تبليغاتX
امیر رضا خادم - سرمقاله 27

سلام

برای دهمین بار درنظامی که مبنا و رسالت آن نیل به هدفی به نام "مردم سالاری دینی"ست، شمارش معکوس انتخابات ریاست جمهوری آغازشده وگروه ها وجریانات مختلف سیاسی ، هر روز بیش از روز قبل ، درحال افزودن برتلاش خود به منظور جلب آراء مردم به سمت کاندیدای حزب و جناح شان هستند.

هرچند این شرایط مختص به جناح های سیاسی هم نبوده وگروه های مرجع جامعه که دوطیف عمده آنها یکی ملقبین به روشنفکری ودیگری منتسبین به حوزه فرهنگ هستند نیز بر خود فرض دانسته اند کم وبیش وارد گود انتخابات شده و مردم را ترغیب به مشارکت درانتخابات و حمایت از نامزدی كنند که ارجح مي دانند­، درمیان آنها عده ای آنچنان برعقیده و نظرخود مصرند که گاه برای اثبات آن به مجادله و مناقشات لفظی با یکدیگر حتی در سطح رسانه ای می پردازند.

البته پر واضح است که چنین وضعیتی قبل از هرچیز دربطن خود نشان ازتثبیت و قوام بیش ازپیش نظام جمهوریت واسلامیت حاکم برکشور دارد.چنانکه بخش عمده ای ازنیروهای اپوزیسیون نظام نیزبرخلاف رفتارهای بازدارنده گذشته ، درحال حاضر به ترغیب مردم برای شرکت درانتخابات و رای به نامزدهایی تشویق می کنند که پس ازگذر از مرحله تأييد صلاحیت امکان ورود به عرصه رقابت های انتخاباتی را بدست آورده اند!

اما آنچه نگارش این سطور را باعث شد ، نه موضوع میزان یا کیفیت تاثیرات عمومی این حضورهمه جانبه بلکه طرح انتقاد نسبت به  عملکرد اجتماعی،سیاسی جامعه بزرگ نخبگان ورزشی کشوراست.

نخبگان ورزشی همانند اصحاب هنر در همه کشورها به عنوان یکی از گروه هاي مرجع اجتماعی محسوب می شوند.

این ویژگی در کشور ما با توجه به علاقه عمومی نسبت به مسائل مختلف اجتماعی ، سیاسی و...از یک سو و فقدان احزاب سیاسی شناسنامه دار از سوی دیگر اهمیت وتاثیر گذاری بیشتری نیزدارد واز اين رو رسالت نخبگان وگروه های مرجع مانند روحانیون،هنرمندان ، ورزشکاران،معلمان و... درشناساندن وترغیب اقشارگوناگونی اجتماعی به منظورهمراه نمودن آنان با اهداف عالیه کشور ونظام بسیاراستراتژِیک وموثراست.

به همین خاطردرطول 30 سال گذشته همیشه شاهد فعالیت های محسوس هریک ازاین طیف های مرجع در اطلاع رسانی وتشویق جامعه به سمت نامزد یا نامزدهای معرفی شده برای اداره حوزه های مختلف اجرایی ویا قانون گذاری کشوربوده ایم .

دراین میان شاید تنها گروه مرجعی که حضورغیرموثر ومنفعلانه ای داشته، جامعه نخبگان ورزشی بوده اند.

اینکه چرا چنین رویکردی که غالباً ، وجود روحیه عافیت طلبی ومصلحت اندیشی اهالی ورزش را به ذهن جامعه متبادر می سازد،درمیان بخش عمده ای ازاین قشر وجود دارد، سوالیست که می توانند علل متعدد داشته باشد:

-          شاید یکی ازعلل وجود این رفتارمنفعلانه، مشغولیت های ذهنی ورزشکار،مربی ومدیر ورزشی با مسائل روزمره ای باشد که به منظور نیل به مقصود درحال دست وپنجه نرم کردن با آنها است ، وبه همين خاطر  ورود به مسائل سیاسی...موجب وقفه افتادن درکار ودرگیرشدن او با عواقب مسائل حاشیه ای متاثراز نتایج کارهای سیاسی  شود. عواقبي مانند برخوردهای کینه جویانه گروه پیروز یا مواردی این چنینی باعث می شود طیف فعالان ورزشی رغبتی به حضور جدی درفضای حمایتی و چالشی انتخابات نداشته باشد.

-          عده ای نیز معتقدند علت وارد نشدن جدی جامعه ورزش به مبحث انتخابات ، سطح نازل دانش واطلاعات سیاسی واجتماعی و... آنان برای ترغیب جامعه له یا علیه کاندیدا ها یا گروه های مختلف است!

-          یک چهره مشهور ورزشی فارغ از هر جریان سیاسی، مطلوبیت و مقبولیتی عمومی دارد و قطعا منتسب شدن به یک جریان خاص باعث افتادن او از چشم جریانات مقابل شده و با یک نگاه عافيت طلبانه و منفعت جويانه، ورود به چنین فضایی منطقی به نظرنمی رسد!

این موارد وبرخی دیگر از مسایل مبتلابه جامعه ورزشی را گروهی از آشنایان با فضاي ورزشی و روحیه ورزشکار ومربی ومدیر به عنوان علل حضور كم رنگ  ورزشی ها در رقابت های سیاسی طرح می کنند اما من معتقدم با برخی از این موارد مخالفم و برخی دیگر نیز برایم قابل توجیه نیست.چرا؟! چون معتقدم اگرجامعه ورزش به قصد عدم ورود به حاشیه از حضور فعال درانتخابات پرهیز میکند، پس چگونه است که بعضی از دوستان مربی و مدیر و ورزشکار را گاه درچند ستاد انتخاباتی به صورت هم زمان می توان مشاهده کردو معناي اين نوع حضور چيست؟

ورزشیها مدیران به اصطلاح ورزشی را به ياد مي آورند که در دوره پیشین انتخابات با گسیل كردن ورزشکاران رشته های تحت نفوذشان درستادهای نامزدهای مختلف، تنها به بهره های فردی وعاقبت اندیشی مذبوحانه ای همت می گماردند که البته بهره های آن را نیز از فردای انتخابات بردند وهنوز هم می برند!...

با این تفکر که "ورزشی ها ازسطح دانش اجتماعی وسیاسی قابل قبولی برخوردارنیستند"نیزموافق نیستم. چرا که اولا شرکت درانتخابات وحمایت ازیک نامزد انتخاباتی ویا ترغیب مردم به شرکت درانتخابات، نیازمند تخصص خاص ویا اطلاعات ویژه ای نیست و هر ایرانی علاقمند به سرنوشت کشورش با کمی مطالعه وبررسی شرایط کشورمی تواند به وظیفه ملی ومذهبی خود عمل كند و ثانیا،به عنوان فردی که یک دوره نمایندگی مردم را درمجلس شورای اسلامی برعهده داشته ام به جرات می گویم سطح توان ودانش نخبگان ورزشی به هیچ وجه ازسطوح گوناگونی که در رده های مختلف کشور درحال انجام خدمت هستند نازل ترنبوده و در بسیاری مواقع ارجحیت های غیر قابل انکاری نیز دارد، پس نمیتوان عدم تاثیرگذاری دربرهه انتخابات را به دلایلی این چنینی مستند كرد.

امیدوارم مصلحت اندیشی های فردی نیز دلیلی بر بي رغبتي ها نباشد که متاسفانه گويا اينچنين هم هست!

اگر دخالت دادن چنین مصالحی را دلیل برانفعال فرض کنیم، این حرکت ظلمی مضاعف به کشور و ورزش خواهد بود چرا که هنرمندان نیزکم وبیش جایگاه اجتماعی مشابهي دارند اما اعتبار ومقبوليت خود را جدای ازفعالیت هنری ازطریق ایجاد تصویری درسطح جامعه کسب کرده اند که متاثر از همین ابرازعقیده و نظرشجاعانه و نوعا درمسیرمصالح کشورشان بوده است .

به هرشکل تصورمی کنم برای نخبه ای که اگر نبود روحیه مبارزه طلبی و رشادت ها، نخبگان ورزشي، قطعا توفیقی نیز درعالم ورزش کسب نمی کردند، به خاطر ایران و حفظ اعتقادات وباورها فرض است که از هرآنچه فکر می کنيم صحیح و درمسیر صلاح کشور و دینمان است دفاع کنيم وخود را محدود ومنحصر به عرض اندام درمیدان ورزش نکرده و جاودانگی خویش را در راه خدمت دائمی و همه خوعه به کشورمان بدانيم  نه موردی و مصلحت اندیشانه...

 

نوشته شده توسط امیر رضا خادم در دوشنبه یازدهم خرداد 1388 |