هدیه ای بزرگ؟!
سلام
چند روزپیش در روزنامه «خبر» که اتفاقا نشریهای منتسب به جناح اصولگرا نیز هست، مطلبی به نقل از رئیس اسبق موساد را خواندم با این مضمون:
«سخنان ... احمدی نژاد، جامعه جهانی را علیه او متحد کرده است. و این خدمت بزرگ وکلیدی به ما است.
احمدی نژاد هدیهای بزرگ برای ما است ...»
مدتها بود به این مسئله می اندیشیدم که آیا مجریان امروزسیاست خارجی کشور پس از طرح مباحث گوناگون درفضای جامعه بینالملل، تأکید والزامی بر بررسی واقع بینانه ومستند ازبازخوردهای اظهارات و اقدامات شان دارند؟!
وقبل ازآن، آیا مشاوره وبرنامهریزی منطقی ومناسبی در ارتباط با نوع وشیوه موضع گیری و اظهارنظرهای هریک ازآنان وجود دارد؟!
البته می شد چنین سؤالاتی را نسبت به حوزه فعالیت های عملی واقدامات گروهی تیم ها ی اجرایی سیاست خارجی کشوردرسطح روابط وتعاملات بینالمللی نیزداشت، اما ازنظرمن هیچ گونه ضرورتی دراین خصوص وجود ندارد، چرا که عملکرد شورای امنیت ملی در این بخش، خود مؤید وجود تعقلی قابل اعتماد وتا حد قابل توجه موفق، درعرصه بین الملی بوده است.
اما درچند سال اخیر درآن بخشی که قراراست بیان کنندگان سیاست های خارجی کشور، مقام یا مقامات عالی رتبه اجرائی کشور باشند و لذا طبیعتاً کنترل واِعمال تصمیم برشیوه و روش اتخاذی آنان مقدورنیست، شاهد اظهارات گوناگون وتنشآفرین وگاه متناقضی بودهایم که درهربرههای آنچنان حواشی ای را برای کشورموجب شده که عواقب آن حتی متأثرکننده بخشهای دیگر نیز بوده است.
این وضعیت وابراز نگرانیها وانتقادات جدی طرح شده ازسوی صاحبنظران وکارشناسان خبره حوزه سیاست خارجی، زمینهای است تا طرح سؤالاتی از جنس سؤالات فوق از ذهن و زبان هر ایرانی علاقمند به میهن، نظام وامنیت ملی کشور بگذرد و با خود بیندیشد چرا بعد ازگذشت 30سال ازانقلاب وآزمون وخطاهای گوناگون درسطح سیاستهای کلان کشور، هنوزهم باید شاهد اظهاراتی غیرکارشناسانه واحساسی بود که حتی پیش بینی نتایج برخی از آنها قبل از وقوع نیزخیلی دشوارنیست
البته پر واضح است که طرح این مطلب وابراز نگرانی از تأثیرات آن قطعاً به معنای زیرسؤال بردن تمام وکمال عملکرد و موضعگیریهای مجریان سیاست خارجی کشورنیست وتصورنمی کنم هیچ ایرانی علاقمند به این مرز و بوم نسبت به بسیاری از اقدامات مدیران ارشد نظام همانند آنچه که سال گذشته رئیس جمهور در دانشگاه کلمبیا انجام داد ویا مواضع قاطع وپیشروی ایشان دربخش عمدهای از داستان پرونده هستهای ایران و... احساس غرورنکند، اما با درنظر گرفتن امواج بی امان تبلیغات منفی که ازسوی دشمنان اقتدار واستقلال کشور به انحاء گوناگون صورت میپذیرد وتمرکزی که این ابزارقدرت بر روی کوچک ترین رفتار ما به منظور وارد نمودن ضربات کاری به کلیت نظام نمودهاند، طبیعی است که رسالت مدیران تصمیم گیر وتصمیم سازسیاسی به طوراعم و راهبران حوزه سیاست خارجی به طوراخص ازحساسیت بالاتری برخورداربوده و هرخطایی درفضای مسموم دنیای امروز شاید تبعاتی غیرقابل جبران برای پاسداری از این منافع به همراه داشته باشد.
با چنین پیش فرضی باید نسبت به بخش قابل توجهی ازکارنامه سیاست خارجی دولت نهم ابرازنگرانی کرد وبه قطعیت بر وجود ضعف در مشاورهها وبرنامهریزی های بدنه کارشناسی سیاست خارجی، که مدام در بیانات ومواضع مجریان ارشد نظام سیاسی نمود دارد، تأکید ورزید. لذا به نظر میرسد در آن بخشی که اظهارات واقدامات نتیجه مثبتی به همراه داشته نیز مرهون برنامهریزی و وجود فرآیندی سیستماتیک باشد بلکه باید آنها را برآمده از توان وهوشیاری فردی مجریان دانست.
وجود بارز ضعف مشاوره در اتفاقاتی که نمونه هایی از آن ذکر می شود نمود دارد:
- هولوکاست - پرونده هسته ای ایران:
موضع آزاد اندیشانه رئیس جمهوردرخصوص بررسی مسئله هولوکاست و سؤال ایشان از دنیا درخصوص میزان قطعیت این مسئله وطرح این سخن منطقی که «اگرهولوکاست واقعیت هم دارد چرا فلسطینیها باید تاون آن را بدهند؟» درآستانه تصمیم گیری دنیا درخصوص پرونده هستهای ایران، آنچنان فضاسازی منفی را علیه امنیت ملی کشورما ن موجب شد که درنهایت زمینه ارجاع پرونده هسته ای ایران را به شورای امنیت واجماع بر روی شروع تحریم ها فراهم آورد. این اتفاق در حالی روی داد که ما سالهاست با یک موضعگیری خردمندانه هیچگاه قائل به وجود اسرائیل نبودهایم،
که حال در زمانی سرنوشتساز با زبانی تهاجمی،بهانه ای در اختیار دشمنانمان قرار دهیم.
- شورای همکاری خلیج فارس- حضور رئیس جمهور- نقشه تحریف شده – ادعای امارات
سال گذشته بود که رییسجمهور درمعیت همکاران حوزه سیاست خارجی دولت دراجلاس شورای همکاری خلیج فارس شرکت کرد و در زیر عبارت جعلی خلیج عرب که جایگزین خلیج همیشه فارس شده بود، نشست! درقطعنامه پایانی همین اجلاس نیز ادعای کذب امارات درخصوص جزایر سهگانه نیزآورده شد و در نهایت هم مشخص نشد نتایج قابل اعتنای این اجلاس و ثمره حضور بالاترین مقام اجرایی کشورکه با هدف نشان دادن حسن نیت در آن شرکت کرده بود، چه بود؟!
- دوستی با مردم اسراییل - گردشگری – معاون رییس جمهور
رحیم مشایی سال گذشته درادامه اظهارات اکثرا تنش آفرین خود،به طرح موضوع دوستی با مردم اسراییل پرداخت.
به احتمال زیاد طرح این مسئله از زبان متولی اول گردشگری کشور با نیتی به جز فراهم نمودن فضایی اطمینان بخش ومثبت به منظورتشویق گردشگران خارجی برای سفر به ایران نبوده، اما آیا تبعات کاملا قابل پیشبینی این اظهارات درسطح کشور و انعکاس فوقالعاده بینالمللی آن به نفع گردشگری تمام شد؟!
- آمریکای لاتین – کمونیسم– دیکتاتوری – توسعه ارتباطات
یکی از سیاستهای خارجی ابداعی دولت نهم، رویکرد توجه وبرقراری ارتباط حسنه با کشورهای امریکای لاتین بوده است.
این سیاست از زاویهای بسیار پسنده است و میتواند به صورتی کاملا غیرمستقیم نشان دهنده حضورایران درحیاط خلوت آمریکا به حساب آید.
اما با بررسی ودرنظرگرفتن مواردی چون: موقعیت کشورهایی مانند ونزوئلا، بولیوی، نیکاراگوئه و... در دنیای امروز، سیاستهای برآمده ازکمونسیم وگاه دیکتاتورمأبانه موجود درآنها (آخرین آن هم تصویب قانون استمرار ماندن درقدرت رییس جمهور وقت ونزوئلا بود)، ضررهای اقتصادی متاثر از تداوم این روابط با توجه به دوری راه واقتصاد ضعیف این کشورها وازهمه مهمتر عدم وجود روابطی دراین سطح با بخش عمدهای از کشورها ی صاحب اعتبار جهانی و... نقدهای کارشناسانه بسیاری را به همراه داشته ودارد.
سیاستهایی از این دست زمینهایست برای ایجاد نگرانی ها وابهامات بسیارنسبت به رویکرد دولت درحوزه سیاست خارجی وبه نظرمی رسد ادامه این روند جزایجاد تنش وازدست دادن اعتبار و اعتماد جهانی متاثرازسوءاستفاده های تبلیغاتی لابی های سنگین وبزرگ رسانهای وخبری و... صهیونیستی، دست آورد دیگری برای امنیت و منافع ملی به همراه نداشته باشد.
امید وارم دولت دهم نگاهی منطقی تروعلمی تربه مسئله سیاست خارجی بیندازد و درنظرداشته باشد که تنها با توانمندیهای فردی و به زیر سوال بردن هرگونه کارکارشناسی وتجربه ارزشمند نمی تواند درنیل به مقصود پیروزمند عمل کند.