوشته شده توسط امیر رضا خادم در سه شنبه چهارم مهر 1385 |

سلام

ما درکمیته ی جوانان کمیسیون فرهنگی، طی نامه ای به کلیه ی دستگاههایی که به نوعی وظیفه ویا فعالیتی در حوزه ی مسائل فرهنگی جوانان انجام میدن ویا بوجه ای به این خاطر دریافت میکنن،فرستادیم تا به طور شفاف ومستند درموارد زیر گزارششونو برای ما بفرستن:

1.ارائه ی وظیفه شون در این مورد2.گزارشی از عملکردشونو3.ردیف بودجه ومقدار پولی که به این خاطر میگیرن4.موانعی که در راه اجراءوظیفه شون دارن5.میزان هماهنگی ای که با دیگر دستگاه های مرتبط دارن و6.بیشنهادات وراه حلهایی که برای بهتر انجام شدن وظایف وجلوگیری ازهدر رفتن امکانات به خاطرکارهای موازی ویا متضاد دارن.

اگر اینو دخالت در امور اجرایی تلقی نکنن وبه موقع باسخ هارو بفرستن ،قراره ،پیشنهادات ونظرات که جمع بندی شد،ازهمشون دعوت کنیم بیان ودراون زمان تلاش کنیم بتونیم یک هماهنگی و همکاری بینشون ایجاد بشه تا این حداقل پولی که دراین بخش وجودداره، با کارهای موازی وگاهی بدون برنامه،از بین نره ودرنهایت به یک< طرح جامع> برسیم.

چندروز پیش موضوع رو برای یک نفرتعریف می کردم،اون بنده خدا برسید:«ازجوونا چی! سئوالی از خودشون ندارین

نوشته شده توسط امیر رضا خادم در جمعه دهم شهریور 1385 |
اميررضا خادم در نامه‌يي به احمدي‌نژاد؛
پيشنهاداتي در خصوص تبصره 13 بودجه 85 ارايه داده است

سرويس: مجلس
1385/05/27
08-18-2006
10:51:01
8505-14733: کد خبر

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: مجلس

اميررضا خادم، نماينده مردم تهران در خانه ملت در نامه‌يي به دكتر احمدي‌نژاد پيشنهاداتي در خصوص تبصره 13 بودجه 85 ارايه داده است.

به گزارش خبرنگار پارلماني خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، در اين نامه كه نسخه‌اي از آن به ايسنا نمابر شده است، با اشاره به تصميم جديد دولت در ارايه‌ي لايحه برداشت از حساب ذخيره ارزي جهت واردات بنزين و بيان اين كه علي‌رغم حكم تبصره 13 بودجه 85 كه در صورت لزوم با تصويب شوراي اقتصاد نسبت به سهميه‌بندي بنزين و تعيين قيمت مناسب براي بنزين مازاد بر سهميه تعيين شده اقدام نمايد و در لايحه‌ي بودجه دولت نيز پيشنهاد شده بود، پيشنهادات ارايه شده در نامه را ماحصل گردآوري نظرات كارشناسان خبره اقتصادي دولت، مجلس و دانشگاه دانسته كه مباحث فني را كمتر با مسايل سياسي و مصلحت‌انديشي‌هاي رايج گره مي‌زنند، تصريح كرده است: تصور بنده و طيف عظيمي از مردم از جناب‌عالي برآمده از شعارهاي دولت نهم، اقدامات شجاعانه، مبتني بر اراده‌اي خط‌شكن، در جهت رفع كليه‌ي مسايل و معضلات اقتصادي، سياسي، فرهنگي و اجتماعي امروز كشورمان است و پرواضح است اثبات اين توانايي در گرو نحوه مقابله و مواجهه با بسياري از ناملايمات بوده و حتي تحمل هزينه‌هاي كوتاه‌مدت از جمله احتمال زير سوال رفتن‌هاي دولت در جهت نيل به اهداف بزرگ‌تر مي‌باشد كه نمونه‌ي آن را مي‌توان در كشورهايي مانند تركيه يا مالزي مشاهده نمود.

در ادامه اين نامه عنوان شده است: شما بارها در برنامه‌هاي مختلف تلويزيوني و سخنراني، برداشت از حساب ارزي به منظور واردات بنزين را مغاير با عدالت اجتماعي و ظلم مضاعف عنوان نموده‌ايد (نقل به مضمون)، حال در شرايطي كه اكثريت مردم به درك مشتركي در ارتباط با ضرورت بازنگري در اين سياست رسيده‌اند چگونه است كه دولت نهم نيز همانند اسلاف خويش اين اقدام ناصواب را در دستور كار خود قرار داده و در حال روانه كردن لايحه بنزين به مجلس است؟! قطعا در شرايط كنوني، هيچ ضرورتي ايجاب نمي‌كند كساني كه مايل به استفاده از اموال شخصي مانند خودرو يا خودروهاي خويش هستند به علت كمبود سوخت نتوانند از آنها بهره شوند. اما از نظر عدالت اجتماعي، تخصيص سرمايه ملي به يك گروه از جامعه و بي‌بهره ماندن جمعيت عظيمي كه فاقد وسيله‌ي نقليه شخصي هستند نيز منطقي به نظر نمي‌آيد. پس آيا اجراي تبصره 13 قانون برنامه بودجه 85 اصولي‌تر نيست؟

در اين نامه ذكر شده است: البته مي‌دانم كه انجام بخش انتهايي تبصره 13 منوط به توسعه‌ي حمل و نقل عمومي و افزايش سهم خودروهاي دوگانه‌سوز مي‌باشد، ولي شما خود نيك مي‌دانيد، تحقق اين امور نه به علت تنگناهاي مادي، بلكه به دليل عدم وجود اراده‌ي لازم و آشفتگي مديريتي در بدنه‌ي سيستم به اين زودي‌ها بعيد به نظر مي‌رسد. لذا ورود به بحث هدفمند كردن يارانه‌ها به موازات انجام امور مربوط به ساماندهي حمل و نقل عمومي، دوگانه‌سوز نمودن خودروها، افزايش ظرفيت توليد بنزين پالايشگاه‌هاي داخلي، خروج خودروهاي فرسوده و ... امري ضروري است كه جناب‌عالي با توجه به اين‌كه در حوزه‌ي شهري بزرگ چون تهران كار كرده‌ايد به خوبي به آن واقف هستيد.

خادم در ادامه اظهار داشته است: از سوي ديگر منطقي به نظر مي‌رسد تهديدهاي خارجي پيرامون برنامه‌هاي صلح‌آميز هسته‌يي ايران نيز به عنوان يك احتمال در نظر گرفته شود تا در صورت اقدام به هرگونه تحريم از جمله تحريم واردات بنزين، خودمان پيش‌قدم در هماهنگ نمودن خويش با اين تهديد شده باشيم و ضمن گرفتن ابزار تهديد از دست مخالفان، با يك تير دو نشان را زده باشيم. يعني در شرايط عادي حركت به سمت هدفمند نمودن يارانه‌ها را آغاز كرده‌ايم و در صورت تحريم به آساني مي‌توانيم خود را با شرايط تطبيق دهيم.

خادم در نامه آورده است: قطعا جناب‌عالي از ارزش مبالغي كه از حساب ذخيره ارزي براي بنزين برداشت مي‌شود كاملا مطلع مي‌باشيد، اما اجازه مي‌خواهم به طور مختصر به چند عدد و رقم كه مي‌تواند جايگزين يارانه بنزين شده و در بهبود وضعيت حمل و نقل عمومي، آلودگي هوا و كاهش مصرف انرژي موثر باشد اشاره نمايم. در سال جاري بر اساس پيش‌بيني‌ها يارانه‌ي مورد نياز براي واردات بنزين بالغ بر پنج تا شش ميليارد دلار مي‌باشد كه حتي با يك ميليارد دلار آن مي‌توان بسياري از امور مرتبط با بهبود حمل و نقل و ... را فراهم نمود.

به گزارش ايسنا، در ادامه اين نامه ذكر شده است: حدود 9 هزار اتوبوس يكصد ميليون توماني بسيار مناسب و كامل مي‌توان خريداري نمود. قابل ذكر است شهرداري كلان‌شهر تهران عنوان مي‌كند با 3 تا 4 هزار اتوبوس كل مشكل مربوطه در تهران برطرف مي‌شود. حدود 65 كيلومتر قطار شهري مي‌تواند آغاز شود و به اتمام برسد. اين ميزان به اندازه كل مبلغي است كه براي سال 85 از حساب ذخيره ارزي به اين بخش تخصيص داده شده است. هم‌چنين180 هزار خودرو فرسوده را مي‌توان با دادن تسهيلات 5 ميليون توماني با كارمزد 7 درصد از رده خارج نمود. اين شرايط براي سال جاري 250 هزار خودرو مي‌باشد.

نماينده تهران در ادامه اين نامه تصريح كرده است: طبيعتا اجرايي شدن همه‌ي اين موارد به‌علاوه مواردي ديگر كه به خاطر اختصارگويي مطرح نشده است با همين مبلغي كه ساليانه براي يارانه بنزين پرداخت مي‌شود مي‌تواند باعث رساندن خدمتي مستقيم به اكثريت مردمي شود كه از وسيله‌ي نقليه شخصي بي‌بهره‌اند و از سوي ديگر ايجاد اين تسهيلات زمينه‌اي است براي استفاده كمتر از خودروهاي شخصي و در يك كلام عينيت بخشيدن به «عدالت اجتماعي» مي‌باشد.

وي ادامه داده است: در فصل بررسي بودجه سال 85 كل كشور، مجلس نيز به دونرخي كردن بنزين راي داد؛ چنان‌كه جمله «تعيين قيمت مناسب براي بنزين مازاد بر سهميه تعيين شده توسط شوراي اقتصاد» كه در كميسيون تلفيق حذف شده بود، در صحن علني از معدود تغييرات صورت گرفته نسبت به گزارش تلفيق، بازگشت مجدد اين جمله و تصويب لايحه دولت بود. اضطراب موجود از ايجاد فساد نيز متاثر از سيستم سهميه‌بندي است، نه دونرخي؛ زيرا پرواضح است كه سوخت مورد نياز حمل و نقل عمومي و دولتي در شرايط سهميه‌بندي و يا دونرخي نيز از محل بنزين ارزان قيمت و داخلي تامين خواهد شد و در صورتي كه بنزين مازاد مورد نياز خودروهاي شخصي موجود باشد، فساد احتمالي بستگي به نحوه‌ي توزيع و نظارت بر روي بنزين سهميه‌بندي خواهد داشت، چه تك نرخي باشد و چه دونرخي.

خادم ضمن قدرداني از كليه‌ي فعاليت‌هاي مثبت و مفيد دولت و شخص دكتر احمدي‌نژاد، آرزوي تحقق اهداف عاليه دولت را از خداوند مسألت كرده است و در پايان با اين " در ره منزل ليلي كه خطرهاست در آن ... شرط اول قدم آنست كه مجنون باشي" نامه خود را به پايان رسانده است.

انتهاي پيام

نوشته شده توسط امیر رضا خادم در جمعه بیست و هفتم مرداد 1385 |
سلام! چندروز پیش بهمراه تعدادی از نمایندگان تهران بازدیدی از پروژه فاضلاب تهران داشتیم .نمیدانم چقدر درجریان آن هستید .شهرتهران یکی ازمعدودشهرهای بزرگ جهان و شاید تنها پایتخت جهان با این وسعت وجمعیت باشد که شبکه فاضلاب شهری ندارد.به همین خاطرطرح فاضلاب تهران بعنوان یکی ازبزرگترین پروژه های زیست محیطی جهان بحساب می آید.این وضعیت تنها مربوط به مقایسه با دیگر کشورها نمی شود چرا که در داخل کشور نیز درحالی که میانگین سرانه بهره مندی ازشبکه فاضلاب شهری حدود25%است،سرانه تهران8% می باشد.
البته مشکل اصلی و شاید عمده ترین علت عدم توجه به این مسئله، غیر محسوس بودن تبعات ویرانگر آن باشد. چنانکه مسائل به مراتب کم خطرتری مانند ترافیک و یا آلودگی هوا بخاطر مشهود بودن اثرات سوئی که دارند، نه تنها بعنوان یک معضل مورد توجه قرار دارد بلکه مثل هر مسئله نگران کننده مشهود دیگر،تبدیل به ابزاری سیاسی شده اند که مسئولین مستقیم و یا غیر مستقیم در یک رقابت انشاا... سالم والبته گاه نیمه سالم درجهت ساماندهی و یا ایجاد مانع با رویکردهای سیاسی، اما در مجموع به نفع حرکت به سمت بهبود وضعیت در تلاش هستند.
اما در ارتباط با آتش زیر خاکستری بنام فاضلاب،بعلت غیر محسوس بودن خطرات غیرقابل بازگشت آن شاهد بی توجهی های بسیاری در نزد کلیه ارکان تصمیم گیر چه در دولت و چه در مجلس هستیم.
من، شخصآ تا قبل ازشنیدن حرفهای نیروهای درگیر با مسئله و بازدید از پروژه و پوشیدن لباس کار و رفتن در عمق حدود20 متری،در حالیکه تا زانو داخل هرز آب ها مجبور به راه رفتن و مشاهده کردن تلاش بی سروصدای کارگران ومهندسین طرح ،واقعآ درک شدت بحران احتمالی درصورت بی توجهی برایم امکان پذیر نبود تا زمانی که متخصصین آب و فاضلاب شرحی کوتاه و قابل فهم از تاریخچه 60 ساله طرح دادند.
آنها میگفتند: این طرح درسال1327مطرح گردید ودر سال 1350توسط سازمان ملل وسازمان بهداشت جهانی مطالعاتش آغاز شد و پس از کش و قوسهای فراوان در سال 1373تازه طرح و نقشه آن تصویب شد،درآن زمان یک برنامه 25ساله برای اجرای آن ریخته شد،یعنی تا قبل ازسال 1400باید پروزه تکمیل گردد،امادرحالی که75%هزینه طرح را بانک جهانی میپردازد، همین الآن 10سال به تاریخ اتمام اضافه کرده اند و مشکل از حالا به بعداست که زمان بازپرداخت وام بانک آغاز میشود و طبیعتأ بسیاری از منابع درآمدی شرکت باید بابت آن پرداخت گردد.
این دغدغه ها از آنجا ناشی می شود که سازمان مدیریت وبرنامه ریزی،با این استدلال تا حدودی منطقی،معتقد است کلیه هزینه های زندگی در تهران باید توسط ساکنین کلان شهرتهران تامین شود،لذا هیچ پولی بابت اجرای این طرح در بودجه سالانه درنظر نمیگیرد و علت آن نیز تلاش در عدم مهاجرت به تهران و گران شدن زندگی در آن است.اما مسئله ای که وجود دارد،عدم اجازه دولت به وزارت نیرو در افزایش قیمت آب وبرق و...در تهران نسبت به دیگر شهرها است.خوب این میتواند خوب باشد،اما شرکت دولتی مانند آب وفاضلاب پس چگونه هزینه انجام طرح را تامین کند؟!
اینها برخی از علل بازدید ما از پروزه بود و قرار است در یک دعوت مشترک از سازمان مدیریت و وزارت نیرو، مسئله را تا رسیدن به یک نتیجه قابل قبول پیگیری کنم.
به شما دوستانی که این متن را میخوانید هم توصیه میکنم نسبت به این پروزه و وضعیت آن درمحل زندگی تون حساس باشیدو....لطفا!
نوشته شده توسط امیر رضا خادم در پنجشنبه بیست و پنجم خرداد 1385 |