من دانمارگ هستم.محل برگزاری مسابقات حهانی گشتی.
مدال طلای مهدی تقوی رو به همه تبریگ می گم.به هر حال با همه مسائل موحود درگشور موفقیت هر ایرانی زمینه نشاط وطراوت مردم رو فراهم می گنه.
نتایح امسال تیم ایران از دوسال گذشته به مراتب بهتره ولی هنوز با روزهای خوب گشتی ایران بسیار فاصله داریم.روزهایی ه خیلی ازش نگذشته همین ۷ سال قبل بود گه تیم ایران روس ها رو میلیمتری گفت وقهرمان حهان شد.اما حالا روس ها با اختلاف بیشتر از۲۰ امتیاز قهرمان می شن.
به هرحال بازهم باید امیدوار به آینده بهتر در همه زمینه ها باشیم.
...زنده وباینده باشی ایران...
سلام
برای دهمین بار درنظامی که مبنا و رسالت آن نیل به هدفی به نام "مردم سالاری دینی"ست، شمارش معکوس انتخابات ریاست جمهوری آغازشده وگروه ها وجریانات مختلف سیاسی ، هر روز بیش از روز قبل ، درحال افزودن برتلاش خود به منظور جلب آراء مردم به سمت کاندیدای حزب و جناح شان هستند.
هرچند این شرایط مختص به جناح های سیاسی هم نبوده وگروه های مرجع جامعه که دوطیف عمده آنها یکی ملقبین به روشنفکری ودیگری منتسبین به حوزه فرهنگ هستند نیز بر خود فرض دانسته اند کم وبیش وارد گود انتخابات شده و مردم را ترغیب به مشارکت درانتخابات و حمایت از نامزدی كنند که ارجح مي دانند، درمیان آنها عده ای آنچنان برعقیده و نظرخود مصرند که گاه برای اثبات آن به مجادله و مناقشات لفظی با یکدیگر حتی در سطح رسانه ای می پردازند.
البته پر واضح است که چنین وضعیتی قبل از هرچیز دربطن خود نشان ازتثبیت و قوام بیش ازپیش نظام جمهوریت واسلامیت حاکم برکشور دارد.چنانکه بخش عمده ای ازنیروهای اپوزیسیون نظام نیزبرخلاف رفتارهای بازدارنده گذشته ، درحال حاضر به ترغیب مردم برای شرکت درانتخابات و رای به نامزدهایی تشویق می کنند که پس ازگذر از مرحله تأييد صلاحیت امکان ورود به عرصه رقابت های انتخاباتی را بدست آورده اند!
اما آنچه نگارش این سطور را باعث شد ، نه موضوع میزان یا کیفیت تاثیرات عمومی این حضورهمه جانبه بلکه طرح انتقاد نسبت به عملکرد اجتماعی،سیاسی جامعه بزرگ نخبگان ورزشی کشوراست.
نخبگان ورزشی همانند اصحاب هنر در همه کشورها به عنوان یکی از گروه هاي مرجع اجتماعی محسوب می شوند.
این ویژگی در کشور ما با توجه به علاقه عمومی نسبت به مسائل مختلف اجتماعی ، سیاسی و...از یک سو و فقدان احزاب سیاسی شناسنامه دار از سوی دیگر اهمیت وتاثیر گذاری بیشتری نیزدارد واز اين رو رسالت نخبگان وگروه های مرجع مانند روحانیون،هنرمندان ، ورزشکاران،معلمان و... درشناساندن وترغیب اقشارگوناگونی اجتماعی به منظورهمراه نمودن آنان با اهداف عالیه کشور ونظام بسیاراستراتژِیک وموثراست.
به همین خاطردرطول 30 سال گذشته همیشه شاهد فعالیت های محسوس هریک ازاین طیف های مرجع در اطلاع رسانی وتشویق جامعه به سمت نامزد یا نامزدهای معرفی شده برای اداره حوزه های مختلف اجرایی ویا قانون گذاری کشوربوده ایم .
دراین میان شاید تنها گروه مرجعی که حضورغیرموثر ومنفعلانه ای داشته، جامعه نخبگان ورزشی بوده اند.
اینکه چرا چنین رویکردی که غالباً ، وجود روحیه عافیت طلبی ومصلحت اندیشی اهالی ورزش را به ذهن جامعه متبادر می سازد،درمیان بخش عمده ای ازاین قشر وجود دارد، سوالیست که می توانند علل متعدد داشته باشد:
- شاید یکی ازعلل وجود این رفتارمنفعلانه، مشغولیت های ذهنی ورزشکار،مربی ومدیر ورزشی با مسائل روزمره ای باشد که به منظور نیل به مقصود درحال دست وپنجه نرم کردن با آنها است ، وبه همين خاطر ورود به مسائل سیاسی...موجب وقفه افتادن درکار ودرگیرشدن او با عواقب مسائل حاشیه ای متاثراز نتایج کارهای سیاسی شود. عواقبي مانند برخوردهای کینه جویانه گروه پیروز یا مواردی این چنینی باعث می شود طیف فعالان ورزشی رغبتی به حضور جدی درفضای حمایتی و چالشی انتخابات نداشته باشد.
- عده ای نیز معتقدند علت وارد نشدن جدی جامعه ورزش به مبحث انتخابات ، سطح نازل دانش واطلاعات سیاسی واجتماعی و... آنان برای ترغیب جامعه له یا علیه کاندیدا ها یا گروه های مختلف است!
- یک چهره مشهور ورزشی فارغ از هر جریان سیاسی، مطلوبیت و مقبولیتی عمومی دارد و قطعا منتسب شدن به یک جریان خاص باعث افتادن او از چشم جریانات مقابل شده و با یک نگاه عافيت طلبانه و منفعت جويانه، ورود به چنین فضایی منطقی به نظرنمی رسد!
این موارد وبرخی دیگر از مسایل مبتلابه جامعه ورزشی را گروهی از آشنایان با فضاي ورزشی و روحیه ورزشکار ومربی ومدیر به عنوان علل حضور كم رنگ ورزشی ها در رقابت های سیاسی طرح می کنند اما من معتقدم با برخی از این موارد مخالفم و برخی دیگر نیز برایم قابل توجیه نیست.چرا؟! چون معتقدم اگرجامعه ورزش به قصد عدم ورود به حاشیه از حضور فعال درانتخابات پرهیز میکند، پس چگونه است که بعضی از دوستان مربی و مدیر و ورزشکار را گاه درچند ستاد انتخاباتی به صورت هم زمان می توان مشاهده کردو معناي اين نوع حضور چيست؟
ورزشیها مدیران به اصطلاح ورزشی را به ياد مي آورند که در دوره پیشین انتخابات با گسیل كردن ورزشکاران رشته های تحت نفوذشان درستادهای نامزدهای مختلف، تنها به بهره های فردی وعاقبت اندیشی مذبوحانه ای همت می گماردند که البته بهره های آن را نیز از فردای انتخابات بردند وهنوز هم می برند!...
با این تفکر که "ورزشی ها ازسطح دانش اجتماعی وسیاسی قابل قبولی برخوردارنیستند"نیزموافق نیستم. چرا که اولا شرکت درانتخابات وحمایت ازیک نامزد انتخاباتی ویا ترغیب مردم به شرکت درانتخابات، نیازمند تخصص خاص ویا اطلاعات ویژه ای نیست و هر ایرانی علاقمند به سرنوشت کشورش با کمی مطالعه وبررسی شرایط کشورمی تواند به وظیفه ملی ومذهبی خود عمل كند و ثانیا،به عنوان فردی که یک دوره نمایندگی مردم را درمجلس شورای اسلامی برعهده داشته ام به جرات می گویم سطح توان ودانش نخبگان ورزشی به هیچ وجه ازسطوح گوناگونی که در رده های مختلف کشور درحال انجام خدمت هستند نازل ترنبوده و در بسیاری مواقع ارجحیت های غیر قابل انکاری نیز دارد، پس نمیتوان عدم تاثیرگذاری دربرهه انتخابات را به دلایلی این چنینی مستند كرد.
امیدوارم مصلحت اندیشی های فردی نیز دلیلی بر بي رغبتي ها نباشد که متاسفانه گويا اينچنين هم هست!
اگر دخالت دادن چنین مصالحی را دلیل برانفعال فرض کنیم، این حرکت ظلمی مضاعف به کشور و ورزش خواهد بود چرا که هنرمندان نیزکم وبیش جایگاه اجتماعی مشابهي دارند اما اعتبار ومقبوليت خود را جدای ازفعالیت هنری ازطریق ایجاد تصویری درسطح جامعه کسب کرده اند که متاثر از همین ابرازعقیده و نظرشجاعانه و نوعا درمسیرمصالح کشورشان بوده است .
به هرشکل تصورمی کنم برای نخبه ای که اگر نبود روحیه مبارزه طلبی و رشادت ها، نخبگان ورزشي، قطعا توفیقی نیز درعالم ورزش کسب نمی کردند، به خاطر ایران و حفظ اعتقادات وباورها فرض است که از هرآنچه فکر می کنيم صحیح و درمسیر صلاح کشور و دینمان است دفاع کنيم وخود را محدود ومنحصر به عرض اندام درمیدان ورزش نکرده و جاودانگی خویش را در راه خدمت دائمی و همه خوعه به کشورمان بدانيم نه موردی و مصلحت اندیشانه...
تیم های ملی کشتی آزاد وفرنگی ایران درمسابقات آسیایی اول شدند و باید به کادرفنی جوان هر دو تیم تبریک گفت وآرزوی موفقیت براشون دارم.
از این مهم تر گزینش و اعتماد به چند چهره جوان در تیم بود و کنار گذاشتن افرادی که به اردوی تیم ملی کم توجهی کردند.
انشاء الله کشتی ما به روزهای خوبش برگرده.
این یاد داشت رو تو خبر گزاری ایپنا گذاشته اند.
لطفا بخوونید و نظرتون رو بدید:
بهانه ای به نام برکناری علی دایی
خبرگزاری ورزش ایران (ایپنا) – امیررضا خادم
برکناری علی دایی ازسمت سرمربیگری تیم ملی فوتبال ایران که بنا برنوع رفتار، استقلال رأی وتوصیه ناپذیری او دیریا زود قابل پیش بینی بود، برای آسیب شناسی شیوه رفتاری مدیران غیرورزشی و نوعاً سیاسی حاکم بر دوره های مختلف مدیریت عالی ورزش کشور بهانه خوبی است.
هنوز یک سال نمی شود که با معرفی علی دایی به عنوان سرمربی تیم ملی شاهد اظهارنظرات پروپیمان مدیران ارشد ورزش کشور درخصوص علت این انتخاب بودیم که همانا توجه و سرمایه گذاری بر روی مربیان داخلی و بها دادن به سرمایه های ارزشمندی عنوان شد که الا ماشاء الله در ورزش وکشور ما وجود دارد و سیاست گذاران ورزش کشور نیز مدعی بهره گیری ازاین توان بالقوه ، و دادن میدان واعتماد بنفس لازم به آنها هستند.
این همان سخنانی است که بارها وبارها از زبان متولیان نا آشنای ورزش کشور درمورد بسیاری ازنام آشنایان ورزش به کار برده شده است.
زنده یاد پرویزدهداری ، منصوربرزگر ، علی پروین، پرویز سیروس پور ، خسرو ابراهیمِ والیبال ، داریوش مصطفوی ، برادران مشحون ، محمد رضا طالقانی ، محمد دادکان ، علی مرادیِ وزنه برداری ، محمدعلی صنعت کاران ، تیمورغیاثی ، مرحومه توران شادپورِ دوومیدانی ، منصورمهدیزاده ، امیرقلعه نوعی ، محمد مایلی کهن ، علی رضا حیدری و ده ها چهره نام آشنای دیگر ورزشی نمونه هایی ازستارگان دنیای ورزش و مربیگری ومدیریت میانی ورزش کشور هستند که این اظهارات در ابتدای به خدمت گرفتن آنها نیز به کاررفت ولی متأسفانه به نظرمی رسد کارکرد حضوراین افراد بیش از اینکه ثمری برای ورزش کشور به همراه داشته باشد، مفید فایده برای تثبیت موقعیت وجایگاه مدیریت های عالی ورزش در نزد افکارعمومی بوده وبه مثابه سوپاپ اطمینانی برای کاهش سطح نارضایتی ها عمل نموده است.
وجالب تراین است که همین سوپاپ اطمینان ها در زمانی نه چندان طولانی مجدداً نقش متضاد دوره ورودشان را بازی کرده و باز هم این مدیریت کلان ودرد ناآشنای ورزشی است که با حذف آنها ، خود را به عنوان ناجی ورزش معرفی نموده ویک باردیگر درجهت بهره حداکثری از نام تخریب شده سرمایه های ملی کشور به بازی با احساسات مردمی می اندیشد که عِرقی جدی به نام میهن وعزت آن دارند.
البته تجربه نشان داده برخوردهایی ازاین دست هیچ گاه باعث تخریب درازمدت چهره های جای گرفته در دل مردم نشده و چه بسی در طول زمان به ارزش آنان نیز افزوده است. اما آنچه حزن آوراست تاوانی است که ملت به دلیل عدم حمایت وگرفتن فرصت از خِبرگان وکاربلدانی می دهد که درصورت وجود چنین امکانی می توانستند با نهادینه کردن چارچوب های مورد نیاز ورزش این مرز وبوم ، ورزش ما را به جایگاه واقعی خود برسانند.
اما این مهم متأثر از رفتارهایی می شود که عده ای یا با انگیزه بازی با زمان و افزودن چند صباحی به عمر مدیریتی شان و یا از سرعدم شناخت اصول مدیریت به طور اعم و مدیریت ورزشی به طوراخص ، تنها با این توجیه که مردم خواستارتغییر بوده اند ! اقدام به عزل ونصب های بی قاعده و غیرقابل توجیه می نمایند. درصورتی که همه آنانی که عمری را در میادین ورزشی طی کرده اند به خوبی به این امر واقفند که ابراز احساسات و تشویق و توبیخ علاقه مندان به ورزش ، خود می تواند مهم ترین کارآیی را درافزایش انگیزه یک مدیر یا مربی خبره ورزشی داشته و او را در جدی گرفتن مسئولیت اش مصمم ترسازد و از بسیاری خطاها و مهمتر از همه غرورهای کاذب و بی جا بازدارد.
دراین جا یک نکته دیگر باقی می ماند که آن نیز متأثر از عدم شناخت مدیریت ارشد است.
این نکته چراییِ عزل یک چهره و انتصاب چهره دیگراست .که این خود نیز زمینه ساز این سؤال اساسی است که اگریک مدیر یا یک مربی ورزشی ، مناسب نیست چرا برای یک جایگاه استراتژیک وحساس گمارده میشود و اگر مناسب و برازنده است ، چرا با اولین یا دومین مشکلی که درکارش دیده می شود ازکار برکنارشده و با شخصیت فردی او - که البته اگرازمیان نخبگان ورزشی باشد تنها این سرمایه شخصیتی متعلق به خودش نیست - بازی می شود؟!
پرواضح است که این سؤال درخصوص آخرین چهره ای که چنین برخوردی با او صورت پذیرفت به عنوان یک نمونه کاملاً ملموس و آشنای همگان به صورت بسیار جدی مطرح است .
عملکرد فنی علی دایی را باید کارشناسان خبره فوتبال ارزیابی کنند اما درخصوص شیوه برخورد مدیریتی با او ، همین اندازه می دانم که همان روزی که علی دایی را با شعارهای رنگارنگ وزیبا و انشاء الله ! با هدف سربلندی وعزت ملی به کار گماردیم ، اگر از لحاظ و نگاه کارشناسی به او اطمینان نداشتیم ، اشتباهی بزرگ را مرتکب شدیم واگر ایمان داشتیم که او می تواند پاسخگوی انتظارات ملی فوتبال ما باشد ، پس کسی باید پاسخگوی این سؤال باشد که چرا فرصت ابراز توانایی هایش را به او ندادیم؟!
من به عنوان فردی که درتمام سطوح ورزش کارکرده ام به صراحت عنوان می کنم که عملکرد دایی در مقابله با ورزشکار سالاری و قهرمان سالاری بسیار قابل دفاع و ارزشمند بود.
مگردرهمین جام جهانی قبل نبود که همه برعملکرد مربی وقت تیم ملی مان در خصوص نحوه ی برخورد با بازیکنان خرده می گرفتند واو را یک مربی توصیه پذیر معرفی می کردند؟!
و البته من درآلمان ازنزدیک نظاره گر این صحنه بودم که سرمربی تیم ملی به بازیکنی دستور رفتن به زمین را داد ولی بازیکن (یعنی سرباز درخط مقدم جبهه) از فرمان مربی (فرمانده) تمرد کرد! اما آب از آب تکان نخورد.
می دانید علت تثبیت این نوع رفتارها درنظام ورزش ما چیست؟
غیر حرفه ایی و آماتور عمل کردن در مواجه با اتفاقات ورزشی و بی ارج نمودن جایگاه مربی و مدیر میانی در نظام مدیریتی وسیاست گذاری ورزش کشور مهم ترین دلیل بی ثباتی اوضاع است.
اگر ما دایی و دایی ها را به خاطر پافشاری بر نظرشان که ممکن است منجربه ناکامی کوتاه مدت نیز گردد به اشد مجازات برسانیم ، آنگاه دیگر چه کسی حاضر است بر اساس آنچه فکر می کند درست است در شرایط اضطرار دست به اقدامی بزند که ممکن است متفاوت با تمایلات و علائق عمومی باشد ؟!
درپایان ، شاید نحوه ی حمایت مدیران حرفه ای تیم بزرگی مانند تیم فوتبال منچستر یونایتد در مواجه با رفتار و تصمیم "فرگوسن" و عدم استفاده او از ستاره محبوبی به نام "دیوید بکهام" درخاطر همه باشد.
چند دفعه ما در سیستم مدیریتی ورزش چنین رفتاری را شاهد بوده ایم؟!
آنها با ایمان و باور، فرگوسن را به خدمت گرفته اند و با ایمان و باور اصولی ترین شرایط ، زمان و حمایت را از کردند و در نهایت بهتری نتایج را بدست آورده اند.
مخلص کلام آنکه تا زمانی که ریشه این گونه برخوردهای مصلحتی (از نوع نصب یا عزل) از ورزش ما حذف نشده و مدیران عالی به درک واقع بینانه و هماهنگ با نیاز های اصلی ورزش نرسند ، آش همین آش و کاسه همین کاسه است…
دومین همایش فرزندان آفتاب هم تموم شد.
راستش اونقدرخرابکاری تو مراسم اتفاق افتاد که تقریبا همه زحمات چند ماهه هدر رفت.!
ازقطع شدن پرژکتور نمایش کلیپ ها گرفته تا عدم هماهنگی مجری با کارگردان و دیرآمدن مجری و دیر مشخص شدن هدایایی که باید اعلام می کردیم و ...
حدود ۲۵۰۰ نفر اومده بودن و آقای هاشمی رفسنجانی هم به عنوان میهمان ویژه حضور داشت.ولی به هیچ وجه راضی از مراسم نیستم.
بالاخره با جیب خالی قصد داشتن پز عالی! این مصیبت ها رو هم داره .
تمام یک ماه گذشته لنگ این بودیم که بتوونیم یک جوری هزینه های مراسم را تامین کنیم و آخرش هم این دوندگی ها تا دقیقه ۹۰ به طول انجامید وبا عث هدر شدن ۸۰ درصد زحمات شد.
تازه دیروز بعضی از نشریات انتقاد هم کرده بودن که چرا از اونایی که از مراسم حمایت مالی کرده اند و طبیعتا یا برای تبلیغ کالایشان بوده ویا پول دارن ویا دولتی هستن تقدیر کرده ایم وو...
درشرایطی که سال گذشته سازمان تربیت بدنی همه پول جوایز را کمک کرده بود ولی امسال...!
نمی دونم برای انجام چنین کار عظیم فرهنگی تو ورزش اون هم با چند تا نیرو ی بی تجربه و جیب خالی اگه همین کمک ها بخش های مختلف نبود چطوری می شه کار کرد؟!
ما که دولت نیستیم که هر نوع بریز و بپاشی بکنیم و ککمان هم نگزه و...
به حال تموم شد و امیدوارم هدف غائی واصلی که از چنین کارهایی داریم جابیفته و ماندگار بشه.
راستی از دوستایی که از جمع وب لاگرها اومده بودن هم ممنونم وکاش خودشون رو معرفی می کردن تا ازنزدیک هم با هم آشنا می شدیم.
پنجشنبه دیگه،شب تولد امام باقر(ع) مراسم" فرزندان آفتاب"،معرفی قهرمانان،مربیان،مدیران وداور برتراخلاق مدار سال ۸۷ ورزش کشور رو دربرج میلاد برگزارمی کنیم.
این چند وقته حسابی درگیرمراسم بوده وهستیم.به خصوص برای تامین هزینه هاش.
امسال می خوایم اگه بشه مراسم شاد و متنوعی رو برگزار کنیم .
اگه دوست داشتین بیاین،بگین تا کارت دعوت براتون تهیه کنم.
بالاخره دوستامو حداقل تو همچین مراسمی که می توونم فراموش نکنم!
نمی دونم آقای منوچهر لطیف رو می شناختین یا نه .
ایشان احتمالا بهترین و پرسابقه ترین و خبره ترین کارشناس کشتی کشور بود.
از این جهت می گم احتمالا چون این روزها تا بخوای کارشناس کشتی داریم که یک ماهه و یک ساله و یا کمی بیشتر خودشون رو کارشناس می دونن و....
در دورانی که رئیس فدراسیون کشتی بودم بهره گیری از توان کارشناسی غیرقابل انکار ایشان حربه ای بود برای اونایی که منصفانه و یا اگه بهشون بر نخوره گاهی هم غیر منصفانه همه کار های من رو زیر سوال می بردن ...
این اواخر گاهی تماسی با ایشان می گرفتم و از احوالات نا خوشش خبری می گرفتم.
می دونم قلم نقادش خیلی ها رو آزورده ولی الحق و والانصاف در اکثر مواقع عین حقیقت می گفت .
خدایش رحمت کند و امیدوارم اونایی که خیلی دوست دارند مثل لطیف بشن بدونن اول باید توان و دانش لطیف رو بیاموزن و بعد...
فردا مراسم تشییع از جلو خونه مرحوم انجام میشه و امیدوارم با این که تدریس دارم ولی بتوونم شرکت کنم.
نمی دوونم کتاب "جامعه شناسی نخبه کشی"نوشته رضا علی قلی رو خووندین یا نه!
افشی قطبی هم رفت.
البته فکر نکنین منظو رم اینه که کار خوبی کرد.
به هر حال پشت به خانواده اش و کشورش کرد.
اونایی رو هم که درقالب نخبه های کشته شده می شناسیم همه آدمایی بودن که شاید سوختن ولی مهم این بود که ساختن.
وگرنه که کم نیستن کسایی که می توونن برن وزندگی بهتری داشته باشن.(البته تا چه تعریفی از زندگی بهتر داشته باشیم!)
ولی به هرشکل کسایی که باعث ازدست دادن ثروت های انسانی این مملکت می شن فارغ ازاینکه این آدمایی که از دست می رن رفتنشون رسم عاشقی نیست،ظلم بزرگی به کشورشون می کنن. وحداقل می شه گفت اونا هم عاشق نیستن.
مقدمات برگزاری دومین دوره مراسم فرزندان آفتاب آماده کردیم وفراخوان اولیه اش رو هم برای انتخاب نفرات برتر اخلاق سال ۸۷ براساس توافقی که با بعضی نشریات داشتیم شروع کردیم.
شما هم نظرمی دین؟!
17 دی 86 لغایت 10 بهمن 87
فرم نظر سنجی- مرحله اول
به دنبال استقبال جامعه ورزشی کشور از برگزاری اولین دوره همایش" فرزندان آفتاب" با هدف انتخاب چهره های برتر اخلاقی در عرصه ورزشی کشور در سال 1386، مؤسسه فرهنگی، هنری و ورزشی "نسل آفتاب" در آستانه برگزاری دومین همایش مذکور، اقدام به نظرسنجی از افکار عمومی در دو مرحله خواهد نمود.
این همایش در جهت بسط و گسترش روحیه پهلوانی و منش اخلاق گرایانه از مجرای ورزش به جامعه طراحی و درهمین راستا، بدینوسیله از جامعه ورزش کشور، دعوت می گردد تا با معرفی افراد واجد شرایط، ما را در انجام این حرکت فرهنگی یاریگر باشند.
الف: شاخص های مورد نظر در انتخاب و معرفی " فرزندان آفتاب":
1-محبوبیت اجتماعی
2- نوع دوستی و رعایت منش پهلوانی
3-تقید به حفظ و رعایت هنجارهای ایرانی - اسلامی
4-تعصب و عرق تیمی و ملی
لطفاً اسامی نفرات منتخب را از طریق یکی از شبکه های ارتباطی ذیل، به دبیرخانه همایش ارسال فرمایید.
تلفن ها: 17-88991215 نمابر:88991218 آدرس ایمیل:naslaftab@info.ir
نشانی: بلوار کشاورز- روبروی بیمارستان ساسان- پلاک 106- طبقه 7
ب: نفرات مورد نظر:
5 ورزشکار/ 3 مدیر فدراسیون/ 3 مدیر کل تربیت بدنی استان/ ۳مدیر عامل باشگاه
۳ مربی آقایان، سطح ملی یا باشگاهی/ 3 مربی بانوان،سطحملییا باشگاهی/
3 داور(از هررشته یک داور بیشترمعرفی نشود)/ 3برنامه تلویزیونی و رادیویی/3 عکس برتر
سلام
امروزانتخابات آزاد و مملو از دموکراسی کمیته ملی المپیک بدون حضور خبرنگاران و درمحیطی مملو ازاعتماد و دوستی برگزار می شود!
جالبه بعد ازگذشت ۳۰ سال از انقلابی که یکی ازمهم ترین شاخصه های آن آزادی بیان درچارچوب حفظ منافع ملی بوده،حالا شاهدیم یکی ازارگانهای نظام،به راحتی با نام عدالت ودموکراسی، انتخاباتی را برگزار می کند که به خاطر هراس از اینکه شاید یک نفر درجلسه حرفی بزندکه خدای ناکرده به یکی از آن نوع مسئولانی که به قول دکتر افروغ" قرار بود بندگی کنیم نه خدایی"، اساعه ادب شود،بایکوت خبری برایش تدارک دیده می شود!
یادمه چند سال پیش درزمان انتخابات فدراسیون فوتبال، مصطفوی(مدیر عامل حال حاضر پرسپولیس) کاندیدای پست ریاست در تایمی که برای معرفی خود و ارائه برنامه هایش داشت،هرچه خواست به برگزارکننده ها و مسئولین سازمان تربیت بدنی و دولت و نامزد منتخبشان یعنی صفائی فراهانی گفت و یا...ا هرچند اون انتخابات هم کاملا مسئله دار و ازپیش تعیین شده بود اماهیچ کدام ازاینها باعث نشد انتخاب ورزشی درپشت درب های بسته برگزار شده و اجازه حضور خبرنگاران هم داده نشود.رسانه ها اومدن ودیدن ونوشتن ونقد کردن به امید اینکه یک زمانی بهتربشه وایرادت برطرف...
جالب تر اینه که یکی از دوستان مسئول دربخش دیگر هم امروز گفته "بعضی ها از گفتمان انقلابی ما!کامشان تلخ شده"
| |||
|
اميررضا خادم در گفت و گو با خبرنگار خبرگزاري فارس، درباره عدم ثبت نامش در انتخابات كميته ملي المپيك اظهار داشت: براي ثبت نام در اين انتخابات دليلي نميديدم كه درخواستي از فدراسيونها دريافت كنم چون معذورات و محدوديت هاي آنها را درك مي كنم. به همين دليل، با فدراسيوني در رابطه با معرفي خودم صحبت نكردم. وي افزود: از فدراسيونهايي كه در اين مدت با من در تماس بودند، تشكر مي كنم. از آنهايي كه در اظهارات مطبوعاتي اعلام كردند بهتر است رياست سازمان تربيت بدني، اين مسئوليت را برعهده بگيرد؛ اما در تماس تلفني با من عنوان كردند شرايط ايجاب مي كند كه چنين موضوعاتي را مطرح كنند. از همه كساني كه قصد حمايت از من را داشتند و اين را به صراحت در تماس با من اعلام كردند؛ اما هيچگاه درخواستي از آنها نداشتم نيز تشكر مي كنم. قهرمان مسابقات جهاني 1991 وارناي بلغارستان اضافه كرد: از قهرمانان بزرگ رشته هاي مختلف نيز تشكر مي كنم كه قصد ارائه پيشنهادي براي ورودفردي از جنس خودشان داشتند؛ اما صلاح نديدم چنين نامه اي عمومي شود ونامه آن در اختيار من است. اگر قرار به ورودم به كميته ملي المپيك بود، به اين خاطر بود كه مي خواستم به عنوان خادم و بازوي ورزش وارد شوم و در فضاي كاملا تعاملي و بدون حاشيه کمك حال ورزش باشم. اميررضا خادم گفت: خودم به خوبي ميدانستم جايگاه رئيس كميته ملي المپيك يك جايگاه تشريفاتي است. اگر اين فرد در يك فضاي تقابلي وارد شود و حوزه هاي مختلف با او همكاري نداشته باشند، نمي تواند كاري انجام دهد و فقط تنش بيشتر براي ورزش ايجاد خواهد شد. چنين نگاهي را داشتم و فكر مي كردم بتوانم رئيس سازمان را قانع كنم كه در يك نگاه منطقي از حضور در 2 نهاد منصرف شود، وارد اين عرصه شدم؛ وگرنه قصد تقابل با كسي را نداشتم و ندارم و اين را به نفع ورزش نمي دانم. رئيس سابق فراكسيون ورزش مجلس شوراي اسلامي تصريح كرد: چون اين فضا فراهم نشد، از شركت در انتخابات منصرف شدم؛ وگرنه سازمان مي توانست مرا از طريق چهار خبره ورزشي وارد كند يا به عنوان يك المپين از سهميه المپين ها استفاده كنم. باز هم بايد از هادي ساعي تشكر كنم كه اعلام كرد حاضر است جايش را به من بدهد. شش امكان از طريق متوليان ورزش وجود داشت كه مرا معرفي كنند؛ اما چون سازمان موافق اين كار نبود، از ثبت نام خودداري كردم. سرمربي تيم ملي كشتي آزاد در جهاني 1998 تهران كه با قهرماني ايران توام شد، عنوان كرد: نمي خواستم حالت فشار و رودربايستي با فدراسيون ها ايجاد شود. به همين دليل با هيچكدام صحبتي نكردم و درخواستي از آنها نداشتم. اگربه اين طريق وارد مي شدم، به نوعي شروع كننده تنشي جديد در ورزش بودم؛ در ورزشي كه به اندازه كافي با مشكلات مختلف روبروست. وي افزود: نكته ديگر براي اينكه از طريق فدراسيون ها و سازمان هاي ديگر كه در مجمع هستند درخواست ورود نكنم اين بود كه شايد مشكلاتي كه در خصوص تعليق فوتبال ايران پيش آمد، بار ديگر جدي مي شد. براي اينكه چنين اتفاقي رخ ندهد، از حضور در انتخابات منصرف شدم. دارنده 2 مدال المپيك در سال هاي 1992 و 1996 در خصوص حضورش در كشتي عنوان داشت: اگر مي خواستم وارد كميته ملي المپيك شوم، يك بخش آن كمك به اين رشته بود و منافاتي با هم نداشت. تصورم اين بود كه در جاهاي ديگر ورزش كه كشتي نيز يكي از آنهاست، بيشتر مي توانم كمك كنم. اگر روزي اين انتظار و توقع را از سوي جامعه كشتي احساس كنم و خواهان حضور من باشند، حتما آن را ازطريق شركت در انتخابات محقق خواهم كرد. علاقه اي ندارم كه با حكم سرپرستي از سوي سازمان تربيت بدني اين كار را بر عهده بگيرم. | |||
نمی دونم چقدر در جریان انتخابات کمیته ملی المپیک هستین ولی اگه شنیده باشین من قصد نامزدشدن برای پست ریاست کمیته رو دارم که به نظرمی رسه با توجه به اینکه آقای علی آبادی رئیس حال حاضرسازمان تربیت بدنی می خواد کاندید بشه برای همین هم برای کاندید شدن من کمی مشکل شده و کمیته المپیک وسازمان راضی نمی شن اسم من رو هم به عنوان عضو مجمع کمیته اعلام بکنن تا بتوونم کاندیدا بشم!
به هرحال اگه ایشون خودش کاندید بشه با توجه به اینکه اکثریت مطلق اعضا را هم خودش میچینه دیگه راستش کس دیگه ای شانس زیادی نداره که رقابت کنه ولی برام عجیبه که با این اوصاف چرا بازهم کمی نگرانی حتی برای کاندید شدن فردی مثل من که نه پشتیبانی سیاسی خاصی دارم ونه پست وجایگاه دولتی خاصی که روی اعضای مجمع بتوونم اثربزارم وجود داره.!
به هرحال راستش من به امید اینکه بالاخره آقای مهندس رو بشه یک جوری قانع کرد کاندید نشه وشرایطی رو ایجاد کنه که دیگران هم که شاید بتوونن کمکی به ورزش کنن وارد بشن و اول از همه کمک حال خودش بشه.
سرمقاله شماره ۱۳ مجله مشق آفتاب
آقاي مهندس، كمي تأمل كنيد
سلام
یکی ازموضوعاتی که درچند دوره اخیرباعث ایجاد التهاب بیش ازحد در انتخابات کمیته ملی المپیک شده وشائبههای ناخوشایندی پیرامون سلامت انتخابات ایجاد کرده است، مسئله نوع دخالت ونظارت سازمان تربیتبدنی به عنوان متولی اصلی ورزش کشوردرروند برگزاری وانتخاب مدیران اجرایی کمیته ملی المپیک بوده است. براساس روال عادی حاکم برکمیته ملی المپیک، انتخابات این کمیته بعد ازالمپیک ها برگزارمی شود. این زمان دقیقا مصادف است با سال قبل ازانتخابات ریاست جمهوری درایران ومعمولا با توجه به اینکه با تغییردولت ها رییس سازمان ورزش نیزتغییر می کند ونوعا هم رییس منتصب اشراف زیادی برروی مباحث ورزشی ندارد،بنا براین یکی ازاولین بخش هایی که رییس جدید نسبت به آن حساس می شود،کمیته ملی المپیک ومدیران منتخب آن است. البته ریشه این نوع نگاه توام با سوئ ظن رامی شود ازنوع مشاروه های غلط اطرافیان جناب رییس ازیک سوی وبروزبرخی رفتارهای غیرشفاف وحساسیت زا به نیت حفظ استقلال توسط مدیران کمیته المپیک ازسوی دیگر دانست. اما به هرشکل این وضعیت شروع نوعی جنگ سرد رادرمیان دوطرف مدعی ورزش کشورباعث شده که متاسفانه دود آن درنهایت به چشم ورزش ما آن هم درآوردگاه معظم ومهم المپیکها رفته است.
این اتفاقات وجه دیگری نیزدارد وآن زمان دو هفتهای برگزاری مسابقات درالمپیک است. رییس سازمان ورزش که تا پیش ازاین هیچگونه تصوری ازالمپیک وعظمت غیرقابل وصف آن نداشته درطول مدت حضورخود درمحل برگزاری بازیها، با برخوردهای سرد وغیردیپلماتیک میزبان مواجه میشودواین نوع رفتارها درحالیست که نوع توجه و احترامی که در طی همین مدت به رییس کمیته ملی المپیک گزارده میشود بسیارمتفاوت وچشمگیراست. این مشاهدات که احتمالا بیش از آن که به خاطر موقعیت خاص رییس کمیته ملی المپیک درنگاه بینالمللی باشد متاثراز دعواهای داخلی و درنتیجه عدم پیشبینی وتدارک مناسب ودرخور شان رییس ورزش کشورتوسط متولیان کمیته ملی المپیک بوده باعث می شود مشاوران جناب رییس با نیت خیر ویا ... مجددا اطلاعاتی ناقص را به او منتقل کنند که با واقعیت تفاوتهای بسیاری دارد. المپیک به پایان رسیده وزمان انتخابات دوره آینده کمیته ملی المپیک است. ماحصل استخوان لای زخمی به نام مدیریت غیرهماهنگ کمیته المپیک ازیک سو و برداشتهای جدید ولی بازهم ناقص مدیریت ورزش از سوی دیگر زمینهساز جریانی تازه میشود. رییس سازمان تربیتبدنی میخواهد خود رییس کمیته المپیک شود! و شاید هم بدتر، میخواهد فردی را که ازمیان شاخصههای لازم برای کسب کرسی ریاست و یا دبیری این حوزه تنها مشخصه حرف شنوی را داراست برسرکار بیاورد!...
با این مقدمه می رسیم به وضعیت این دوره انتخابات کمیته ملی المپیک که قراراست دربرج آینده برگزارشود. شواهد وقرائن نشان می دهد به احتمال قریب به یقیین مهندس علی آبادی قصد دارد اقدامی ازنوع اول را انجام داده وشخصا خودش برای کسب کرسی ریاست کمیته ملی المپیک کاندیدا شود! بدون طرح هرحاشیه ای باید عرض کنم ، بنده با توجه به عواقب این اتفاق با این اقدام موافق نیستم و چون احتمال دارد خودم هم نامزد پست ریاست شوم،شاید یکی ازعلل طرح مسئله ومخالفت با نامزدی مهندس علی آبادی هم همین باشد!لذا فرصت را مغتنم دانسته وسعی می کنم با نگاهی واقعبینانه و منطقی علل این مخالفت را بیان کنم.
1. به فرض این تئوری را بپذیریم که مدیران توانا و کارآمد علیرغم عدم آشنایی و فقدان تخصص نسبت به محیطی که قصد اداره وتوسعه آن را دارند بازهم میتوانند مفید باشند، پس قطعا باید به این نکته نیزتوجه جدی واساسی کنیم که مهمترین شاخصه این دسته ازمدیران ارزیابی مناسب شرایط حاکم برمحیط و جذب نیروهای توانمند ومتخصص برای انجام امور و زمینههای گوناگون مربوط به آن کاراست. پس انتظارداریم جناب علیآبادی نیز به عنوان مدیری که عملکرد مناسبی درحوزههای مختلف فعالیت خود درگذشته داشته در ورزش هم با توسعه مدیریت و استفاده ازنیروهای توانای داخل سیستم، باعث ارتقاء جایگاه ورزش شود.
2. یکی ازمشکلات اساسی که به نظرمیرسد باعث عدم توفیق کاروان ورزش ایران درالمپیک شد، عدم استفاده از نظرات فنی مناسب و قابل قبول درحوزه نظارت جدی وموثربر روند کاری منتخبان المپیک دررشتههای مختلف بود. حال سوال اینجاست درحالی که ورزش قهرمانی ما با حضور دو حوزه نظارتی و مدیریتی به نام کمیته و سازمان، به علت عدم هماهنگی این دوبخش نتوانسته نتیجه مطلوب را به دست آورد، چگونه با متمرکزشدن بیشتر و مدیریت یک نفرامکان موفقیت دارد؟
3. گاه شنیده میشود که علت اتخاذ این تصمیم اعتقاد عزیزان به این مطلب است که داشتن یک تیم متوسط اما هماهنگ بسیار بهتراست از همکاری یک تیم قوی اما ناهماهنگ. قبول. اما آیا میتوان انتظارداشت درسازمانی که مدیر ارشد آن تخصص فنی لازم را ندارد بازهم با یک گروه متوسط و مدیریت متمرکز و بهره گیری ازسیستم مدیریتی دستور از بالا به پائین موفق بود؟
4. امروز ورزش ما دارای قابلیتهای مدیریتی بسیارمناسبی است و این وضعیت میتواند برای مدیریت کلان ورزش یک مزیت باشد به شرط آنکه سیاست سازمان ورزش تلاش دربه خدمت گرفتن و استفاده بهینه ازهمه این ظرفیت موجود باشد. لذا پیشنهاد می کنم سازمان تربیتبدنی در رفتارهای راهبری ومدیریتی خود به صورتی عمل کند که شائبه ازمیدان به درکردن و یا خانهنشینی چهرههای ورزشی بیش از این درجامعه ایجاد نشود.
5. مهندس علیآبادی بعد ازبازیهای آسیایی دوحه به مردم قول داد دربازیهای آسیایی 2010 کاروان ورزشی ایران به عنوان سوم یا چهارمی دررده بندی نهایی نائل شود. احتمالا امروز، آقای مهندس پس ازپایان بازیهای المپیک چین بیش ازگذشته نگران قولی است که به مردم داده است. آیا بهتر نیست جناب رییس همه باراتفاقاتی که درورزش میافتد را تنهایی به دوش نکشد و اجازه دهد افراد دیگری که میتوانند درارتقاء سطح کمی وکیفی ورزش مفید باشند وارد کارشده و کمک حال او باشند؟
6. انشاءالله که عمر ریاست ایشان مستدام باشد اما تجربه نشان داده در صورت تغییر دولت وبه دنبال آن تغییررییس سازمان تربیتبدنی، درصورتی که رییس سازمان قبل، مسئولیت کمیته ملی المپیک را هم داشته باشد، با توجه به حساسیتهای خاصی که متاسفانه وجود دارد و به بخشی ازآنها دربالا اشاره شد، وضعیت مناسبی چه ازنظرکاری وچه ازنظرشخصیتی برای او وجود نخواهد نداشت ...
7. این واقعیت را باید بپذیریم که به هرحال نتایج المپیک تکدر خاطرمردم میهندوستمان را به همراه داشته و طبیعتا یکی از جایگاههایی که دراین اتفاق مورد سوال است جایگاه رییس سازمان ورزش است. حال آیا به نظرمنطقی است که همین مدیر در فکر کسب یک پست دیگرهم باشد؟ آیا بهترنیست با نهادن بار خدمت به دوش یک فرد معتمد، به جامعه این موج مثبت را بدهیم که مدیریت ورزش با بهرهگیری ازنیروهای متخصص در فکر تدارک مناسبتربرای آینده است؟
8. گفته می شود علت کاندیدا شدن آقای مهندس به خاطر جایگاه بینالمللی کمیته ملی المپیک است واینکه کشورها فقط رییس کمیته ملی المپیک را به رسمیت میشناسند و نه سازمان ورزش را! پاسخ خیلی سخت نیست و با یک بررسی تطبیقی بتوان به نتیجه رسید. در اکثر کشورهای دنیا مدیریت کلان ورزش جایگاه خود را دارد . این مدیریتها در مقام وزارت ورزش و یا عناوین دیگردرحال فعالیت هستند. در این میان کمیتههای ملی المپیک هم در زیر مجموعه نظام ورزش کشورشان، مجری سیاستهای ورزشی درحوزه ورزش قهرمانی و در بعد بینالمللی نمایندهای برای دفاع ازحقوق ورزش وحفظ جایگاه و نام کشورشان هستند. حال اگردرکوران المپیک برخی رفتارها باعث سوءتفاهماتی شده قطعا این گونه مسائل نباید باعث زیرسوال رفتن همه چیز و برداشتهای نامناسب وتصمیمات غیرتخصصی شود. یک مدیریت هماهنگ، خبره ومتعهد در کمیته ملی المپیک میتواند برآورنده همه انتظارات مدیریت کلان ورزش باشد. بازهم میشود ازدغدغههای سازمان ورزش گفت اما با توجه به طولانی شدن مطلب به همین حد بسنده میکنم وامیدوارم ریاست محترم سازمان با درنظرگرفتن کلیه جوانب دراین خصوص تصمیمی مناسب بگیرد.
امروز صبح رادیو بودم و درخصوص وضعیت ورزش و ادغام اون و تشکیل وزارت ورزش و رفاه و...مصاحبه ضبط شد.
شنبه شب ساعت ۱۰ از رادیو گفتگو پخش میشه.
درشماره بعد هم می خوام درمجله نظراتم رو دراین مورد بنویسم.
خواستین ببینین.
درموسسه نسل آفتاب با توجه به اینکه می خوایم کارای فرهنگی وآموزشی بکنیم،تصمیم گرفتیم دربخش آموزش در ورزش برای اولین قدم یک کلاس آموزش کشتی راه اندازی کنیم.
این کارو هم کردیم البته با دنگ وفنگ زیاد ولی بالاخره عملی شد.
تو خبرگزاری ایپنا هم اعلام عمومی برای ثبت نامش رو گذاشتیم.
آدرس ایپنا هم که تو بخش لینک ها ثابت کنار این صفحه هست.
می دونم که همه درجریان کسب افتخار هادی ساعی هستین.پس فقط ازبابت کسب مدال طلا او به همه تبریک می گم.
اما می دونین ساعی چه کرد؟!
ساعی به عنوان کاپیتان کاروان ورزشی ایران با کسب این طلا به عنوان پر عنوان ترین قهرمان طول تاریخ ورزش ایران نائل شد.
ازاین هم مهم تر اینه که ساعی به عنوان عضوشورای شهر که می دونین چقدر مشغله های خاص خودش رو داره و با سنی که بخوای نخوای بالا رفته و دست شکسته و یک وزن بالاترازوزنی که سالها تو اون وزن مبازره می کرده و... تونست کاری بکنه کارستان باور کنین باورکردنش خیلی سخته....
امروز روز خوبی برای ورزش ایران نبود.
البته این دوهفته زیاد خوب نبوده ولی امروز یک فرقی داشت و اون این بود که درسالن مسابقات کشتی المپیک شرایط به صورتی شدکه همزمان سه کشتی گیر ایرانی بر روی سه تشک به میدان رفتن وبه همین خاطر همه فضای سالن تحت تاثیر ایرانیها بود.
متاسفم که بگم درچنین شرایطی دو تا از اونا ضربه فنی شد و دیگری هم با اختلاف زیادباخت.
خیلی بد بود و ایرانی هایی که اکثرا کشتی رو هم نمی شناختن وفقط برای تشویق ایرانی ها اومده بودن،بسیارمتاثر شدن ودسته جمعی سالن روترک کردن.
متاسفم...!
دیشب برای دیدن مسابقه ابراهیمی وزنه بردار وزن ۹۴ کیلو رفتم و بالاخره موفق شدم یک مسابقه رو ببینم.
متاسفانه ابراهیمی هم نتیجه نگرفت وهرچند دریک ضرب خوب عمل کرد اما درمجموع ره به سکو نبرد ولی الحق و والنصاف تمام تلاشش رو کرد که قابل تقدیره.
صبح زد هم برای دیدن مسابقه آخربسکتبالیستها رفتم .که متاسفانه بلیط گیر نیاوردم! بعد ازیک ساعت سوار وپیاده شدن مترو دویدن به علت گرون بودن بلیط از دیدن مسابقه محروم شدم.حتما شما از تلویزیون دیده اید.خیلی مایل بودم برم و ببینم وچون به آقای مشحون وبرادرش اردات بسیار دارم وقصد یک خدا قوت به اونا و دیگر بازیکنا رو داشتم که مقدور نشد.
بعد ازظهر هم که وزن کشی کشتی آزاد بوده و دو وزن مون وزن کشی کردن و دوره اول و دوم وسومشون خیلی خوبه و دوره چهارم هم بالاخره المپیک اومدن ونمیشه که با هیچکی کشتی نگیرن.انشاء الله موفق بشن.
هادی ساعی هم قرعه خیلی خوبی آورده و تا فینال هیچ مشکلی نداره و اگه اتفاق خاصی نیوفته فینالیسته.
امروز خبرنگار ایپنا مصحبه مفصلی با سفیر ایران در چین انجام داده که فکر کنم فردا رو سایت بیاد و مصاحبه درمورد سامان دهی تماشاگران ایرانی و... بوده.فکر کنم چیز خوبی دربیاد.
سلام
امروز برای دیدن مسابقه احسان حدادی که می گفتن به احتمال زیاد طلا می گیره پرسان،پرسان، وپیاده وسواره خودم رو به استادیوم زیبا ودیدنی آشیانه المپیک که مراسم افتتاحیه هم اونجا برگزار شد رسوندم و لی متاسفانه بلیط مسابقه رو پیدا نکردم.!
البته دروغ چرا یکی از خبرنگارا که اون هم کارت ورود نداشت اونجا بود و برام گشت ولی قیمتی که گفت خیلی زیاد بود.۴۰۰ هزار تومان!
بعد از ظهرهم که باز بلیط مسابقه بسکتبال ایران وآرژانتین ر و پیدا نکردم.همین طور پیش بره برگردم سنگین ترم.چون حوصله بازار و گردش هم ندارم .
دوستا ن سازمان تربیت بدنی وکمیته المپیک هم که سرشون شلوغه...!
یکی از دوستا تو کامنت هایی که گذاشتن،گفته که مگه من با توجه به سابقم نمی توونم کارت بگیرم.باید بگم متاسفانه کمیته المپیک علیرغم اینکه از چند ماه پیش می دونستن من می خوام بیام المپیک رو ببنیم ولی قبل از اینکه مجددا برای مجلس انتخاب نشم اصرار داشتن که با اونا باید برم ولی بعد از عدم راهیابیم به مجلس ...
فکر کنم اگه از تهران اقدامی می شد چون المپین هستم حتما می شد کارت گرفت ولی...
به هر حال امیدوارم بتوونم برای مسابقات دیگه بلیط گیر بیارم.
در ضمن امشب قرار مراسم نیمه شعبان دریکی از هتل های پکن برگزار بشه ویکی از کارمندای تشریفات کمیته المپیک هم من را دعوت کرده!حالا موندم برم یا نه.چون اگه برم که با این نوع دعوت می ترسم فکر کنن می خوام یک جوری خودم رو هوار کنم واگه نرم هم بگن پکن بود ولی مراسم مربوط به ایران نیامد!
بالاخره ایرانی هستیم و اینا هم جزء فرهنگ مونه.غیراز اینه؟!
من پکن هستم.
۴ شنبه شب وفتی تا ساعت ۲ صبح ۵ شنبه مجله شماره جدید رو بستیم و خیالم ازش راحت شد،۵ شنبه شب به مقصد پکن پرواز کردم.
امروز رسیدم.البته باید همین ابتدا بگم بنا بر دعوت یکی از دوستان و با هزینه شخصی اومدم.
اونقدر شخصیه که امروز یکی از بچه های خبرنگار که برای تهیه خبر از طرف ایپنا فرستادیمش وقتی که از رئیس کمیته ملی المپیک که ... رئیس شد!خواسته برای من بلیط ورود بگیره،فرموده:((همونطور که دیگران تهیه می کنن می تونند بگیرن!))
خداروشکر حداقل ۴ تا المپیک افتخار حضور داشته ام ودو تا مدالش رو هم گرفتم،وگرنه احتمالا ایشان می فرمود که چرا بدون اجازه اومده.
بگذریم.
از فردا صبح سعی می کنم زودتر به استادیوم ها برم تا بلکه بلیط گیرم بیاد ولی اگر خداوند مصلحت دونست قدمم سبک باشه و این هفته شاهد مدال های بسیاری در رشته های کشتی آزاد،دو و میدانی،تکواندو،بوکس،وزنه برداری باشیم که البته همه اینا ای که گفتم طبیعتا باید مدال بگیرن وحداقل ۷،۸،۱۰تا یی مدال بگیرم.
از اونایی که تو شماره آخری مجله به عنوان امید های مسلم کسب مدال نام برده بودیم،تا به حال که سه تا شون موفق نشدن اما می گن احتمال مدال گرفتن سپهوند دربوکس و دو تا از وزنه بردارا زیاده که اگه این اتفاق بیفته اینها جور اونایی که امید بیشتری داشتیم را خواهند کشید.
هوا ی اینجا شرجیه و من هم حسابی تو اینطور هوا عاجز می شم. ولی المپیکه و به یاد دوران قهرمانی لذتی دو برابر برام داره.جای شما خالی...!
من درچین نیستم و مدت زیادی هم هست که سوریان رو ندیدم اما مطمئنم،
سوریان فقط به فشار روحی برآمده ازانتظارات عمومی و عدم توانایی کادرفنی درکنترل آن باخت.
به هرحال او امید اول کاروان ورزش ایران بود.
دیروزخبرگزاری ورزش ایران(ایپنا)را راه اندازی کردیم.
اولا از لطف همه دوستائی که به خاطر معرفی من در مراسم تقدیر از قهرمانان برتر ورزش کشور مطالبی نوشتند ممنونم.
دوما چون سوالی هم در خصوص علت معرفی من به عنوان "مدیر برتر ورزش " مطرح شده بود بهتر دیدم تا عین متنی که در مراسم تقدیر خوانده شد و در لوح تقدیر هم نوشته شده رو براتون این جا نشون بدم تا موضوع کاملا مستند باشه.
متن لوح تقدیر:
خدمت در حوزۀ ورزش، زمینه ساز موقعیت فعالان و کوشندگان این حوزه است.
ورزش مقدمه ارتقای روحی و جسمی نوجوانان و جوانان این مرز و بوم الهی ست این سپهر گسترده ؛ فضایی می سازد ( و باید بسازد) تا امیدان آینده این کشور به دور از کژی و ناپالودگی، گام در مسیر مطمئن، تابناک و ایمن بردارند.
جناب آقای امیررضاخادم
گزینش جنابعالی به عنوان " خادم ورزش" این سامان آسمانی را تبریک گفته، از درگاه خداوند متعال برایتان دوام توفیق و حسن عاقبت خواهانم.
سید عزت الله ضرغامی
رئیس سازمان صدا وسیما
چرا که من رو در زمانی معرفی کردن که قبلش عنوان شده بود نوبت معرفی مدیران برتر ورزش کشور است.در صورتی که موضوع تقدیر من یک چیز جداگانه از مدیران و همونطور که می بینین تقدیر بابت خدمت گذاری بوده نه مدیریت که البته مجریان برنامه ...
مثل مراسم سال قبل برگزاری مراسم "فرزندان آفتاب"که در اون قهرمانان و مربیان و مدیران برتر اخلاق ورزش کشور رو توسط موسسه نسل آفتاب معرفی کردیم ولی دوستان عزیز در زمان پخش مراسم هرچی اشکال درمراسم بود رو با لطف بسیار به صورت تمام وکمال پخش کردن ولی خیلی بخش های خوب مراسم سهوا از قلم افتاد!و بعد هم دریک برنامه دیگه عنوان کردن که این مراسم بیشتر جنبه تبلیغاتی داشته برای انتخابات مجلس...!
به هر حال خدا رو شکر می کنم که با همه این مسائل چنین عنوانی به من اهداءشده و از مهندس ضرغامی که از بابت اینکه توی این شرایط و با همه مشغله هایش به یاد ماهم بوده ممنونم.
خبرگزاري ورزش ايران-ايپنا-به موسسه فرهنگي هنري و ورزشي "نسل آفتاب"واگذار شد.
نمي دونم چقدر اين خبرگزاري رو مي شناسين.
ايپنا را باشگاه پاس راه اندازي كرد و با توجه به مديريت خوب واز آن مهم تر منابع مالي بسياري كه اين باشگاه دولتي داشت،خيلي سريع جايگاه ويژه اي درجامعه ورزشي كشور پيدا كرد.
اين وضعيت بعد ازتغيير وتحولات مديريتي درنيروي انتظامي دستخوش تغييراتي درنحوي حمايتهاي به خصوص مادي شد و درنتيجه سطح فعاليتهاي اين خبرگزاري هم كاهش محسوس پيدا كرد تا اينكه دراواخرسال گذشته كاملا متوقف شد.
درچند نشستي كه با سردار احمدي مقدم فرمانده نيروي انتظامي داشتيم درنهايت در دو روز گذشته اي امتياز اين خبرگزاري به موسسه ما يعني نسل آفتاب منتقل گرديد.
حالا بعد از راه اندازي نشريه"مشق آفتاب"راه اندازي اين خبرگزاري هم حكايت جديديست كه اميدوارم با همكاري دوستان به خصوص شما عزيزان راه دور! بتوونيم از پسش بيايم.
البته هدف اصليمون اينه كه درآينده نزديك و درصورت مساعدت وزارت ارشاد بتوونيم اين خبرگزاري رو از سطح ورزشي به سمت فرهنگي،ورزشي،هنري و گردشگري سوق بديم.انشاءالله.
علی دائی سرمربی تیم ملی فوتبال شد.
من دائی رو به خاطر تعصب وعرق فوی ملی اش دوست دارم وفکرمی کنم واقعا فردیست که ازاین حیث برازنده معرفی به عنوان الگوئی تمام عیاراست.
درخصوص قبول مسئولیت تیم ملی هم معتقدم این حق طبیعی ومنطقی اوست وباتوجه به کارنامه موفقی که درسال گذشته درسایپا هم داشت، میشه امیدوار بود که عملکرد خوبی هم درسمت جدیدش داشته باشه.
اما امیدوارم بهش فرصت بدیم وکمکش کنیم تا خیلی زود وبا اولین ناکامی ازمیدان خارج نشه و یک مهره ارزنده و سرمایه ملیمون رو به راحتی خونه نشین و مایوس نکنیم!
این مرام بدیست که بنظرمیاد مدتیه مبتلابه همه ماشده!
اینطور نیست؟!
سلام؛
۲ هفته پيش دريكي ازنشريات ورزشي درخصوص برگزاري همايش"فرزندان آفتاب"نقدي ۲ صفحه اي به قلم سردبيرنشريه چاپ شده بود...
من هم ازفرصت پيش آمده براي موسسه تازه تاسيسمان يعني موسسه فرهنگي،هنري و ورزشي نسل آفتاب،ايتفاده كردم وپاسخي ۳ صفحه اي نوشتم وآن هم درهفته بعدش چاپ شد.بدون اظهارنظراضافي درادامه كل موضوع وپاسخ را اگرفرصت داشتين بخوونين.
پيشاپيش به اونائي كه مي خوونن،خسته نباشي مي گم!
نقد:
" امير ورزش يا خادم سياست !"
پاسخ:
نه امير ورزش ، نه خادم سياست!
دعا كنيد
همان امير خادمي باشم كه ايران را سرافراز مي خواهد
دیشب همایش فرزندان آفتاب برگزارشد.
خدا رو شکر بد نشد وتمهیدات ۲ ماهه ای که برای برگزاری دیده شده بود،نهایتا دیشب به مرحله اجرائی رسید و قهرمانان،مربیان و مدیران برتر اخلاق ورزش کشور معرفی شدند که حتما فردا در روزنامه ها درموردش خواهید خواند.
اما با همه مسائلی که دیشب و کلا در این ۲ ماه وجود داشت و کار عظیمی که توسط یک گروه بی ادعا و آماتور درغالب تشکلی غیر دولتی صورت پذیرفت که اگر بخواهیم مورد مشابه ای برای آن معرفی کنیم، مراسم هرساله قهرمان قهرمانان است که در زمینه قابلیت های فنی قهرمانان،توسط دستگاه عریض و طویلی مثل صدا و سیما انجام می شود،متاسفانه دیروز یک مجری مشهور تلویزیونی که بر اساس قول وقرار هائی که از چند روز قبل گذاشته بودیم باید مجری برنامه ما می شد ناگهان اعلام کرد نمی تواند بیاید ! آنهم نه به خاطر مشکل غیر قابل پیش بینی بلکه به خاطر دست مزدش!
ما درقرار که با آقای تقدس نژاد معاون مالی صدا و سیما داشتیم ایشان به مجری فوق گفته بود که برای اجراء برنامه ما بیاید و مجری هم قبول کرده بود و حق الزحمه اش هم را قرار بود خود آقای تقدس بدهد.اما این مجری محترم در روز آخر گفت یا پولم ر ا الآن بدهید یا نمیام ! ما هم مجددا با آقای تقدس صحبت کردیم و ایشان هم مجددا به مجری گفت که پولت را می دهیم . اما ناگهان روز برگزاری یک مسیج آمد که من نمیام و...
دیروز، روز سختی بود و الآن که دارم این مطلب را می نویسم واقعا مریض شده ام و....۸۰۰ تا میهمان، تبلیغ و تدارک ۲ ماهه، چالش در نوع انتخاب و گله و گله گزاری افرادی انتخاب نشده اند ،بخش هائی که حمایت کردند ویا باید می کردند و توقعاتشان برای دیده شدن بیشتر و...
حالا ساعت های آخر از دست دادن راننده اصلی یعنی مجری !
اسمش را نمی گویم و اینکه در نهایت چی شد هم نمی گویم!
فقط امید وارم یکی به او بگوید این مطلب را بخواند و ببیند در یک برنامه به اصطلاح فرهنگی،این کار درست بود!؟
برنامه ای که توسط یک گروه آماتور و خصوصی انجام می شد و می خواست دفاع کند از تشکل های غیر دولتی که با دست خالی گاه بسیار موثر تر از دستگاه متولی دولتی کاری ر ا می توانند انجام دهند و...
در نهایت فقط بگونیم دیشب در طول برنامه به علت هماهنگ نبودن مجری ها، نور،صدا، اتاق اهداء جوایز و ووو نمی دانید چه گذشت تا این مسائل بر کل برنامه تاثیر منفی نگذارد و آنچه بشود که شد.
از همه بچه هائی که دراین برنامه کمک کردند بدون کوچک ترین دیده شدن و یا انتفاع مالی ممنونم و امیدوارم این کاری که کردند بتواند ثمرات ماندگاری برای فرهنگمان داشته باشد.
سلام
مدتها بود هیچ اظهارنظری درمورد کشتی نمی کردم.خوب،علتش روهم بارها گفته بودم ولی اگه بخوام یک باردیگه واین باردراین فضای مجازی ودرمیون بقیه مطالب غیررسمی وب لاگم به اون اشاره کنم به طورخلاصه می تونم بگم:
ازوقتی که چند سال پیش یعنی سال 82 ،مدیروقت سازمان ورزش کشورازمن خواست به دلایلی که هنوزهم دقیقا نمی دونم چی بود،استعفاء کنم وتا اونجائی که یادم میاد،خودش هم تا آخرین روزهای کاریش بازهم نگفت دقیقا علت این دستورش چی بوده،با خود تصمیم گرفتم دیگه درمورد کشتی ومسائلش حرفی نزنم.اگه کاری برای کشتی تونستم بکنم که کردم واگه هم نه،پس دیگه صحبت کردن چیزی روتغییرنمی ده مگراون که حاشیه ها روبرای این ورزش زیاد ترمی کنه و...
بنا براین دیگه هیچ صحبتی درمورد کشتی نکردم و به خصوص از زمانی که به مجلس هم راه یافتم،هرچند تموم تلاشمو برای کمک به رشته های مختلف ورزشی کردم وبا افزایش غیرقابل تکراربودجه ورزش، تقریبا بخش عمده ای ازمشکلات فدراسیونها وعلی الخصوص کشتی روبا بودجه 2 میلیاردتومانی اش حل کردم ولی به طورمستقیم هیچ گاه درمورد کشتی وارد نشدم وهمه انتقادات رو هم دراین باره به جون خریدم تا خدای ناکرده ازجانب من حاشیه ای افزون برحواشی خود ساخته مسئولین کشتی کشوردرست نشه. اما با همه این حرفا هروقت اتفاقی درکشتی افتاد،ازگوشه وکناروبه خصوص ازسوی علاقمندای بی ادعا ودوستدارکشتی ، گلایه ها برای عدم دخالتم واینکه با رفتن به مجلس خونه اصلیمو فراموش کرده ام ودیگه رفته ام وپشت سرم روهم نگاه نمی کنم ،مطرح می شد.
خوب شاید بخشی ازاین توقعات درست هم بود وبه هرحال وبا توجه به اینکه درمجلس علاوه برهمه ژست های متفاوتی که درزمینه های مختلف به خصوص شاخه های متعدد ومتنوع فرهنگی می گیرم درنهایت به عنوان یک ورزشی موظفم درپی ساماندهی مسائل وموضوعات بسیاری که ورزش کشوربا اونا دست درگریبانه هم باشم وهرچی هم که میگم بابا دراین سه ساله مسائل وموارد حوزه های مختلف ورزش که پیگیری کرده ام کم نیست ویکی ازبارزترین وملموسترین اونا هم تلاش دررشد چند صد درصدی بودجه واعتبارات ورزشیه ویا اگروساطت من نبود وضعیت فرجام اساسنامه فوتبال خیلی هم بی سروصدا تموم نمی شد ویا...،انگارنه انگار!نه کسی گوش می کنه ونه کسی توجهی به این حرفا داره...بگذریم.
بعله،می گفتم.همه این انتظار روداشتن که به هرحال نسبت به مسائل پیرامون کشتی بی تفاوت نباشم.ازنتایج نه چندان راضی کننده بازیهای المپیک آتن2004 گرفته تا افت محسوس درسال 2005 وبدهی های چند صد میلیونی علیرغم وجود منابع مالی قابل توجه وانتخابات ریاست فدراسیون وحمایت آشکارسازمان ورزش ازیک مدیرموفق اما غریبه با کشتی و...ونهایتا هم نتایج نگران کننده تیم ملی کشتی آزاد درمسابقات جهانی 2007 وعدم کسب سهمیه توسط کشتی گیران در5 وزن از7 وزن این مسابقات،همه وهمه مسائلی بود که کم وبیش انتظاربود درباره اونا اظهارنظرویا پیگیری موثری رو ازجانب من شاهد باشن.
خوب، درنهایت وبا مصوبه ای که درکمیته تربیت بدنی وجوانان وهمینطورفراکسیون ورزش داشتیم،این دفعه دیگه مجبورشدم درمسئله عدم توفیق تیم ملی مون درجهانی ورود کنم.
این کاررا با طی چارچوبهای قانونیش انجام دادیم اما دوستان کشتی نیومدن!
ومن هم که باهمه اکراهی که ازتشکیل این جلسه داشتم،قصد داشتم حالا که مقررشده جلسه ای داشته باشیم،پس بهترین فرصته که دراین جلسه شرایطی روفراهم کنم که منتقدینی که به عنوان کارشناس میان وبرخی ازاونا به واقع کارشناسان قابل اعتماد وکننده ای هم بودن،با مسئولین امروزکشتی به یک وفاقی برسن واوضاع به نحوی بشه که حواشی ازکشتی کاسته وامکان کاربا حاشیه کمتروبهره گیری ازچهره های مناسب وطرد کردن چهره های حاشیه سازبرای مدیران ایجاد بشه،تیرم به سنگ خورد ونه تنها تیرم به سنگ خورد بلکه یک با ر دیگه با کم لطفی دوستائی روبروشدم که یک روز زیرپایم را دردوره سکانداری کشتی خالی کردن وزمانی هرآنچه ازدستشون برآمد برای عدم تحقق افتخارحضورم به عنوان یک ایرانی درپنجمین المپیک دوران ورزشیم را انجام دادن وامروزهم درانجام وظیفه نظارتیم با همه حسن نیتی که برای حمایت ازکشتی داشته ودارم سنگ اندازی می کنن وبه صراحت می گوین مجلس هیچ کاری برا ی ما نکرده ونمی تونه بکنه!
خوب اشکالی نداره به هرحال این دفعه هم امتحان دیگه ای بود تا حداقل به جامعه بزرگ عاشق این رشته پهلوونی!بگم،شاید همون بهترباشه که یکی ازبیرون کشتی بیاد وباعث بشه بزرگای کشتی دورش جمع بشن وبگن اگه ایشون نباشه ما هم نیستیم!وآدمو به یاد یک خصلت ما ایرانیا بندازه که به زبون خوبش می گن مهمون نوازیم وبه زبون انتقادیش می گن بیگانه پرست!
سلام
این هم بیانیه کمیته ما درکمیسیون فرهنگی درموردنتایج تیم ملی فوتبال درجام ملتهای آسیا:
"همان طور كه جامعه بزرگ ورزش كشور و دوستداران ورزش مستحضرند، كميته تربيت بدني و جوانان و نيز كميسيون فرهنگي مجلس، درراستاي وظيفه نظارتي خويش كه يكي از اركان مهم نمايندگان به شمار ميآيد، سعي كرده با ورود به مسائل حوزه تربيت بدني و ورزش؛ چه در مقولات توسعهاي و زيرساختي و چه در مسائل روز ورزش كه به علل گوناگون جامعه متاثر از نتايج و رفتارهاي صورت گرفته در آنها بوده، به وظيفه خود عمل كند.
بنابراين در اين مجال و پس از انجام بررسيها و بهرهگيري از نظرات كارشناسان، مربيان و بازيكنان به صورت محسوس و نامحسوس و همچنين فرو نشستن التهاب عمومي نسبت به كسب نكردن نتيجه مورد انتظار از تيم ملي فوتبال در بازيهاي جام ملتهاي آسيا گزارشي از جمعبندي نهايي اين كميته را ارائه ميكند. به اين اميد كه مطالب مطروحه در اين گزارش بتواند زمينهاي مناسب براي تصميمات و برنامهريزيهاي مديريت آينده فوتبال كشور را به همراه داشته باشد.
تيم ملي فوتبال بزرگسالان ايران كه پس از كسب نتايج ضعيف در آوردگاه جام جهاني فوتبال و ايجاد تغيير و تحولات و تنش در فدراسيون فوتبال در وضعيت نامناسبي قرار داشت، با انتخاب كادر فني داخلي، در شرايطي كه حتي احتمال صعود نكردن تيم ملي به مرحله نهايي جام ملتهاي آسيا نيز متصور بود، كار خود را با مديريتي موقت آغاز كرد.
خوشبختانه، نتيجه اعتماد به كادر فني داخلي در آن شرايط نتيجه خوبي داشت و تيم ملي ايران با اقتدار به عنوان تيم اول و بدون هيچ گونه اضطراب و اما و اگر صعود كرد.
پس از آن متاسفانه مسائل مختلف حاشيهيي مجددا به سراغ فوتبال ما آمد و فوتبال ايران تا آستانه تعليق نيز پيش رفت اما، در نهايت با ايجاد فضايي مدبرانهتر از گذشته و همفكري بهتر بخشهاي مختلف تاثيرگذار از جمله سازمان تربيت بدني، وزارت امور خارجه و همچنين كميته تربيت بدني و فراكسيون ورزش مجلس شوراي اسلامي از تبعات منفي مسئله كاسته شد و با تشكيل كميتهاي مشترك به نام كميته انتقالي كار تا مرحله تصويب اساسنامه جديد فدراسيون فوتبال و ايجاد شرايط براي برگزاري انتخابات فدراسيون پيش رفته است.
اما، در بعد نتايج تيمي، بايد اذعان كرد پس از صعود تحسين برانگيز تيم ملي فوتبال به مرحله نهايي جام ملتهاي آسيا، حضور در ديگر ميادين در بازيهاي آسيايي قطر، بازيهاي ضعيف تيم ملي اميد در مسابقات انتخابي المپيك 2008، ناكامي نوجوانان در ميادين مختلف و در نهايت هم شكست در بازيهاي جام ملتهاي آسيا از جمله آنهاست كه در اين بين در ارتباط با تيم ملي فوتبال ايران در جام ملتهاي آسيا نتايج بررسيهاي صورت گرفته به شرح ذيل است:
1 ـ نكته بارز و قابل توجه تيم ملي در اين دوره، نبود حاشيههاي مخرب در داخل تيم ملي فوتبال بود؛
2 ـ تشكيل تيم ملي «ب» و بهرهگيري از چهرههاي متنوع در بازيهاي تداركاتي اقدام ارزندهاي بود كه در صورت استفاده از اين چهرهها در جام ملتها، شايد به توفيق بيشتري نايل ميشديم؛
3 ـ تحقق نيافتن برخي از برنامههاي مدنظر مديريت فني تيم ملي مانند بازيهاي تداركاتي؛
4 ـ تاخير در اتمام مسابقات ليگ برتر برخلاف توافقات صورت گرفته با كادر فني؛
5 ـ برگزاري بازيهاي تداركاتي غيرضروري و بهرهگيري نكردن از مهرههاي اصلي در اين بازيها؛
6 ـ نياز به توجه بيشتر به جذب و همفكري با بدنه كارشناسي فوتبال كشور؛
7 ـ مسووليت دوگانه سرمربي در تيم ملي و باشگاه؛
8 ـ سطح اعتماد پايين بازيكنان نسبت به كادر فني تيم به علت مقبوليت كامل نداشتن آنها؛
9 ـ حضور زودهنگام تيم ملي در محل بازيها و تاثيرات روحي متاثر از آن؛
10 ـ حضور افراد اضافي در كنار تيم ملي كه باعث خارج شدن تيم از تمركز مورد نياز به منظور حضور پرقدرت در رويدادي مهم ميشود؛
11 ـ بهرهگيري از برخي بازيكان در پستهاي غيرتخصصي؛
12 ـ ارائه نشدن بازيهاي با كيفيت مورد انتظار از لژيونرهاي تيم ملي (كه در دنياي ورزش گاهي طبيعي است)؛
13 ـ و اصرار بر بهرهگيري از اين بازيكنان با وجود مشهود بودن كارايي پايين آنها كه احتمالا متاثر از بيم پاسخگويي به افكار عمومي بوده است.
در نهايت بايد اذعان كرد بنابر مستنداتي همانند ناكاميهاي فوتبال كشور در ردههاي سني مختلف كه طبيعتا باعث توفيق نداشتن تيم ملي در سطوح بالاتر ميشود و يا سير صعودي حضور بازيكنان خارجي در تيمهاي ليگي فوتبال ما كه نشاندهندهي افت كيفي بازيكنان داخلي و تضعيف پشتوانه تيم ملي است و.... مويد روند تهديدي و نگران كنندهاي در كليت فوتبال كشور است.
بنابراين اميد است رييس فدراسيون منتخب مجمع فدراسيون فوتبال با لحاظ كردن اين موارد و بسياري نكات ديگر كه قطعا اعضا به خوبي به آن واقف هستند، بتواند وضعيت فوتبال ما را از تهديد آشكاري كه پيرامون آن وجود دارد رهايي داده و با حمايت سازمان تربيت بدني به عنوان متولي ورزش، برآورنده انتظارات جامعه ورزشي كشور باشد.
سلام
همانطورکه حتما میدانید،بازیهای المپیک هر4 سال یک باربرگزارمی شود وآغاز آن همیشه همراه با مراسم بسیاربا شکوهی به نام مراسم افتتاحیه المپیک است.وطبق یک سنت دیرینه یکی ازبرنامه های اصلی آن رژه ی کاروانهای ورزشی کشورهای شرکت کننده می باشد.
درجلوی هریک ازتیمها هم یک نفرازورزشکاران آن کشورکه ازلحاظ سابقه ی حضوردرتیم ملی کشورش وهمچنین عناوین ومدالهای معتبرجهانی والمپیک وضعیت بهتری نسبت به دیگران دارد بعنوان کاپیتان کاروان ورزشی آن کشور،پرچم کشورش را حمل می کند.
این افتخاریکی ازبزرگترین افتخاراتیست که یک قهرمان ممکن است درطول دوران ورزشی خود به آن نائل شود وآنقدربرای قهرمانان ارزشمند است که تجارب تاریخی درمواردی که به عللی شاهد عدم دادن حق به حقداربوده است باعث لطمات روحی سنگین به قهرمان ذی حق شده وبه دنبال آن افت کیفیت کاری اورا درزمان مسابقات به همراه داشته است.
نمونه های آن را هم بارها شاهد بوده ایم که به علل سیاسی ویا بی کفایتی ولیاقتی مسئولین ورزشی کشور این اتفاق برای قهرمانان ما افتاده است. نمونه ها ئی مانند المپیک 1964 توکیو درمورد جهان پهلوان غلامرضا تختی یا 1968 مکزیکوسیتی درمورد منصورمهدیزاده و...
درالمپیک 1996 آتلانتا امریکا،من عضوتیم ملی کشتی ایران بودم.وبراساس قاعده ای که عنوان شد باید پرچمدارکاروان ورزشی کشوردرآن دوره ازبازیها باشم.
اما به علت اینکه دراین دوره برای اولین بارپس از انقلاب درکاروان ورزشی ایران از ورزش بانوان یک ورزشکاربرای شرکت درالمپیک انتخاب شده بود مسئولین وقت ورزش کشورتصمیم گرفتند این دخترتیرانداز،پرچمدارکاروان ورزشی کشوردرالمپیک باشد.
نمی شد گفت تصمیم نامناسبیست.اما برای من که پس ازسالها تلاش درآستانه ی نیل به یک افتخارو ثبت رکورد جوان ترین ورزشکارکشورکه توانسته پرچمداروکاپیتان کاروان ورزشی ایران درالمپیک باشد،تحملش خیلی سخت می نمود وازآن غیرقابل هضم ترعدم طرح موضوع وتوضیح درمورد علت اتخاذ این تصمیم با خود من توسط کسانی بود که هیچ تخصص ودرک مناسبی ازاحتمال تبعات منفی چنین کاری بر روی یکی ازامید های اصلی کاروان ورزشی کشورنداشتند.(البته حرف دراین باب بسیاراست ولی چون ازنوشتن این متن به دنبال هدف دیگری هستم،ازتوضیح بیشتردرمورد نوع رفتارمسئولین ورزشی ویا توصیه های لازم دراین باب پرهیزنموده،شاید درفرصت دیگری دراین مورد هم مطالبی را عنوان نمایم.)
ولی یک نکته برایم درک شرایط را آسان ترمی کرد وآن بعد تبلیغی احتمالی پرچمداری یک بانوی محجبه ی ایرانی دررویدادی چون بازیهای المپیک بود که جمعیتی بیش از2 یا 3 میلیارد انسان درسراسرجهان نظاره گر آن بودند.
همانطورکه گذشت،پرچمداری یک زن مسلمان ایرانی درالمپیک ازیک منظر،می توانست موقعیت ممتاز برای کشوری باشد که زیربارسنگین تبلیغات منفی دشمنان بهره مند ازابزارهای گوناگون خبری واطلاع رسانی و...قراردارد وازسوی دیگرکمترین امکان را برای رساندن پیام ومعرفی واقعیات واصول حقه خود به گوش جهانیان دارد.
هرچند برای تاثیرگزاری مثبت این حرکت نظردیگری هم وجود داشت که آن جایگاه فنی این بانوی محجبه ی ایرانی دردنیای ورزش ومقام احتمالی اودرمسابقات تیراندازی المپیک درفردای شبی است که این دخترایرانی به عنوان پرچمداروکاپیتان ودرواقع یکی ازامیدهای قطعی کاروان ورزشی کشورکسب خواهد نمود.
منطقا اگرپرچمداریک کشورازچنان قابلیت فنی مناسبی برخوردارنباشد که بتواند شان کشورمتبوعش را درحین برگزاری مسابقات نیزحفظ نماید،بنظرمی رسد نتنها آن فرد سفیرخوبی برای کاروان ورزشی کشورش نبوده بلکه جایگاه وحرمت آن نیزبه زیرسئوال میرود.به خصوص که این زن یا مرد کاپیتان،به علت خاصی مانند حجاب درشرایط عادی نیز زیرذره بین باشد.
خوب،به هرحال دونظریه دراین باب وجود داشت ومسئولین کاروان ورزشی ما نظریه اول یعنی انتخاب یک بانوی محجبه ایرانی به عنوان پرچمدارکاروان ایران رابرگزیده ومن نیزبا توجیه ملی بودن این حرکت،تلخی آن را برای خود قابل تحمل کردم.
مراسم افتتاحیه برگزارشد وتیم ایران نیزپشت سربانوی پرچمدارش رژه رفت واین حرکت همراه با انعکاس وسیع خبری هم بود.چنان که این ورزشکارایرانی ،کانون توجه همه ی خبرگزاری های معتبرجهانی قرارگرفت وتبلیغ مناسبی برای کشوربه همراه داشت.اما
اما فردای آن شب درمسابقات تیراندازی رشته ی تخصصی این خانم کاپیتان،دقیقا یادم نیست ولی تصورمیکنم، دربین 30 تا50 شرکت کننده ی زن آن رشته،ورزشکار محجبه ی ما از آخردوم شد!یعنی دربین 30 نفربیست وهشتم ویا دربین 50 نفرچهل وهشتم شد!
آیا این عنوان می توانست معرف خوبی برای کشوری باشد که قصد دارد به تاسی ازاعتقاداتش به جهانیان اعلام کند:"حجاب به عنوان یکی ازاحکام دین اسلام،محدودیت نیست"
درنگاه اول شاید همین حضور درمیدان نیز بتواند موید عدم محدودیت زن مسلمان برای حضورفعال درجامعه باشد.اما بنظرمیرسد ماندگاری چنین پیامی،نیازمند اثبات امکان نیل به پیروزی وحضورموثرنیز،هست.
این اتفاق درآن زمان روی نداد وپیام ارسالی درحد یک اعلام عمومی برای عدم وجود محدودیت برای زنان ازآن نوعی که دربرخی کشورهای عربی وجود دارد،بود.اما قطعا انتظارثمره ای بیش ازاین، نیازمند کار،تلاش،برنامه ریزی وتخصیص امکانات مناسب ودرحد مردان برای زنان مسلمانیست که ازاستعدادی خدادادی وانگیزه ای سرشاربهره مندند وتنها آب نمی بینند وگرنه ثابت کرده اند که شنا گران قهاری هستند!
این ادعا برای چندمین بار،همین چند روزپیش توسط لیلا ابراهیمی،دختر محجبه ایرانی درمسابقات قهرمانی دو ومیدانی آسیا به وقوع پیوست واوکه شاید تعداد دفعاتی که امکان تمرین درپیست استاندارد وتخصصی دو 3000متربا مانع بیش ازانگشتان یک دست هم برایش فراهم نشده است،درمسابقات آسیائی ژاپن کاری کرد کارستان واولین مدال آسیائی دو ومیدانی بانوان ایران درطول تاریخ را برای کشورمان کسب کرد.عنوانی که تصورش هم برای کسی که کارقهرمانی کرده است سخت می نماید.چراکه شرکت دررقابتی که درآن همه ی شرکت کنندگان درمطلوبترین شرایط چه ازلحاظ تجربه قبلی،چه ازلحاظ نوع پوشش ویا فراهم نمودن شرایط مناسب برای گذرازچاله های پرآبی که درحین انجام رقابت باید ازروی آنها بپرند ودرانتهای چاله چه بخواهند چه نخواهند درداخل آن فرود آمده ودرچنین شرایطی کسی که برای پاسداری ازاعتقاداتش دارای پوششی بیش ازدیگران است،طبیعتا زمانی که ازهریک ازچاله ها خارج می شود مجبوربه کشاندن باراضافی حاصل ازآبیست که قسمت پائین شلواراورا خیس نموده است وبا این حال موفق به کسب مدالی ارزشمند ونوظهوربرای کشورش می شود.
اینچنین مدالی ویا عنوانی که ساعی خواهرهمانند برادرش درمسابقات بازیهای آسیائی قطردر رشته ی تکواندوکسب نمود،نمونه هائیست از واقعیت دین ما واعلامیست عملی به همه ی آنهائی که اعتقادات مارا بازدارند ه ی ازحرکت درنزد بانوان دانسته وازآن به عنوان حربه ای برای به زیرسئوال بردن همه ی داشته ها ی دین ما سوءاستفاده می کنند.
این اتفاق،قطعا تفاوتی معنی داربا دادن سمبلیک یک پرچم به دست یک بانوی محجبه خواهد داشت ومیزان اثرگذاری داخلی وخارجی آن نیزبسیاربیش از خیلی ازسخنان وتوصیه ها می تواند درمیان اقشارمختلفی که امکان رساندن پیام واقعی دین به آنها به علل گوناگون با اشکالات آشکاری روبروست تاثیرات مثبت وماندگارخود را برجا گذارد.
آیا این کارفرهنگی تاثیرگذارتری نیست؟
میگم،کاش همون تعلیق میشدیم واجازه نمیدادن فوتبالمون تو بازی های آسیایی شرکت کنه!حداقل اون موقع می تونستیم تقصیرروبه طورکامل گردن استکبارجهانی بندازیم!
بی معرفت داورا هم،هم تواین بازی و هم توبازی قبلی،اون قدر به نفع ما سوت زدن که نمیشه باخت روگردن داور وامتیاز میزبانی قطریا هم انداخت!
حالا شمامیگین مامسئولین چکارکنیم؟!...
فرداصبح چون تهران همه ی کارام مونده،باپروازقطری برمی گردم.
امروزنتایج رشته های تیمی بخصوص بسکتبال وهندبال خیلی خوب بود.انشاءالله درادامه هم بتونن موفق عمل کنن.
شایدهفته ی دیگه اگه بتونم کاراموهماهنگ کنم،برای مسابقات اصلی رشته های انفرادی مثل کشتی،ووشو وتکواندو برگردم.
امروز رفته بودم دهکده بازیها.دهکده بازیها یه دهکده المپیک،محل اسکان تیمهاست.یعنی جایی که همه ی ورزشکارا،مربیا،سرپرستاو...دراون ساکنن.یک شهرکوچکه.رستورانی به بزرگی یک زمین فوتبال،سینما،سالنها ومکانهای ورزشی وتفریحی مجزا ازمحلهای مسابقات و...وازهمه مهمترآدمایی که سیاه وسفیدوزرد درکنارهم به دور ازتبهکاری های رایج دنیا ومتکی به تلاش وزحمات طاقت فرسایشون،دریک رقابت تعریف شده،شفاف وسالم به دور ازدو رویی وضربه ازپشت سر زدنها،و ده ها ویزگی انسانی دیگه،یک شهررویایی را بوجود آورده ان...یادش بخیر.من هم روزگاری اهل این شهربودم.
خوشحالم که هنوزبه این شهر حداقل راهم می دهن.
مراسم افتتاحیه رودیدین؟!فکرکنم جالب بود.می دونین چرامیگم فکرکنم؟چون دردوره های قبل همیشه خودم داخل مراسم بودم.یا ورزشکاربودم یامسئولیتی داشتم.بنابراین نمی تونستم به طورکامل تماشا کنم.اما این دفعه کامل دیدم شایدیک روزهم قرارشد ما برگزارکننده باشیم!بالاخره باید تجربه ای وجودداشته باشد.
ازمقدمات که بگذریم،انصافا مراسم آبرومندانه ای بود.آبرومندانه میگم چون هرچی نباشه ایناهم مسلمونن ودرمراسمشون هم دراول باترسیم"سلام علیکم"درکنارکلمه ی"صلح"توسط انسان وترانه ای با بهره گیری ازنام خدا وپیامبرو... درفضای تخریبی که برای مسلمونها ایجادشده نی میتونه خیلی تاثیرگذار باشه.
ازاین حرفا بگذریم،یادش بخیر جوونیا.چه زود گذشت.آدم باورش نمیشه!
معمولا این نوع رویدادها فرصتیه برای توسعه کیفی کشورمیزبان وبهره گیری حداکثری ازقابلیتهای ملی ونیروی انسانی موجود درسطح کشور.اما این بازیها تنها محلی بوده برای معرفی بیشتر اروپاییاواسترالیاییا!همه چیزتوسط خارجیها تدارک دیده شده.سالنهاوساختمانهای اضافی دلت بخواد.بریز وبپاش عجیب وغریبی کردن.وپیمانکاراهم تا خواستن قطریا رو سدکیسه کردن.
باهمه این احوال،زمان رسیدن به فرودگاه دوحه ۴ساعت معطل ساکامون بودیم.من هم چون همیشه ازهمومن مسیرعادی رفت وآمد می کنم،همه ی کسایی که باهم اومده بودیم واونا ازV.I.Pکارشون انجام شدورفتن،اما من باتعدادی ازبچه های تیمهای ایرانی وحتی خارجی ای که با پروازهای دیگه اومده بودن،درپای ریل مربوط به تحویل چمدونا مونده بودیم.
اما اززمانی که وارد شدیم الحق والانصاف خوب میزبانی دارن می کنن.
سلام![]()
من دوحه قطر،محل برگزاری بازیهای آسیایی هستم.امروز رئیس جمهورهم اومده بود وازصبح تاحالا چنددیدار،ازجمله باورزشکاران اعزامی،دردهکده المپیک،با امیرقطر،باایرانی های مقیم،نخست وزیرفلسطین ودرنهایت شرکت درمراسم افتتاحیه ی بازیهاراداشت.دیداربا بچه ها درمحل اقامتشان دردهکده المپیک واقعا کارجالبی بودکه هیچ وقت اتفاق نیفتاده بودواعزای کاروان هم بااینکه درگیرتمرین واستراحت بودن،ولی خوب ازحضورایشان استقبال کردن خوشحال بودن.درمجموع فکرکنم تاثیرخوبی روی روحیه ی تیمها بذاره.
سلام
WORLD FORUM
((SPORT AND A WORLD OF HARMONY:
THE ROLE OF OLYMPIC EDUCATION AND CULTURALE)).
این عنوان اجلاسیه که من به همراه مدیرکل ترتیب بدنی وزارت علوم ومعاون مدیرکل ورزش بانوان سازمان تربیت بدنی،برای شرکت درآن به پکن رفته بودیم.حتما می دونین که المپیک 2008درچین خواهد بود ودرآستانه برگذاری اون،جلسات مربوط به المپیک اکثرا دراین کشور برگذار می شه. موضوع جلسات همانطور که ازعنوانش مشخصه،درمورد،آموزش،فرهنگ والمپیک بود.اینکه چقدر تونستیم حضوری پرباردراونجا داشته باشیم،مطلبیست که زیاد ازبهره کاملش مطمئن نیستم.چون مسلما اگربرنامه ریزی بهتر وزودتری انجام شده بود،احتمالامیشد امیدواربه بهره برداری مناسبتری هم بود.اما به هرحال آنچه که بر اساس شرایط توانستم انجام بدم علاوه برشرکت درجلسات،ارائه ی پیشنهاد معرفی ورزشکار نمونه والگوی رعایت اخلاق انسانی توسط کمیته بین المللی المپیک ویونسکو در کنار معرفی بهترین ورزشکاران سال که بطور طبیعی هرساله انجام میشه،بود که اتفافا مورد استقبال هم قرار گرفت ودربیانیه ی پایانی اجلاس هم آمد.
اما مهمترازهمه جلسه ای بود که با « دکتر روگ »رئیس کمیته بین المللی المپیک داشتم ودرخواست انتخاب نماینده ای از ایران به عنوان عضو کمیته بین الملی المپیک مطرح کردم،آقای روگ هم قول حمایت داد، هرچند موفقیت در کسب این جایگاه، نیازمند پی گیری مصرانه مسئولین کمیته المپیکه وامیدوارم این کار رو پشت گوش نندازن.
سلام
حتما خبر دوپینگ 9 نفر از11 ملی پوش وزنه برداری ایران رو شنیده اید.این مسئله از اتفاقات نادر دردنیای ورزشیه،که یک تیم باچنین مشکلی روبرو بشه.این وضعیت تااونجاکه من به یاد دارم فقط برای ورزش آلمان شرقی پیش میامد،چون در اون زمان که آلمان به دو کشور آلمان شرقی وغربی تقسیم میشد،ورزش آلمان شرقی به کشوری که به صورت تشکیلاتی وباحمایت مسئولین ورزشش ازداروهای نیروزای غیرمجازاستفاده میکردن وبه قهرمانان تیمهای ملی خود این چنین داروهایی راتجویزمیکردن، شناخته شده بودواین یک بی آبرویی بزرگ برای آن کشورنه تنها در ورزش بلکه درفضای دیپلماتیک جهان ایجادکرده بود.حال بعد ازآن دوران،امروز این اتفاق برای ورزش ایران،باعث زیر سئوال رفتن حیثیت ما دردنیا را فراهم کرده.اما متاسفانه هنوزشاهد هیچ گونه عکس العمل مشهودی ازسوی مسئولین ورزشی نیستیم.
!گناباد
سلام.چند روز پیش رفته بودم گناباد .گناباد یکی از شهرهای جنوبی استان خراسان رضویست.علتش هم دعوت فرمانداری و...به خاطر مراسم افتتاح نورافکن های استادیوم فوتبالشون بود.چون سال قبل هم منو دعوت کرده بودن برای سخنرانی در زمان انتخابات واونجا قول تامین پول نورافکنارو ازم گرفته بودن.منم با هزار زور و زحمت تونستم پولشو از سازمان تربیت بدنی براشون بگیرم.به خاطر همین خودمو دعوت کرده بودن که برم ودر مراسم افتتاحییه اون هم حضورداشته باشم.آخه گناباد به خاطر کویری بودنش روزای گرمی داره وجوونای فوتبالیتش مجبورن فقط دم غروب تمرین کنن در نتیجه فقط 1 یا 2 ساعت وقت دارن وبه همین خاطر تعداد کمی می تونن از زمین استفاده کنن ولی حالا با این نورافکن شرایط بهتری خواهنداشت.
حالا شما این وضعیت رومقایسه کنین با وضعیت بازیکنای تیمهای باشگاهی ،باشگاهایی که با بول دولتی بازیکن چندصد ملیونی میخرن و از ورزش حرفه ای هم فقط قسمت خرج کردن از جیب بیت المال رو یاد گرفتن!خوب اینکه بازیکن با چه قیمتی خرید وفروش بشه یک مسئله است واینکه در این داد وستدچه رفتاری حاکمه موضوع دیگه ایه که فکر میکنم جای بحث مفصلی داره.
قبل از اینکه هوا تاریک بشه وما برای افتتاحییه بریم،به همراه مسئولین شهر یک جلسه وچندتا بازدید از اماکن فرهنگی ورفاهی وباستانی شهر داشتیم.(چون مبحث مجزاییه در یک پست دیگه توضیح میدم همینطور موضوع هزینه های تو ورزش رو)وقتی به ورزشگاه رفتیم و مراسم شروع شد،راستی یادم رفت بگم، همزمان، مسابقات باشگاهیشون هم آغاز شد.نورافکنارو روشن کردن. ول وله شادی از یک نورافکن معمولی!خیلی جالب بود.زمین که روشن شد،تیمها رژهشونو شروع کردن.وقتی زمین خالی ازتیمها شد،دیدن زمین خودش حکایتی داشت زمینی بر از پستی وبلندی با چاله چوله های زیاد که خط نیمه زمین به جای اینکه با گچ مشخص شده باشه با یک جوی باریک آب!دو نیمه رو از هم جدا کرده بود.واقعا تو این کشور چقدر کار زمین مونده زیاده وما به اصطلاح مسئولین هم ...!
توی بازی با پرتغال جو ورزشگاه خیلی جالب بود!

